مسعود کیمیایی خانه ندارد/ پشت پرده عجیب زندگی خالق قیصر
افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشدهاید
آشنایی من با بسیاری از بزرگان مثل علیرضا اسپهبد و احمد شاملو در همراهی با مسعود کیمیایی اتفاق افتاد
این بازیگر درباره شرایط تولید سخت و عدم حمایت دولتی در همکاریهایش با مسعود کیمیایی توضیح داد: «ما فیلم جنگی ساختیم اما به ما یک کلاشینکف نمیدادند. آقای کیمیایی فیلمهایش را در بازههای زمانی کوتاهی میسازد. او «سلطان» را در ۱۹ روز ساخت اما گفتیم ۲۱ روز. یادم است من در طول یکی از سالهای همراهی با او فقط سه روز او را ندیدم! مسعود کیمیایی عجیب و غریب و باهوش است. او مدیریت پنهانی دارد که شبیهش را جایی ندیدهام. کاش او آنقدر با دلش فیلم نمیساخت!»
گرامی در ادامه جلسه درباره خاطرات شیرینش از پشت صحنه ساخت آثار کیمیایی گفت: «من در فیلمی به نام «فریاد» با مسعود کیمیایی کار میکردم که قرار بود اتوبوسی را چپ کنیم و هیچ رانندهای قبول نمیکرد. در نهایت یک راننده را پیدا کردیم و در اصفهان فیلمبرداری داشتیم. یک روز به آن راننده گفتم از صبح سر صحنه حاضر باشد اما نمیدانستم چه طور او را بفرستم که صحنه چپ شدن اتوبوسش را نبینند. به او گفتم به چند مار نیاز داریم و گفت یکی از اقوامش در کاشان چند مار دارد که میتواند در اختیارمان بگذارد. او را به کاشان فرستادیم و ما در این فاصله اتوبوسش را چپ کردیم اما روغن موتورش ناگهان در اتوبوس خالی شد و دو شیشه اش هم شکست و آن زمان مجبور شدیم ۲۰۰ تومان به او پول بابت خسارتها و دستمزدها بدهیم که مبلغ نسبتا زیادی بود. ما در تولید سختیهای زیادی در آن دوران میکشیدیم، برای مثال در همکاری با رسول ملاقلیپور در فیلم «مجنون» مجبور شدم دکه تلفن بدزدم زیرا مخابرات اجازه فیلمبرداری نمیداد. آشنایی من با بسیاری از بزرگان مثل علیرضا اسپهبد و احمد شاملو در همراهی با مسعود کیمیایی اتفاق افتاد و این باعث افتخارم بود. او به شاملو و ابراهیم گلستان بسیار احترام میگذاشت.»

