داستان کوتاه طنز از خاطرات دوران کاری در بروکراسی اداری
روزی روزگاری تصمیم گرفتم در شهر خود و با توجه به تحصیل رشته هنری که داشته یک پروژه تبلیغاتی را اجرا نمایم ،این پروژه را بصورت گرافیکی ترسیم نموده و همراه با نامه به شهرداری شهر خود تحویل دهم.
زمانی که شهرداری مراجعه میکنم شهردار وقت خیلی استقبال نموده و تشویق میکند اینکار را با توجه به مراحل اداری انجام دهم
لذا با توجه به سیر مراحل قانونی پس از گذر از شورا و مقدمات، به مرحله اجرای آن رسیدم . در مرحله اجرا باید هماهنگی لازم با معاون اجرایی وقت انجام میشد که خیلی هم مشتاق به این پروژه بود به دلیل مرقوم به صرفه بودن و هم به لحاظ زیبایی بصری مطلوب سطح شهر میبود.
یروزی ایشان با من قرار گذاشته و تصمیم گرفتند تعداد 20 عدد از این تابلو های در نظر گرفته شده را با زیر مجموعه خود در شهرداری که قبلا هماهنگ نموده بودند و مکان های در نظر داشته را از بین 30یا 40 نقطه بود را برای این 20 تابلو انتخاب نمایند.
اخلاق شخصی ایشان طوری بود زمانی که وارد اتاق خود میشدند کسانی که در اتاق انتظار ایشان به عنوان ارباب رجوع حضور داشتند کاملا سکوت سنگینی آنجا را فرا میگرفت و استرس قالب میشد! در همان لحظه ایشان با مسئول دفتر خود هماهنگ نموده و بنده را خواستند داخل اتاقشان . ایشان به من گفتند ما تعداد 40 نقطه را با هماهنگی امور شهر شهرداری در نظر داریم برای نصب پروژه تبلیغاتی شما حالا از بین این 40 نقطه دو تا شما میگی دو تا ما میگیم با هم به تفاهم میرسیم و قرارداد نهایی میشه. من هم گفتم چشم .
ایشان شروع کردند به انتخاب نقاط مورد نظر، دیدم شش نقطه را گفتند و من هم چشمم به لیست نقاط بود که یک نقطه خیلی خوب اومد به نظرم ، ایشان هشتمین نقطه را هم گفتند که من اولین مکان مورد نظرم را پیشنهاد دادم و زمین و زمان یهو بهم چسبید!
من از جلوی میز ایشان دو قدم رفتم عقب با صدای بلندی که داشتن خطاب به من: همه رو شما نباید بگی که !! لیست رو انداختن روی و میز گفتند اگه اینجوریه اصلا نمیخواد! و این در حالی بود که من اولین نقطه را بعداز انتخاب هشتمین نقطه خودشان پیشنهاد داده بودم ! :)
با یک دلهره عجیبی گفتم ببخشید، همه رو شما بگین . دیدم ایشان لیست رو برداشتن و بدون در نظر گرفتن حق انتخاب من ،همه رو خودشون انتخاب کردن و لیست انتخابی رو به من تحویل دادن !
از خاطرات دوران کاری خودم درسال 1390 :)
به قلم علیرضاشکوهی/
