گفتگو با "زهرا صدری" کارگردان نمایش گالوانیزه: اهالی تئاتر در ارائه خوراک فرهنگی درست به مخاطبان مسئولیت سنگینی دارند
افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشدهاید
به گزارش هنر گیلان نمایش "گالوانیزه" به نویسندگی، طراحی و کارگردانی زهرا صدری از اول تیر در تماشاخانه نارون رشت به روی صحنه رفته و تا ۷ تیر ادامه دارد.
به همین بهانه گفتگویی با زهرا صدری نویسنده، طراح و کارگردان این نمایش انجام داده ایم تا با حال و هوای این اثر بیشتر آشنا شویم.
در ابتدا راجع به ویژگی ها و حال و هوای متن این نمایش که نوشته خودتان است بفرمایید و اینکه چقدر برای این کار تمرین و کار شده است؟
این نمایش یک مسئله اجتماعی را بیان می کند که بر یک تم واحد استمرار ویرانی استوار است. ما در جامعه ای زیست می کنیم که برای چیزهایی که در معرض نابودی هستند و باید تغییر کنند مقاومت می کنیم. این اثر ۸ ماه پیش در حد یک ایده در ذهن من شکل گرفت و پس از آن به صورت گروهی تمرینات را آغاز کردیم و متن در طی تمرینات هر مرحله بازنویسی شد تا به متن نهایی رسیدیم که اکنون به روی صحنه است.
راجع به گروه بازیگران این کار که همگی از چهره های جوان و کمتر شناخته شده هستند بفرمایید
رویکرد شما در سالهای اخیر در نمایش هایی مثل شهر کوچک ما و.. هم استفاده از چهره های جوان بوده در مورد این موضوع بفرمایید.
بله، تمام بازیگران این نمایش، جوان و از نسل نو هستند. می توان گفت که این به نوعی شیوه کاری من است. کنکاش نسل نو برای من بسیار حائز اهمیت است و استفاده از جوانانی که هر کدام می توانند آینده تئاتر استان باشند. تلاش کردم در حد توان آنها را شناسایی و معرفی کنم. خیلی از اینها در شاخه های مختلف نمایش مانند تئاتر فیزیکال یا نویسندگی و... می توانند موثر باشند. اگر نسل جدیدی که وارد چرخه نمایش شده اند؛ توسط ماها که کار بیشتری انجام دادهایم وارد عرصه نشوند، این نسل که گنجینه تئاتر استان هستند، ممکن است فراموش شوند.
این متن نوشته خودتان هست، به طور کلی بیشتر تمایل شما کار کردن متن های نوشته خودتون بوده یا اینکه تفاوتی ندارد، اولویت شرایط اجرا و متن هست؟
اگر در طی سال بخواهم یک یا دو نمایش بر روی صحنه ببرم، معمولا یک متن نوشته خودم را برای اینکه سطح کارگردانی ام، بر روی متن خودم چگونه است انتخاب می کنم. اما در ضمن، استفاده از متن های اساتید هم در برنامه کاری ام است. مانند متن خاطرات یک هنرپیشه نقش دوم که نوشته استاد بهرام بیضایی، یا متن هایی مانند لبخند باشکوه آقای گیل و مرگ در پاییز نوشته استاد رادی بود یا نمایش شهر کوچک ما که یک اثر خارجی نوشته وایدل بود. پروژه بعدی من هم نمایش پرده خانه استاد بهرام بیضایی است. به طور کلی اگر در طول سال بتوانم یکی از متن های نوشته خودم را به روی صحنه ببرم، این می تواند جای محک و آزمون و خطایی برای من باشد.
بعنوان یکی از فعالان حوزه نمایش که هر سال معمولا چند کار به روی صحنه می برید، اصلی ترین چالش ها و مشکلات تولید یک تئاتر رو در چی می دانید؟
من در طول سال دو یا چند اثر به روی صحنه می برم، اما فعالیتم در چند شاخه است. مثلا هم عنوان معلم با بچه های هنرستان کار می کنم و هم با عزیران سندروم داون فعالیت دارم. مهم ترین چالشی که با آن مواجه هستم، بحث محدودیت سخت افزارها است، عواملی مثل سالن، نور و....
یک تئاتری باید خودش را به هر آب و آتشی بزند که شیوه های مختلف تبلیغاتی را پیش ببرد تا بتواند تئاتر در سبد فرهنگی مردم قرار دهد. اما کاش شرایطی فراهم شود تا مسئولین هم یک فضاهای تبلیغاتی مانند تبلیغات محیطی و... را اضافه کنند تا به گروهها کمک بیشتری شود.
به طور کلی فضای امروز تئاتر گیلان رو چطور می بینید؟
به نظر من هنرمندان تئاتر گیلان، به نسبت سالهای پیش خیلی پویاتر شده اند. هم در جشنواره های مختلف مقام کسب می کنند و هم در طول سال اجراهای زیادی را در روی صحنه می بینیم. ولی چیزی که من به شخصه شاهدش هستم که کمی انگیزه های تئاتری ها کاهش یافته که به نظرم بیشتر به دلیل فشارهای اقتصادی است، جامعه تئاتری ما به لحاظ وقت گذاشتن و بالا بردن سطح کیفی کار، مقداری کم لطفی می کنند. بهرحال ما در مقابل مخاطبی که به دیدن کار می آید، مسئول هستیم. مسئول چیزی هستیم که به عنوان خوراک فرهنگی به مخاطب می دهیم. بنابراین خیلی باید در سطح کیفی آثار وسواس بیشتری به خرج دهیم.
این نمایش در تماشاخانه نارون اجرا می شود، در خصوص وجود پلاتوهای خصوصی در رشت بفرمایید که چقدر توانسته کمبود سالن رو جبران کند؟
وجود تماشاخانه های خصوصی خیلی توانسته به مشکل کمبود سالن کمک کند. چون ما دو سالن نمایش دولتی داریم که عملا یکی از آنها بلااستفاده است. البته از طرفی بخش مالی قضیه هم هست، چون گروهها از لحاظ اقتصادی با مشکل مواجه هستند. اگر تماشاخانه ها آنقدر تعرفه ها را بالا نبرند، می تواند کمک کننده باشد. به نظر من، اگر دولت امکانات دولتی را نتواند در اختیار گروهها بگذارد، حداقل به بخش های خصوصی کمک کند.
مثلا بعضی مکان هایی که بلااستفاده هستند را در اختیار افرادی که سرمایه ای دارند و می توانند تماشاخانه یا مکان فرهنگی راه بیندازند قرار دهد. حداقل اگر این مورد را پوشش دهند، ما می توانیم مکان های فرهنگی بیشتری را داشته باشیم.
با توجه به اینکه سالن تئاتر شهر هم، مجددا راه اندازی شده، این اتفاق را چطور می بینید؟
سالن تئاتر شهر، سالن استانداردی است که بلااستفاده بوده و راه اندازی مجدد آن بسیار اتفاق خوشایندی است. اینکه در آن سالن، بسیاری از بزرگان و پیشکسوتان اجرای نمایش داشته اند، برای امثال ما دلگرمی است که بتوانیم در آنجا اجرای نمایش داشته باشیم. اگر فضایی در آنجا باشد که تبدیل به پلاتو شود، خیلی می تواند اتفاق بهتری باشد.
با توجه به اینکه همزمان چندین نمایش در سالن های مختلف رشت و شهرستان ها به روی صحنه است، این اتفاق همزمانی اجراها رو به نفع گروههای نمایشی می دانید یا به ضرر آنها؟
همزمانی اجراها نشات گرفته از محدویت سالن هاست که به آن اشاره کردم. اگر من تئاتری بدانم که در جدول اجرایی قرار می گیرم که سالن در اختیارم قرار می گیرد یا حداقل دو یا سه سالن هست که می تواند اجراهای من را پوشش دهد، دیگر به آن تراکم اجرایی نمی رسیم. از طرفی به خاطر افزایش هزینه ها، قیمت بلیط هم افزایش یافته و باید مخاطب را درک کنیم که در سبد فرهنگی ماهانه اش نهایتا یک یا دو تئاتر بتواند ببیند. حق انتخاب مخاطب براساس شیوه کاری کارگردان یا گروه تعیین کننده است. به طور کلی فکر می کنم همزمانی اجراها تا حدی به ضرر گروههای نمایشی است.
در پایان این گفتگو، اگر حرف ناگفته ای دارید بفرمایید.
فرهنگ و هنر جز بدنه اجتماع است. ما به عنوان مردمی یک در این جامعه زیست می کنیم، باید در سبد فرهنگی خود تئاتر، سینما، کتاب و... را قرار دهیم تا علاوه بر حمایت از هنرمندان، سطح آگاهی و آشنایی با مقوله های فرهنگی را در خود افزایش دهیم. هم هنرمندان و هم مردم دست به دست هم دهند تا بدنه فرهنگی جامعه را مستحکم تر کنند. برای همه هنرمندان و هنردوستان آرزوی توفیق دارم و امیدوارم حمایت ها هم از طرف مردم و هم نهادهای دولتی بیشتر شود.
اکبر حیدرپور/

