نشانه ها هشدار میدهند؛ نگاهی به متن و اجرای نمایش سمفونی گرگ نر به کارگردانی نگار نادری
نگاهی به متن و اجرای نمایش سمفونی گرگ نر به کارگردانی نگار نادری
"علیرضا روح نواز"
سمفونی گرگ نر: مولف و کارگردان:نگار نادری
بازیگران: فاطمه علی پرست، رضا مولوی، بهروز نیکو، حسین رجبی،ونوس ابراهیمی، انیا پاهکیده
گرافیست و طراح دکور:سمیه منجم
ساخت دکور: امیر تنها ، محمودصفارنیا
تاریخ اجرا: شهریور ماه سال ۱۴۰۲
مکان: رشت تماشاخانه،نارون
مولف متن را به سیاق جریان سیال ذهن و واقعگرایی با مضمونی تکراری مبنی حکمت عملی یا (بایدها و نبایدهای اخلاقی) و پیامدهای مثبت و منفی اعمال خیر و شر و تاثیرات ان در زندگی فردی و اجتماعی را بسامان میکند. اما،انچه که موجب جذابیت و حرفی تازه برای گفتن در نمایش میشود استفاده مولف بعنوان کارگردان، از کاربرد و سخن خاموش نشانه ها(رنگ قرمز و سیاه) است که در لباس و اشیاء صحنه بمانند دو لبه چاقو جلوه نمایشی یافت که متعاقبا اشاره خواهدشد. کلیت نمایشنامه در رابطه با جوانی بنام امیر(بهروز نیکو) چرخش دراماتیکی دارد که جویای کار پر درامد است تا در زمانی کوتاه ارزو و امالش دست یابد ناخواسته بدام شیادانی بنامهای،مهتاب(فاطمه علی پرست) و احمد(رضا مولایی) می افتد که در کارتولید دارو های تقلبی و مواد مخدر هستند.و اخر الامر امیر معتاد و مرتکب قتل دختر بچه ای بنام معصومه و محکوم به اعدام میشود.ودر لحظه حلق اویز شدن، اولیای دم اورا می بخشند.
مولف خلق و خوی، زاویه نگاه وچگونه زیستن کاراکترها را در همان صحنه های اغازین نمایش افشا میکند. وهیچ نقطه ابهامی برای انان باقی نمیگذارد.این امر کشش دراماتیکی متن را کم رنگ میکند.عنوان مت،سمفونی گرگ نر است. اگر فرض را براین بگذاریم که گرگ نماد نفس اماره است؟ انگاه این سوال طرح میشود که همه آدم ها سوای جنسیت از چنین نفسی که آدم ها را به کارهای پلید و غیر انسانی وسوسه ویا تحریک میکند، برخوردارند، ولی احمد در صحنه ای گرگ نر را تشبیه به نظام مرد سالاری یا (ماسکولیسم) میکند که در نظام اجتماعی در راس هرم قدرت فردی اقتدارگرا، مستبد ودیکتاتوری است.این بینش موجب خطای محاسباتی وی میگردد. او غافل از فراگیر بودن این رذیله اخلاقی است.در ادامه اشاره خواهد شد. مونولوگها و دیالوگهای احمد و مهتاب و امیر، تداعی کننده افکار و اندیشه توماس هابز فیلسوف انگلیسی(1588/1679) است. در کتاب طبع انسانی، مدعیست اگر زندگی انسانها مبنی بر طبیعت گرایی محض باشد، درچنین وضعیتی دشمن یکدیگرند و این جمله معروف از او است که انسان گرگ انسان است. وی سه عامل زیر را موجب بروز این رفتار قلمداد میکند.(1.رقابت.2.ترس 3.افتخار)
علت اول انسان را جویای سود میکند. علت دوم اورا برای حفظ جان بر می انگیزاند.علت سوم،اورا بلند اوازه میکند.(منبع کتاب ،تاریخ فلسفه سیاسی غرب.مولف،عبدالرحمان عالم.ص،240/241).در اولین جلسه آشنایی احمد(رضامولایی) خطاب به امیر (بهروز نیکو) میگوید:حق تو بگیر وگرنه حق تومیخورند، بکش وگرنه میکشنت. در نظام فکری احمد ومهتاب، جامعه جنگلی بیش نیست، انان رهبری سمفونی،تهوع اور ،وحشتناک و مرگباریرا بعهده دارند که آهنگ جاه طلبی، ثروت اندوزی، حفظ موقعیت بهرشکل ممکنه ،کشتار همنوع، زیستن از نوع تنازع بقا ودر یک کلام، اوای وحش،شنیده و احساس میشود. مهتاب در مونولوگی علل غلتیدن در این گودال مرگباررا ناشی از زندگی نکبت باری میداند که در کودکی درکنار پدر معتاد و مادر خشن داشته است. او در دوازده سالگی به اجبار رابطه جنسی را تجربه کرد. میگوید که به کرار چند جای بدنش با اتش سیگار پدر سوزانده شده است. لذا انتخاب و تاکید برحضور امیر در تیم انان صرفا بخاطر باهوش بودن امیر نیست بلکه او در نظر داشت که در پرسه زمانی ویرا جایگزین احمد کند. در نگاه مهتاب او مانند گرگ پیر و محکوم به مرگ است و نیز از او کینه بدل دارد زیرا احمد، شوهرش را کشت. لذا انگاه که مهتاب در جایگاه قدرت قرار گیرد، امیر را که سراپا درمانده ومعتاد است، با خیال اسوده به انقیاد خویش در میاورد. در صحنه ایکه احمد از قدرت گرگ نر که کنایه از مردبرتر است مغرورانه دم میزند، مهتاب میگوید: قمپز در نکن، تو الان مرد می بینی؟ودر موقعیتی ، مهتاب، امیر را که لب به مشروب نمیزد با طنازی و اغواگری وادار به شراب خواری میکند تا با او خلوتی خاص داشته باشد.. در صحنه ای احمد با لحن تند به او میگوید که امیر باید از گروه طرد شود زیرا ممکنه انان را لو بدهد ونیز از رابطه گرم او با امیر مطلع است،مهتاب بانگاه تند وبر افروخته به او میگوید من عاشق خودم هستم. نمیگذارم امپراتوریم آسيب ببینه زن سالاری در تقابل با مردسالاری در بیان مهتاب وضوح دارد.انان در چند صحنه در رابطه نقشه گرگها برای شکار طعمه ها گفتمانی دارند که بشکل نمادین اندیشه هایی را برمتابانند که،از عصر باستان تا کنون همه جنگها،کشتارها،و مصایب بشری ابشخور در حفظ یا جابجایی قدرت حاکمان بد منش دارد. در نگاه کلی به متن واجرا، بینش مولف (نگار نادری) در حوزه انسان شناسی وانتخاب سبک زندگی، ،بیطرفانه، خردمندانه و معرفت شناسانه است.کارگردان سخن حکیم سعدی را که گفت: در جهان ممکن هیچ چیز غیر ممکن نیست. با دست یازیدن به زبان نشانه وچند میزانسن مفهومی تماشایی کرد.
مهتاب(فاطمه علی پرست.) تصویردوم هم میتواند با تغییر نگرش بخود و جهان هستی مانند لیلا(انیا پاکیده) شود که در اغازین نمایش منولوگی شاعرانه و دلنشینی دارد.تصویر سوم.چتر و شال به رنگ قرمز است.)به این مضمون (که خدا از ان بالا مارا می بیند، زمین حالش خوب نیست.خدا مارا فراموش نکرده است) و هیچ کس نمی تواند تضمن کند که لیلا به خوی و خصلت مهتاب اغشته نمیشود. ملیحه (ونوس ابراهیمی ) تصویر چهارم. وی توسط برادرش امیر معتاد شذ اما اراده کرد و در ترک اعتیاد موفق شد. همانطور که گفته شد، در جهان ممکن هیچ چیز غیر ممکن نیست.بازپرس(حسین رجبی) نیز ممکنه که مثل امیر،(لهروز نیکو) معتاد شود و برای تهیه مواد مخدر بچه ای را بقتل برساند. (تصویرپنجم)با امعان نظر به مونولوگ مهتاب که در مطب دکتر از گذشته غمبارش داد سخن میدهد و نیز دیالوگ امیر با نامزذش لیلا،مولف (نگار نادری) ریشه بزه کاری و ناهنجاری در جامعه را تنها در فقر و تهیدستی و نیز دوری از فضایل اخلاقی ادمها تلقی نمیکند.بلکه اراده و انگیزه فرد را در چگونه زیستن را نیز موثر میداتد. اغاز نمایش، امیر که بمانند جنین در رحم است. فضای درام را جنایی و هولناک تصویر میکند(تصویر ششم) احمد در صحنه ای بتنهایی مهرهای صفحه شطرنج را جابجا میکند(تصویر هغتم) صفحه شطرنج نمایشگر جهان اندیشه احمد(رضا مولایی)است. رنگ مهرها قزمز است او برای غلبه بر حریفان باید مهره ها را درست حرکت دهد و کوچکترین اشتباه او در مبارزه با رقیبان مات یا به مرگ می انجامد.و اما...نقش افرینی بازیگران، فاطمه علی پرست توانست کاراکتر مهتاب را با بازی برونگرا و کنترل شده خیلی خوب ایفا کند.رضا مولایی در ارایه نقش نسبتا موفق بود.بهروز نیکو در فهم نقش و ارایه کاراکتر امیر انطور که انتظار میرفت دیده نشد.در دو موقعیت بنقش نزدیک شد. حسین رجبی در ایفای نقش بازپرس چند گام فاصله داشت.ونوس ابراهیمی گاه نزدیک و گاه از نقش دور میشد. انیا پاکیده در ایفای نقش ملحیه در غالب صحنه ها خصوصا در موقعیت دعا و زاری و استغاثه باور پذیر و خوب دیده شد. خلق چند صحنه مفهومی از کلیت کار جالب و جذاب بود. در خاتمه به تیم اجرایی خاصه مولف و کارگردان نگار نادری خسته نباشید میگویم.
(علیرضا روح نواز)

