مراسم رونمایی از آلبوم «اَ دَر واکون باد بایه»
افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشدهاید
همزمان با عید غدیر خم مراسم رونمایی از آلبوم صوتی«اَ دَر واکون باد بایه» از سوی حوزه هنری گیلان در رشت با حضور اهالی هنر برگزار شد.
به گزارش هنر گیلان، همزمان با عید غدیر خم مراسم رونمایی آلبوم صوتی «اَ دَر واکون باد بایه » با آهنگسازی و صدای موسی علیجانی از تولیدات جدید واحد موسیقی حوزه هنری گیلان در رشت با حضورچهره های فرهنگی هنری همچون فرامرز طالبی، فرهاد مهران فر ،حبیب پورسیفی، محسن آریاپاد و… برگزار شد.
مراسم رونمایی این آلبوم با تلاوت آیاتی از قرآن کریم و پخش سرود جمهوری اسلامی ایران روز دوشنبه ساعت 18 مورخ 7/6 /95 در محل پژوهشکده ی گیلان شناسی دانشگاه گیلان برگزار شد.
در ادامه ی برنامه آقای حامد پورشعبان نوازنده و نویسنده ی کتاب «موسیقی گیلان» از مجموعه دانشنامه ی فرهنگ و تمدن گیلان به ایراد سخنرانی پرداخت و برخی از ویژگی های فنی و زیبایی شناسی این اثر را برشمرد.
وی با اشاره به زیرساخت نوستالژیک آلبوم علیجانی گفت: همه ی ما کم و بیش به معنی نوستالژی آشنایی داریم. ظاهراً این عنوان یک عارضه ی پزشکی بوده که در محدوده ی سالهای ۱۶۸۸یک پزشک سوئیسی بر اساس حالات روحی دو سرباز در مقالهای این اصطلاح را به کار برد؛ سربازانی که از موطن اصلی خود دور شده بودند و غم غربت آن ها را دچار افسردگی کرده بود. این اصطلاح بعداً در روانشناسی، ادبیات و فلسفه و... نمود بیشتری پیدا کرد. طبعاً چیزی که امروزه در عرصه ی هنر از آن به عنوان نوستالژی یاد میکنیم، شاید چیزی نباشد که در عرصه ی پزشکی با آن روبه رو هستیم.
پورشعبان افزود: آثاری که با این زیرساخت آفریده شدند، چه در موسیقی، چه در ادبیات و نقاشی کم نیستند. بسیاری از هنرمندان ما از دوره ی مدرن مثلاً در عرصه ی نقاشی این دغدغه را داشتند که تکنیکهای مختلفی که از سبکهای مختلف هنر غرب در اینجا به کار گرفته میشود هیچ رنگ و بویی از فرهنگ ایرانی در آن نمی توان دید. نمایندگان دوره ی اول نقاشی مثل جلیل ضیاپور،محمود جوادی پور یا احمداسفندیاری به فکر آن بودند که چه کار کنند تا تکنیک غربی بتواند در نقاشی با رویکرد ایرانی تجلی پیدا کند. در نهایت مکاتب سقاخانه و قهوه خانه را میبینیم که محصول همین دغدغه است و همین ارجاع به گذشته باعث شده که این سبک ها به وجود بیاید.
او ادامه داد: همین طور در موسیقی به طور خاص آثاری داریم که نوستالژیک است و تداعی گذشته منجر به تولید چنین آثاری شده است. مثلاً «به یاد گذشته» ابولحسنخان صبا همین گرایش را دارد یا «چکاد» پرویز مشکاتیان میتواند یک اثر نوستالژیک باشد. البته این تداعی ها و گرایشات به گذشته را نمی توان تک بعدی تحلیل کرد.
پورشعبان با اشاره به این که در آلبوم علیجانی حس نوستالژیک همه جانبه مشخص است، افزود: معمولاً در برخورد با آثار نوستالژیک دو گونه برخورد دیده میشود: از یک زاویه این ویژگی را به عنوان ایراد اثر نگاه میکنند که صرفاً شما را به گذشته ارجاع میدهد و به نوعی احساسی است، زاویه ی دیگر نوستالژی را نکته ای مثبت تلقی می کند بسته به این که هنرمند چه قدر بتواند از نگاه به گذشته یک اثر خلاق بسازد. چیزی که در مورد این اثر میشود گفت این است که چه در سازبندی و چه در قطعات و شعرهایی که انتخاب شده است زیرساخت نوستالژیک با سویه ی خلاق در این آلبوم به کار گرفته شده است.
مثلا درسازبندی این اثر صدای فلوتریکوردر را در جایجای آن میشنویم به گونه ای که این صدا یک حس کودکانه را به مخاطب القاء میکند. البته در همه ی قطعات یک سادگی کودکانه جریان دارد. یا صدای جمعی زنان که یاد آور موسیقی شالیزار در گیلان است. از این رو ردپای نوستالژیک در این اثر را میتوان یک حسن محسوب کرد زیرا مولفههای خلاقه را با خود به همراه دارد.
وی ادامه داد: علیجانی از تونالیتههایی که موسیقی بومی گیلان را به طور کلیشه ای نشان می دهد استفاده نکرده است. این اثر میتوانست مثل خیلی از ترانههای گیلکی با همان فضای دشتی یا همان فضای محلی ارائه شود و مخاطب در همان لحظه ی اول به یاد کلیشه های موسیقی گیلان بیفتد. یا در سازبندی میتوانست از سازهای بومی مثل کمانچه،لَله و نقاره به شکل معمول استفاده کند که این کار را هم نکرده است. این حرکت در واقع یک نوع آشنازدایی از کلیشههای رایج است. این دوری از سلیقههای رایج نکته ی مثبت کار علیجانی است.
او در ادامه با اشاره به این که هنرمندان ما در گروههای مختلف غالباً تصنیفها و ترانههای گیلکی را بازخوانی میکنند، افزود: نهایت کاری که ما امروز شاهد هستیم این است که همان آثار قدیم را با تغییراتی سطحی مثل اضافه کردن یک نقاره یا کمانچه بازخوانی میکنند و گمان میکنند که موسیقی فولکلور را دارند به شکل بسیار مطلوبی ارائه میدهند در حالیکه با این کار به موسیقی محلی و بافت موسیقی محلی ما لطمه میزنند. مثلاً اگر ترانه «رعنا»به طور مکرراجرا شود نه تنها دیگر هیچ تشخصی پیش مخاطب ندارد بلکه آن جانمایهای که میتوانست با شنیدن رعنا مخاطب را ارضا کند همان نیز تبدیل به تکرار مکررات خواهد شد.
پورشعبان اضافه کرد: آنچه این اثر را در نوع خود مدرن کرده این است که مولف در رابطه با ملودیهایی که ساخته، نوع سازهایی که به کار گرفته و صداهایی که استفاده کرده دست به آشنایی زدایی زده است. همین طور در اشل کوچکتری سعی کرده به چندصدایی نیز فکر کند و این میتواند برای موسیقی گیلان نکته ی مثبتی باشد. غیر از سالهایی که حسین حمیدی در اوایل دهه ی هفتاد کارهای آقای پوررضا را بازنویسی و بازاجرا کرد و اتفاقاً کار قابل ملاحظهای هم از آب درآمد، بعد از آن دیگر شاهد کار جدید و رو به جلویی نبودیم.
او همچنین گفت: اگر از کار علیجانی یک معدل بگیریم،نمره ی قابل قبولی خواهد داشت هم جنبه ی دراماتیک اثر بالا است وقطعات این آلبوم را میشود در حوزههای دیگری مثل حوزه نمایش هم اجرا کرد.
در ادامه ی این برنامه فیلم کوتاهی از پشت صحنه ی تولیدات این آلبوم برای حضار پخش شد بعد از پخش فیلم، موسی علیجانی به اجرای زنده پرداخت و سه قطعه را به صورت زنده با تکنوازی پیانو اجرا کرد.
در بخش پایانی برنامه با حضور آقایان غلامرضا قاسمی ریاست حوزه هنری،سیدهاشم موسوی رییس پژوهشکده گیلان شناسی دانشگاه گیلان،فرهاد مهران فر فیلمساز،فرامرز طالبی پژوهشگر،محسن آریاپاد شاعر و ترانه سرا،فرامرز حساس مترجم و مشاور آهنگساز،محمد رنجبرمعاف مدرس موسیقی از این آلبوم رونمایی شد . لازم به ذکر است آلبوم موسیقی «اَ در واکون باد بایه» شامل 6 قطعه با شعرهایی از غلامرضا مرادی ،محسن آریاپاد و موسی علیجانی از شاعران و ترانه سرایان استان است که تنظیم این قطعات هم برعهده موسی علیجانی بوده است.
همچنین «اَ در واکون باد بایه»، «اورگن صدایه»، «تومه اوخان»، «ماره»، «قدیمی بازئن»و«مقدمه» نیز از قطعات این آلبوم است که نوازندگی این آثار را حسن ساغری (اصوات الکترونیک)، احمد قربانی (نقاره)، مصطفی گلشن (ابوا)، پدرام معروفخوانی (فلوت)، موسی علیجانی (ویولون، ویولا، پیانو و سازهای کوبهای) در این آلبوم برعهده داشتهاند.
به گزارش هنر گیلان، همزمان با عید غدیر خم مراسم رونمایی آلبوم صوتی «اَ دَر واکون باد بایه » با آهنگسازی و صدای موسی علیجانی از تولیدات جدید واحد موسیقی حوزه هنری گیلان در رشت با حضورچهره های فرهنگی هنری همچون فرامرز طالبی، فرهاد مهران فر ،حبیب پورسیفی، محسن آریاپاد و… برگزار شد.
مراسم رونمایی این آلبوم با تلاوت آیاتی از قرآن کریم و پخش سرود جمهوری اسلامی ایران روز دوشنبه ساعت 18 مورخ 7/6 /95 در محل پژوهشکده ی گیلان شناسی دانشگاه گیلان برگزار شد.
در ادامه ی برنامه آقای حامد پورشعبان نوازنده و نویسنده ی کتاب «موسیقی گیلان» از مجموعه دانشنامه ی فرهنگ و تمدن گیلان به ایراد سخنرانی پرداخت و برخی از ویژگی های فنی و زیبایی شناسی این اثر را برشمرد.
وی با اشاره به زیرساخت نوستالژیک آلبوم علیجانی گفت: همه ی ما کم و بیش به معنی نوستالژی آشنایی داریم. ظاهراً این عنوان یک عارضه ی پزشکی بوده که در محدوده ی سالهای ۱۶۸۸یک پزشک سوئیسی بر اساس حالات روحی دو سرباز در مقالهای این اصطلاح را به کار برد؛ سربازانی که از موطن اصلی خود دور شده بودند و غم غربت آن ها را دچار افسردگی کرده بود. این اصطلاح بعداً در روانشناسی، ادبیات و فلسفه و... نمود بیشتری پیدا کرد. طبعاً چیزی که امروزه در عرصه ی هنر از آن به عنوان نوستالژی یاد میکنیم، شاید چیزی نباشد که در عرصه ی پزشکی با آن روبه رو هستیم.
پورشعبان افزود: آثاری که با این زیرساخت آفریده شدند، چه در موسیقی، چه در ادبیات و نقاشی کم نیستند. بسیاری از هنرمندان ما از دوره ی مدرن مثلاً در عرصه ی نقاشی این دغدغه را داشتند که تکنیکهای مختلفی که از سبکهای مختلف هنر غرب در اینجا به کار گرفته میشود هیچ رنگ و بویی از فرهنگ ایرانی در آن نمی توان دید. نمایندگان دوره ی اول نقاشی مثل جلیل ضیاپور،محمود جوادی پور یا احمداسفندیاری به فکر آن بودند که چه کار کنند تا تکنیک غربی بتواند در نقاشی با رویکرد ایرانی تجلی پیدا کند. در نهایت مکاتب سقاخانه و قهوه خانه را میبینیم که محصول همین دغدغه است و همین ارجاع به گذشته باعث شده که این سبک ها به وجود بیاید.
او ادامه داد: همین طور در موسیقی به طور خاص آثاری داریم که نوستالژیک است و تداعی گذشته منجر به تولید چنین آثاری شده است. مثلاً «به یاد گذشته» ابولحسنخان صبا همین گرایش را دارد یا «چکاد» پرویز مشکاتیان میتواند یک اثر نوستالژیک باشد. البته این تداعی ها و گرایشات به گذشته را نمی توان تک بعدی تحلیل کرد.
پورشعبان با اشاره به این که در آلبوم علیجانی حس نوستالژیک همه جانبه مشخص است، افزود: معمولاً در برخورد با آثار نوستالژیک دو گونه برخورد دیده میشود: از یک زاویه این ویژگی را به عنوان ایراد اثر نگاه میکنند که صرفاً شما را به گذشته ارجاع میدهد و به نوعی احساسی است، زاویه ی دیگر نوستالژی را نکته ای مثبت تلقی می کند بسته به این که هنرمند چه قدر بتواند از نگاه به گذشته یک اثر خلاق بسازد. چیزی که در مورد این اثر میشود گفت این است که چه در سازبندی و چه در قطعات و شعرهایی که انتخاب شده است زیرساخت نوستالژیک با سویه ی خلاق در این آلبوم به کار گرفته شده است.
مثلا درسازبندی این اثر صدای فلوتریکوردر را در جایجای آن میشنویم به گونه ای که این صدا یک حس کودکانه را به مخاطب القاء میکند. البته در همه ی قطعات یک سادگی کودکانه جریان دارد. یا صدای جمعی زنان که یاد آور موسیقی شالیزار در گیلان است. از این رو ردپای نوستالژیک در این اثر را میتوان یک حسن محسوب کرد زیرا مولفههای خلاقه را با خود به همراه دارد.
وی ادامه داد: علیجانی از تونالیتههایی که موسیقی بومی گیلان را به طور کلیشه ای نشان می دهد استفاده نکرده است. این اثر میتوانست مثل خیلی از ترانههای گیلکی با همان فضای دشتی یا همان فضای محلی ارائه شود و مخاطب در همان لحظه ی اول به یاد کلیشه های موسیقی گیلان بیفتد. یا در سازبندی میتوانست از سازهای بومی مثل کمانچه،لَله و نقاره به شکل معمول استفاده کند که این کار را هم نکرده است. این حرکت در واقع یک نوع آشنازدایی از کلیشههای رایج است. این دوری از سلیقههای رایج نکته ی مثبت کار علیجانی است.
او در ادامه با اشاره به این که هنرمندان ما در گروههای مختلف غالباً تصنیفها و ترانههای گیلکی را بازخوانی میکنند، افزود: نهایت کاری که ما امروز شاهد هستیم این است که همان آثار قدیم را با تغییراتی سطحی مثل اضافه کردن یک نقاره یا کمانچه بازخوانی میکنند و گمان میکنند که موسیقی فولکلور را دارند به شکل بسیار مطلوبی ارائه میدهند در حالیکه با این کار به موسیقی محلی و بافت موسیقی محلی ما لطمه میزنند. مثلاً اگر ترانه «رعنا»به طور مکرراجرا شود نه تنها دیگر هیچ تشخصی پیش مخاطب ندارد بلکه آن جانمایهای که میتوانست با شنیدن رعنا مخاطب را ارضا کند همان نیز تبدیل به تکرار مکررات خواهد شد.
پورشعبان اضافه کرد: آنچه این اثر را در نوع خود مدرن کرده این است که مولف در رابطه با ملودیهایی که ساخته، نوع سازهایی که به کار گرفته و صداهایی که استفاده کرده دست به آشنایی زدایی زده است. همین طور در اشل کوچکتری سعی کرده به چندصدایی نیز فکر کند و این میتواند برای موسیقی گیلان نکته ی مثبتی باشد. غیر از سالهایی که حسین حمیدی در اوایل دهه ی هفتاد کارهای آقای پوررضا را بازنویسی و بازاجرا کرد و اتفاقاً کار قابل ملاحظهای هم از آب درآمد، بعد از آن دیگر شاهد کار جدید و رو به جلویی نبودیم.
او همچنین گفت: اگر از کار علیجانی یک معدل بگیریم،نمره ی قابل قبولی خواهد داشت هم جنبه ی دراماتیک اثر بالا است وقطعات این آلبوم را میشود در حوزههای دیگری مثل حوزه نمایش هم اجرا کرد.
در ادامه ی این برنامه فیلم کوتاهی از پشت صحنه ی تولیدات این آلبوم برای حضار پخش شد بعد از پخش فیلم، موسی علیجانی به اجرای زنده پرداخت و سه قطعه را به صورت زنده با تکنوازی پیانو اجرا کرد.
در بخش پایانی برنامه با حضور آقایان غلامرضا قاسمی ریاست حوزه هنری،سیدهاشم موسوی رییس پژوهشکده گیلان شناسی دانشگاه گیلان،فرهاد مهران فر فیلمساز،فرامرز طالبی پژوهشگر،محسن آریاپاد شاعر و ترانه سرا،فرامرز حساس مترجم و مشاور آهنگساز،محمد رنجبرمعاف مدرس موسیقی از این آلبوم رونمایی شد . لازم به ذکر است آلبوم موسیقی «اَ در واکون باد بایه» شامل 6 قطعه با شعرهایی از غلامرضا مرادی ،محسن آریاپاد و موسی علیجانی از شاعران و ترانه سرایان استان است که تنظیم این قطعات هم برعهده موسی علیجانی بوده است.
همچنین «اَ در واکون باد بایه»، «اورگن صدایه»، «تومه اوخان»، «ماره»، «قدیمی بازئن»و«مقدمه» نیز از قطعات این آلبوم است که نوازندگی این آثار را حسن ساغری (اصوات الکترونیک)، احمد قربانی (نقاره)، مصطفی گلشن (ابوا)، پدرام معروفخوانی (فلوت)، موسی علیجانی (ویولون، ویولا، پیانو و سازهای کوبهای) در این آلبوم برعهده داشتهاند.

