تبلیغات
پایگاه خبری هنر گیلان » خبرها » نگاهي به ظرفيت‌هاي موسيقي فولكلور و چالش‌هاي استفاده از آن در صداو سيما میراثی که تنها در شعار زنده است

نگاهي به ظرفيت‌هاي موسيقي فولكلور و چالش‌هاي استفاده از آن در صداو سيما میراثی که تنها در شعار زنده است

Shokohi
Alireza
16 اردیبهشت 1404
افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشده‌اید

میراثی که تنها در شعار زنده است


یکی از مزیت‌های مهم بهره‌گیری از ظرفیت‌های موسیقی فولکلور در رسانه‌ها این است که مردم با موسیقی اقوام، فرهنگ‌ها، سنت‌ها و ملودی‌های هر منطقه آشنا می‌شوند و همچنین گاه مخاطب با روایت‌ها و داستان‌ها و اسطوره‌های هر قوم آشنایی بیشتری پیدا می‌کند. اگر در رسانه‌هایی مانند رادیو، تلویزیون و… برنامه‌های باکیفیت و کمیت مطلوبی پیش‌بینی می‌کردند که در آن کارشناسان، پژوهشگران و افراد کاربلد از موسیقی شهر و منطقه خود می‌گفتند و داستان‌های آن را به صورت مجزا بیان می‌کردند، قطعا دانسته‌های مردم نسبت به اطلاعاتی که در فضاهای مجازی به صورت محدود می‌بینند، بیشتر می‌شد. دغدغه‌مندان زیادی در این فضا سعی می‌کنند که جای خالی رسانه‌ها را پر کنند اما سیل اطلاعات نادرست را هم در این فضا نمی‌توان نادیده گرفت. با این اوصاف باید توجه کنیم که اهمیت رسانه‌هایی که امکانات کافی دارند و می‌توانند در شناساندن فرهنگ مردم در مناطق مختلف نقش تاثیرگذار ایفا کنند، چقدر زیاد است.


جای خالی کارشناسان بومی


این مقدمه‌ای بود تا وارد موضوع دیگری شوم و درباره اهمیت بهره‌گیری از کارشناسان، پژوهشگران و هنرمندان محلی در راستای شناساندن فرهنگ همان منطقه بگویم. اغلب شاهد هستیم رسانه‌ها و تریبون‌های مختلف صرفا از افراد خاصی استفاده می‌کنند و همان افراد هم تکرار می‌شوند. اینکه در برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی دائم بخواهند از کارشناسانی استفاده کنند که به صورت عمومی نسبت به تمام فرهنگ‌ها آشنایی دارند، درست نیست؛ البته این افراد هم اهمیت دارند اما نباید فراموش کرد که ما در هر شهر، منطقه و قومی کارشناسان و پژوهشگرانی داریم که بر موسیقی منطقه خود اشراف بیشتری دارند و منابع همین افراد هستند. می‌توان از سرچشمه‌ها بهره برد و محدود به افراد خاص نشد. به عنوان مثال، برای موسیقی تربت‌جام خیلی بهتر است که از اهالی مطلع همان منطقه استفاده کنیم یا برای موسیقی شمال خراسان از اساتید همان مناطق بهره بگیریم. اگر می‌خواهیم از موسیقی کردی و ترکی و بلوچی و جنوبی و بختیاری و گلیک و… صحبت کنیم، تمام این اقوام کارشناسان، کاربلدان و ریش‌سفیدانی دارند که بتوانند جامع و کامل اطلاعاتی را در اختیار مخاطب قرار بدهند. اینکه افراد خاصی در صدا و سیما به صورت عمومی اطلاعاتی کلی را در اختیار مردم قرار دهند بهتر است یا اینکه نماینده‌ای از هر منطقه درباره موسیقی و فرهنگ همان منطقه بگوید؟ پاسخ روشن است. اطلاعات بکر نزد مردمان و کارشناسان هر منطقه طبعا شنیدنی‌تر است. این مهم نیازمند آن است که رسانه‌ای مانند صدا و سیما با هنرمندان همان منطقه ارتباط مستقیم و بدون واسطه بگیرند.


حفظ هنرمندان موسیقی فولکلور


در اینجا وارد بحث اصلی خواهم شد. اینکه چرا مهم است که از ظرفیت‌های هر منطقه به صورت مستقیم بهره ببریم. اخیرا در سریال پایتخت، از هنرمندان موسیقی چند منطقه‌ استفاده شده بود؛ از علی‌آباد کتول و شمال ایران و… در جای‌جای سریال، از قطعات مناطق استفاده شد. در نهایت خط داستان به سمت خراسان آمد و از هنرمندان مشهور در خراسان هم بهره برده شد. این کار به خودی خود بسیار خوب و ارزشمند بود. از آثار اساتید خوبی همچون استاد غلامحسین غفاری، فتح‌الله یعقوبی، حسین درپور و بصیر احمدی کارهای جذاب و خوبی شنیدیم. البته فضاسازی و تنظیم‌هایی که بر روی آوازها انجام شد، حداقل به گوش من که اهل تربت‌جام هستم غریبه می‌آمد؛ به قول گفتنی تنظیم آن طور که باید و شاید روی کار ننشسته بود و حس و حال و فضای منطقه را نداشت و خیلی بهتر می‌توانست کار شود، من این موضوع را درباره حداقل موسیقی منطقه خودمان می‌گویم، چقدر خوب می‌شد که از آهنگسازان و تنظیم‌کننده‌های منطقه کمک می‌گرفتند تا تنظیم و کار روی آوازها بهتر انجام می‌شد، تا به موسیقی منطقه تربت‌جام نزدیک‌تر باشد. آن طور که از دوستانم شنیدم، خوشبختانه برخلاف خیلی وقت‌ها که سهم هنرمندان فولکلور داده نمی‌شود، دستمزدها پرداخت شده بود و بسیار خوشحالم، همانطور که حق تمام هنرمندان است که شأن آنها حفظ شود، در این سریال هم حفظ شده بود. هم حقوق مادی و هم حقوق معنوی که نام صاحب اثر در تیتراژ سریال آورده شده بود؛ البته این کمترین کاری است که می‌توانند برای هنرمندان انجام بدهند، در واقع وظیفه است. اما بد نیست بگویم که در همین سریال و البته سری دوم آن یعنی پایتخت 2، از صدای پدر بنده «استاد کریم کریمی» استفاده کردند. این در حالی بود که در تیتراژ پایانی، اصلا نامی از ایشان نیاورده بودند و فقط نام کسی را که آوازها را به آهنگساز داده بود، یاد شد یعنی نه تنها حقوق مادی پدرم که حقوق معنوی ایشان هم رعایت نشده بود. وقتی در خصوص این آواز از پدرم پرسیدم، ایشان گفتند که در دهه هشتاد با استاد درپور برای جشنواره‌ای به تهران می‌روند. دستمزدی را دریافت می‌کنند و قطعاتی را برای جشنواره اجرا می‌کنند. جشنواره تمام می‌شود و بعد از آن، در زمان استراحت استاد، عوامل جشنواره، ایشان و استاد درپور را به استودیو می‌برند و از آنها تقاضا می‌کنند که قطعاتی را در استودیو بخوانند. پدر من هم چند قطعه می‌خواند و یکی از قطعاتی که می‌خواند، قطعه «بوی محمد آمد» بود که در سریال پایتخت 2 استفاده شده بود. جالب است بگویم که برای این کار نه تنها از پدرم هیچ اجازه‌ای گرفته نشد، بلکه برای استفاده از این قطعه دستمزدی از عوامل آن دریافت نکرد و بدتر از همه حتی اسمی هم از ایشان نیامد. این هنرمندان حق دارند که به دنبال حقوق خود باشند، اینکه بسیاری از این افراد سکوت می‌کنند به معنی درستی این اتفاقات نیست. هر اثری که در جایی اجرا می‌شود برای همان جاست و استفاده از آن باید با مجوز صاحب اثر باشد، این دیگر واضح و مبرهن است.


خود من در چند سریال و فیلم سینمایی کار ساز و آواز انجام دادم که برای هر کدام از بخش‌ها با من قرارداد بسته شد حالا اگر پدران ما همچنان خوی پیشکسوتی و تواضع خود را حفظ کردند، درست نیست که از حقوق آنها سوءاستفاده شود. در سریالی مثل پایتخت، با هزینه‌ها و سرمایه بالایی که دارد باید همه‌چیز محکم‌تر و بهتر پیش می‌رفت که متأسفانه پیش نرفت و این طور حقوق مادی و معنوی ایشان داده نشد. نه دستمزدی دادند و نه نام پدرم را در تیتراژ ‌نوشتند اما قطعه‌ای که پدرم اجرا کرده بود، چندین بار پخش شد. من یادم می‌آید که همان زمان با روابط عمومی شبکه یک تماس گرفتیم و به آنها اعلام کردیم که صاحب اثر پدر بنده است و ما نسبت به وضعیت رخ داده شکایت داریم، اما هیچ کس پاسخگو نبود و ما را به تهیه‌کننده و کارگردان ارجاع می‌دادند و در نهایت حرف ما به هیچ کدام از این عزیزان (کارگردان و تهیه‌کننده) نرسید، دست‌مان هم به جایی بند نبود و نیست. البته بگویم متاسفانه نظیر این اتفاقات کم نیست و مشابه آن به خصوص برای پیشکسوتان موسیقی فولکلور کم پیش نیامده است. صدا و سیما با آن همه بودجه از یکسو و جشنواره‌هایی که اجرا می‌شوند از سوی دیگر. در حال حاضر، در برخی از جشنواره‌ها که هنرمندان از طرف انجمن دعوت می‌شوند، همه‌چیز از قبل مشخص شده است. مثلا شما اگر از طرف انجمن موسیقی برای اجرایی دعوت می‌شوید و اجرا می‌کنید، دستمزد شما از طرف این انجمن پرداخت می‌شود، ولی وقتی از طرف شخص واسط برای اجرا در مراسم دعوت می‌شوید که این مراسم تحت نظر انجمن موسیقی و دیگر ارگان‌هاست، حق‌الزحمه شما را بسیار کمتر از آنچه هست، می‌دهند و بعدا متوجه می‌شوید که دستمزد کاری که انجام داده‌اید، چند برابر بوده و این واسطه‌ها این میان هزینه اختصاص داده شده به هنرمند را برای خود برمی‌دارند. داستان‌های مشابه اینها برای هنرمندانی که خارج از مرکز هستند، همیشه وجود دارد و این واقعا مایه تاسف است.


هنرمندان هر منطقه، راویان معتبر


همین موضوعات مطرح شده نشان می‌دهد رسانه‌هایی که قدرت در دست دارند و عواملی که با آنها کار می‌کنند باید به صورت مستقیم با هنرمندان هر منطقه ارتباط بگیرند تا هم به لحاظ کیفیت، کاری بهتر ارائه کنند و هم اینکه حقوق مادی و معنوی این هنرمندان حفظ شود. موسیقی فولکلور و پرداختن به ظرفیت‌های آن نباید در حد شعار باقی بماند و بهتر است در همین بزنگاه‌ها، جایگاه این موسیقی و هنرمندان اصیلی را که در آن کار می‌کنند، شناخت.


منبع: «روزنامه اعتماد»

دسته بندی :  خبرها / موسیقی
به کانال رسمی پایگاه خبری هنر گیلان در تلگرام بپیوندید.
کانال تلگرام پایگاه خبری هنر گیلان

دیدگاه شما

نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
  • مردم و لبخندها
    حیوانات و طبیعت
    غذا و نوشیدنی
    فعالیت‌ها
    سفر و مکان
    اشیاء
    نمادها
    پرچم‌ها
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید