پشت پرده محبوبیت موسیقیهای پربازدید اما بیمحتوا
در عصر بیحد و مرز اینترنت، تنها با یک لمس انگشت میتوان به دریایی از محتواهای موسیقایی دست یافت؛ اما میان این انبوه، نغمههایی سطحی و بیهویت پنهاناند که با وعدهٔ هیجان کاذب، قلب مخاطب جوان را هدف قرار میدهند.
به گزارش هنر گیلان در روزگاری که دنیای دیجیتال مرزهای سنتی را درنوردیده و هر گوشی هوشمند دریچهای است به جهان بیانتهای صوت و تصویر، موسیقی نیز بهعنوان یکی از پرمخاطبترین قالبهای هنری، بهسرعت متحول شده است. اکنون تنها با یک کلیک، هزاران قطعه موسیقی از ژانرها و زبانهای مختلف در دسترس همگان قرار دارد؛ اما در این انبوه رنگارنگ، سهم زیادی از فضا به آثاری اختصاص یافته که فاقد هویت فرهنگی و هنریاند. این آثار اگرچه با ظاهری پرزرقوبرق، هیجانانگیز و بعضاً سرگرمکننده عرضه میشوند، اما در باطن تهی از معنا، اندیشه و زیباییشناسی اصیلاند.این موسیقیها اغلب با ریتمهای تکراری، مضامین سطحی و رویکردی صرفاً تجاری تولید میشوند و هدف اصلی آنها نه انتقال پیام یا برانگیختن احساسات متعالی، بلکه جذب «ویو» و «لایک» بیشتر است. بهبیان ساده، موسیقی به کالایی مصرفی تقلیل یافته که در چرخهٔ تولید و مصرف بیوقفه فضای مجازی، عمرش تنها چند روز یا حتی چند ساعت است. اما چرا و چگونه چنین موسیقیهایی توانستهاند بر ذائقه بخشی از جامعه بهویژه نوجوانان و جوانان مسلط شوند؟در شبکههای اجتماعی و بسترهای پخش آنلاین موسیقی، آنچه بیشتر دیده میشود، نه الزاماً بهترینها، بلکه پربازدیدترینهاست. این پلتفرمها با تکیه بر الگوریتمهایی که زمان ماندگاری مخاطب را ملاک موفقیت قرار میدهند، ناخودآگاه آثار هیجانی، سادهفهم و فاقد عمق را در اولویت نمایش قرار میدهند. در نتیجه، آثار جدی و پرمغز کمتر به چشم میآیند.
نبود زیرساختهای حمایتی پایدار برای هنرمندان جوان، آنان را بهسوی تولید آثاری سوق میدهد که سریعتر بازخورد مالی داشته باشد. بسیاری از خوانندگان تازهکار که از حمایت نهادهای هنری و مالی برخوردار نیستند، برای جلب توجه مخاطب، به سمت سبکهایی متمایل میشوند که در فضای مجازی پربازدیدند، ولو آنکه فاقد اصالت باشند. از طرفی بخشی از آثار موسیقایی رایج در فضای مجازی، نتیجه واردات بدون پالایش الگوها و سبکهای خارجی است. در این فرآیند، بسیاری از هنرمندان جوان با تصور جهانیشدن، به تقلید از جریانهای موسیقایی بیگانه میپردازند؛ بدون آنکه تناسب این سبکها با بافت فرهنگی، اجتماعی و دینی کشور در نظر گرفته شود. نتیجه این روند، خلق آثاری است که نه تنها پیوندی با هنر ایرانی–اسلامی ندارند، بلکه گاه در تضاد با ارزشهای بومی قرار میگیرند.
پیامدهای فرهنگی و اجتماعیادامه این روند، صرفاً یک دغدغه زیباییشناسانه یا سلیقهای نیست؛ بلکه ابعاد گسترده فرهنگی، اجتماعی و حتی تربیتی دارد؛ تضعیف هویت ملی و دینی: یکی از نتایج رشد موسیقی بیمحتوا، کمرنگ شدن تعلق خاطر جوانان به هنر ملی است. موسیقیای که ریشه در فرهنگ بومی ندارد، نمیتواند حامل ارزشهای تمدنی ما باشد و بهتدریج باعث فرسایش هویت نسل نو میشود. بررسیها نشان میدهد مصرف مستمر محتواهای بیهدف و سطحی، موجب تغییر ذائقه مخاطب شده و مرز میان هنجار و ناهنجار را مخدوش میکند. این موضوع در سنین حساس نوجوانی، میتواند آسیبهای رفتاری و فکری قابل توجهی بهدنبال داشته باشد.از سویی اشباع بازار از موسیقیهای آسانفروش، عملاً انگیزه و بازار لازم برای تولید آثار باکیفیت را از بین میبرد. هنرمندان دغدغهمند، وقتی ببینند تلاش و هنرشان در رقابت نابرابر با آثار ضعیف دیده نمیشود، رفتهرفته به حاشیه میروند یا حتی مسیر خود را تغییر میدهند.در برابر این موج، واکنش منفعلانه کافی نیست. برای اصلاح وضع موجود و بازگشت به مسیر صحیح، راهکارهایی به نظر میرسد که در ادامه به آن پرداختیم.۱. تقویت جشنوارههای رسمی موسیقی: برگزاری منظم جشنوارههای فاخر با محوریت موسیقی اصیل ایرانی–اسلامی و اختصاص جوایز قابل توجه به هنرمندان متعهد، میتواند مسیر روشنی برای جوانان علاقهمند ترسیم کند. این جشنوارهها باید بهجای ظاهرگرایی، به کیفیت و عمق توجه کنند.
2. حمایت بلندمدت از استعدادهای جوان: برگزاری کارگاههای آموزشی، ایجاد مراکز رشد هنری، ارائه تسهیلات تولید و اعطای گرنتهای هنری، بخشی از اقداماتی است که میتواند نسل تازهای از هنرمندان متعهد و توانمند را تربیت کند.۳. ساماندهی فضای مجازی: با استفاده از ظرفیتهای قانونی، پلتفرمهای داخلی باید ملزم به رعایت چارچوبهای فرهنگی شوند و پلتفرمهای خارجی نیز تحت نظارت دقیقتری قرار گیرند. این نظارت نباید به معنای محدودسازی کلی باشد، بلکه هدف آن باید جلوگیری از سلطه آثار بیهویت بر سلیقه عمومی باشد.۴. آموزش و آگاهسازی مخاطبان: خانوادهها، مدارس و رسانهها نقش مهمی در تربیت ذائقه هنری نسل نو دارند. ارائه تحلیلهای کارشناسانه، نقدهای هنری قابل فهم و آموزشهای رسانهای میتواند نوجوانان را در تشخیص آثار اصیل از سطحی یاری کند.
صدای بیدارباشموسیقی، زبان دلهاست و هنری است که قدرت تأثیرگذاری شگرفی دارد. اگر بهدرستی هدایت شود، میتواند روح جامعه را تعالی بخشد؛ اما اگر به حال خود رها شود، همین قدرت، میتواند به ابزار انحراف تبدیل شود. امروز که فضای مجازی به میدان اصلی نبرد فرهنگی تبدیل شده، بیتفاوتی در برابر گسترش موسیقیهای بیمحتوا، اشتباهی استراتژیک است. اکنون زمان آن است که نغمههای اصیل و ریشهدار، با حمایت جامعه و نهادهای مسئول، دوباره به صدر بنشینند و نسل جوان را به سوی زیبایی، معنا و حقیقت رهنمون شوند. آینده فرهنگی ما، به انتخابهای امروز ما گره خورده است.
منبع: «فارس»

