مردم در صدای فرهاد، شجریان، فریدون فروغی، محمد نوری و صداهایی از این دست دنبال چه چیزی بودند؟ و سوال دیگر اینکه پس از آن دوران چه اتفاقی افتاد که دوباره صداهای نازک و زیر و ضعیف و نیمدانگ و الکترونیکی و افسرده و ابرونازککرده حاکم بر فضای موسیقی ما شدند؟ چرا دیگر ناصر عبداللهی را نداریم نه در رنگ صدا و نه در رنگ محتوا؟ چرا ناصر عبداللهی شد آخرینِ بیجایگزینِ آن صداهای قدرتمند؟
همچنان «میرسد از دور صدای ساز مرد چوپان…» همچنان گاهی که صدای قدرتمندی، ولو صدای پیرمرد گمنامِ چوپانی از صحرا در رسانه انعکاس پیدا میکند که رد و رنگی از آن آوازهای قدرتمند و حنجرههای گرم اساطیری ایرانی دارد، مخاطب موسیقیتجاریزده و کیپاپزده را هم سر ذوق میآورد، گویی خونی گرم در رگی سرد دوباره به جوش میآید. محمد نوری یکی از آنهاست. یکی از آن حنجرههای گرم، یکی از آن صداهای قدرتمند، یکی از آن آوازهای سرخ که در زمانۀ موسیقی زرد غریب است. غریب است و همچنان سرخ. غریب است و همچنان میتوان به لطافت «چوپان»ش، به رویای «کهکشان عشق»ش، به اندوهِ «کوچ»ش، به حماسۀ «ای ایران ایران»ش، به صمیمیتِ «عاشقانه»ش و به آرزوی «سفر برای وطن»ش دل سپرد و امید داشت…
در تمام فراز و فرودهای کاری و اجتماعیاش، از جمله هرج و مرج در رادیو در سال 1348، از هرگونه ابتذال دوری کرد و از مسیر حرفهای خود دور نشد. در جریان انقلاب و جنگ هم که بسیاری از خوانندگان راه مهاجرت را در پیش گرفتند، نوری نیز با توجه به سابقهی کار و تحصیلاتش امکان مهاجرت به هرجای دنیا را داشت. اما او که از تمام دنیا فقط به قطعهی کوچکی به نام ایران دلبسته بود ماند و هنرش را نیز برای اعتلای همین نام به خدمت گرفت. بازنشر «ای ایران ایران» در جنگ دوازده روزه ایران و اسرائیل، صدا و اثر ماندگار او به آهنگسازی «محمد سریر» را بار دیگر به صدر انتخاب های مردم برد و این حجم از استقبال و همه گیری، بارها برای او و آثارش در همه این سالها اتفاق افتاده است.
استاد محمد نوری زندگی را فقط از وجه موسیقایی و آوازی نمیدید، میگفت چون با خانواده زندگی میکنم، خوشبختترین خانواده هنرمند ایرانی هستم. در حالی که بسیاری از هنرمندان امروزی بعد از معروفیت در رشته خود، خانواده برایشان کم رنگ میشود و زندگی متاهلی را به خاطر کار و فعالیت هنری رها میکنند. بله! صفات خوب و پسندیده انسانی او بود که در صدایش همیشه بروز و ظهور دارد و ما را به انسان بودن و خوبیها دعوت میکند. جمع شدن تمام این خصائص باهم در محمد نوری، نام او را نه تنها به عنوان یک خواننده، بلکه به عنوان یک چهرهی به واقع فرهنگی، متفکر و ایراندوست در تاریخ این کشور ماندگار کردهاست.
در بررسی زندگی این خواننده پرآوازه، نکتهای که خیلی جلب توجه میکند، اندک بودن مصاحبههای موجود با محمد نوری است. به همین علت اطلاعات چندانی از ایام کودکی و همچنین زندگی شخصی ایشان در دسترس نیست. این مطلب، شاید دلیل دیگری بر پرهیز از شهرت و تمرکز بر زندگی شخصی و فعالیت هنری در سبک زندگی محمد نوری است. محمد نوری در سالهای پایانی عمر خود به بیماری سرطان مبتلا شد. به همین دلیل در این سالها چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت. سرانجام این خواننده شریف و میهندوست در شامگاه نهم مردادماه 1389 در سن 80 سالگی در بیمارستان جم تهران درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) به خاک سپرده شد./ یادش گرامی
منبع:بیلبورد/ گزارش متنی: «میدان آزادی»

