شکلِ تحقیر آمیزِ بیانیه وزارت ارشاد در توجیه لغو کنسرت «سیروان خسروی»
یادداشتی از بهمن بابازاده – سردبیر بیلبورد فارسی
موضوع همین قدر طنز و در عین حال باورنکردنی ست؛ ساعت ۱۱ صبح روز جمعه، وبسایت رسمی وزارت ارشاد در بیانیهای تاریخی «عدم رضایت ساکنان محله نیاوران و ایجاد سر و صدا» را عامل اصلی لغو کنسرت «سیروان خسروی» و «ایهام» در این مجموعه اعلام کرده و با تأکید بر «لزوم واولویت آرامش مردم» مجوزهای تمدید این کنسرت پرمخاطب را لغو شده اعلام میکند.
اهالی رسانه به خوبی میدانند انتشار بیانیه در ساعت ۱۱ صبح روز جمعه یعنی چه. مفهوم این عجله و اصرار برای درج توضیح پیش از واکنش خواننده و مردم، فقط و فقط یک دلیل همیشگی ست و آن چیزی نیست جز «فرار رو به جلو».
مدیرانی که انگار حتی یک مشاور رسانه در اطرافشان نیست و بیانیههایی تا این حد تحقیرآمیز را صبح جمعه تنظیم و برای انتشار سریع السیر آن، به رسانههای دولتی فشار میآورند. بیانیه منتشر و در فاصله کمی «طوفانِ خندهها» و حجم گسترده واکنشهای طنز را در پی دارد. در این مرحله مدیر دولتی چارهای جز تلاش برای تصحیح و حتی حذف آن بیانیه دارد ولی کار از کار گذشته و اوضاع بدتر میشود.
سیروان خسروی مثل همیشه در این قبیل مواقع افشای واقعیات را به سکوت ترجیح میدهد و با انتشار نامههای مجوز و گفتن واقعیت روی صحنه، مسیر پمپاژِ درست اطلاعات و خبر را هدایت میکند. اوضاع پیچیدهتر میشود و وزارت ارشاد خیلی زود خودش، خودش را تکذیب میکند! . عبارت: « تغییر مکان کنسرت سیروان خسروی» جایگزین «لغو» میشود تا «طوفان خندهها» به این حجم از حماقت بیشتر شود. تماسها برای آرام کردن خواننده از سر گرفته شده ولی او تمام نامههای مجوز را منتشر کرده و حالا مدیر دولتی چارهای جز پذیرش ندارد.
این چرخه همیشگی، حالا به شکلی تحقیرآمیز پیش میرود و دولت پزشکیان در شرایطی که رئیس جمهور هفته گذشته خبر از برگزاری جشن ملی داده بود، حالا در مدیریت زیرمجموعههای فرهنگی خود هم ناکام است. میراث فرهنگی برای برداشتن فشارها از روی خود، نامه لغو را تنظیم و برای اجرایی شدناش، اصرار دارد. وزارت ارشاد از ترس کارت زرد دوم و اخراج، تلاش برای متقاعد کردن تهیهکننده و خواننده دارد ولی آنها معتقدند مجوز و قانون ملاک آنهاست. این وسط یک مدیر دفتر موسیقی هم هست که در غیاب «نادره رضایی» حدِ حماقت را با انتشار چنین بیانیهای ارتقا میدهد و این بازی انگار تا همیشه ادامه دار و دومینهوار تکرار میشود.
چرخه همان چرخه معیوب است. مدیر، همان مدیر بیکفایت، حماقت بالاتر از استانداردهای معمول. اینجا مدیریت خاور میانهای. جهان سومی. سرشار از حماقت. ترس از رسانه و اذهان عمومی و سرانجامی تکراری: «بی اعتمادی و خشم».
منبع: اختصاصی «بیلبورد فارسی»

