تبلیغات
پایگاه خبری هنر گیلان » خبرها » خانه‌ای که دیگر خانه نیست؛ روایت فروپاشی یک اعتماد

خانه‌ای که دیگر خانه نیست؛ روایت فروپاشی یک اعتماد

افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشده‌اید

در همه اصناف، واژه‌هایی چون «اتحادیه» و «صنف» معنای مشخصی دارد: گروهی که فعالیت اقتصادی مشترک دارند، برای تسهیل کسب‌وکار، دفاع از حقوق خود و ایجاد ساختار شفاف، کنار هم می‌ایستند و بر اساس اساسنامه عمل می‌کنند. اما در عمل، بیشتر این مجامع به دلیل شکل‌گیری رانت برای هیئت‌مدیره، به صحنه مشاجره و لفاظی‌های عجیب تبدیل می‌شود؛ وضعیتی که سال‌هاست عادی شده و حتی در فدراسیون‌های ورزشی نیز نمونه‌های آن را می‌بینیم.

اما حوزه هنر داستان دیگری دارد. اینجا «اتحادیه» به «خانه» تبدیل می‌شود؛ خانه‌ای که باید امن باشد برای رشد، بالندگی، تجربه، همدلی و حال خوب. خانه موسیقی نیز بر اساس همین رسالت شکل گرفته است و انجمن‌های زیرمجموعه آن باید فرزندان همین خانه باشند؛ با همان روح مشترک، با همان مسئولیت و با همان نگاه حمایتی.




همه‌چیز روی کاغذ درست است. اما وقتی پای عمل وسط می‌آید، نه‌تنها این اصول رعایت نمی‌شود، بلکه ماهیت ماجرا به‌طور کامل عوض می‌شود.


مجمعی که باید محل هم‌اندیشی، گفت‌وگو، رفع مشکلات صنفی و تقویت هم‌افزایی اهالی موسیقی باشد، به صحنه‌ای تبدیل شده که کمترین شباهتی به جمع هنرمندان دارد.

رویداد دیروز انتخابات انجمن سازندگان ساز نمونه‌ای روشن از این وضعیت بود؛ جایی که صدای موسیقی شنیده نشد و تنها فریاد، جدل، توهین و رفتارهایی دیده شد که هیچ نسبتی با فرهنگ و هنر ندارد.



اگر کسی فکر کند این حجم از فریاد برای دفاع از موسیقی بود، سخت در اشتباه است.

دیروز صحنه بیشتر شبیه روزی بود که کاخی در حال لرزیدن است، منفعتی در حال قطع شدن است، یا سفره‌ای در حال جمع شدن. آنچه شنیده شد دغدغه موسیقی نبود؛ تلاشی برای حفظ یک انحصار قدیمی بود.




این خانه سال‌هاست در بزنگاه‌های مهم کنار هنرمندان نایستاده است. نه در روزهای تعطیلی موسیقی، نه در دوران کرونا، نه در بحران‌های اجتماعی. هیچ اقدام جدی و مؤثری برای اهالی موسیقی صورت نگرفت.

خانه‌ای که قرار بود پناه باشد، شبیه خانه‌ای روی آب شده است؛ بی‌ثبات، بی‌اعتبار و دور از رسالت واقعی‌اش.


مشکل اصلی، پدرسالاری تکراری و چرخشی است که سال‌هاست میان چند چهره ثابت دست‌به‌دست می‌شود. پرسش‌های جدی مطرح است:

• خانه موسیقی برای تعیین دستمزد استاندارد نوازندگان چه کرده است؟

• برای حمایت از حقوق خوانندگان و قانون کپی‌رایت چه قدمی برداشته؟

• حقوق مخاطبان موسیقی کجای این خانه تعریف شده؟

• چرا استفاده از رانت صندوق هنرمندان، تنها مکانیسم فعال این خانه است؟

• چرا معرفی افراد برای بیمه، اغلب براساس سلیقه و آشنایی صورت می‌گیرد؟

• چگونه خانه‌ای که مدیرش بارها نسبت به موسیقی پاپ اظهارات تحقیرآمیز داشته، می‌تواند مدافع حقوق آن باشد؟



از همه مهم‌تر:

آیا این خانه، ژانرهای مستقل و نوظهور را اصلاً به رسمیت می‌شناسد؟

اکنون که موسیقی رپ در ایران به مرحله بالندگی رسیده، آیا حتی یک نفر در هیئت‌مدیره این خانه هست که این ژانر را بشناسد، تحلیل کند یا بخواهد از حقوق آن دفاع کند؟ یا هنوز موسیقی را فقط «موسیقی کلاسیک ایرانی» می‌دانند و بس؟


آنچه دیروز اتفاق افتاد، بیش از آنکه نشانه یک اختلاف صنفی باشد، نشان‌دهنده فاصله عمیق خانه موسیقی از واقعیت جامعه موسیقی است. رفتارهایی که دیده شد، نه نماد فرهنگ بود و نه مسئولیت‌پذیری؛ بلکه ادامه همان انحصاری است که سال‌هاست نفس موسیقی را گرفته است.


بزرگوارانی که دیروز با داد و ناسزا، اعتبار خود را زیر سؤال بردند، باید بدانند:

چنین رفتارهایی صدای بدنه موسیقی نیست؛ صدای یک ساختار فرسوده است.

ساختاری که اگر اصلاح نشود، نه فقط هنرمندان که خودِ خانه را نیز در نهایت فرو خواهد ریخت.


خانه‌ای که قرار بود برای موسیقی باشد، سال‌هاست از موسیقی دور شده است.

و این فاصله امروز بیش از هر زمان دیگری دیده شد.



نویسنده: «حامد حسین زادگان» / منبع: اختصاصی «بیلبورد»

دسته بندی :  خبرها / موسیقی
به کانال رسمی پایگاه خبری هنر گیلان در تلگرام بپیوندید.
کانال تلگرام پایگاه خبری هنر گیلان

دیدگاه شما

نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
  • مردم و لبخندها
    حیوانات و طبیعت
    غذا و نوشیدنی
    فعالیت‌ها
    سفر و مکان
    اشیاء
    نمادها
    پرچم‌ها
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید