علیرضا قربانی، تعریف کلاسیک یک برند هنری
در تعریف کلاسیک برند، منظور همان تصور یا احساسی است که اگر برند شخصی دارید از شما، و اگر تولیدکننده هستید از محصول شما، در ذهن مخاطب یا مشتری ایجاد میشود. در میان اهالی موسیقی، کمتر کسی بهطور حرفهای و هدفمند برای ایجاد برند شخصی تلاش کرده است؛ مگر بزرگانی چون محمدرضا شجریان، حسین علیزاده و یا مرتضی پاشایی در موسیقی پاپ که البته بعد از مرگش به دلایل اجتماعی به یک برند خاص تبدیل شد. در سالهای اخیر بسیاری از خوانندگان موسیقی پاپ و تلفیقی مدعی فعالیت در حوزه برندینگ هستند، اما هیچکدام بهصورت مشخص و معنادار در این زمینه موفق نبودهاند.
علیرضا قربانی جزو معدود هنرمندان موسیقی است که توانسته به معنای صحیح و کلاسیکِ برندسازی شخصی نزدیک شود و تا حد زیادی در ایجاد یک برند مشخص موفق عمل کند. در این یادداشت به خوب یا بد بودن این برند پرداخته نمیشود؛ بلکه هدف بررسی این است که او چگونه و با چه تکنیکهایی توانسته است به یک برند مشخص دست پیدا کند.
پوشش و نوع لباس
یکپارچگی در سلیقه انتخاب لباس برای قربانی کاملاً به چشم میخورد و در روند حضور او در کنسرتها تغییر ویژهای در طراحی لباسش مشاهده نمیشود. در عین حال، او همیشه ضمن استفاده از پوششی کلاسیک و رسمی، نشانهای از فضای هنری را نیز در انتخاب اکسسوریهای خود لحاظ میکند تا از دیگران متمایز شود؛ مانند استفاده از پوشتهای خاص، دستمال گردن و گاه رنگبندی دقیق در انتخاب کت.
حضور در محافل و رسانهها
تقریباً هیچ تصویر خاصی از علیرضا قربانی در حوزه اجتماعی، روزمره یا زندگی شخصی در شبکههای اجتماعی دیده نمیشود و با هیچ رسانهای گفتوگوی مفصل نداشته است؛ موضوعی که نشان از هوشمندی و شناخت صحیح او از فضای رسانه دارد. قربانی هرگاه خواسته خبری موثق ـ حتی در حد اطلاعرسانی درباره کنسلی کنسرتها ـ منتشر کند، آن را در صفحه شخصی خود و با خطاب قرار دادن مردم اعلام کرده و با لحن و انتخاب کلمات صحیح، صلابت در گفتار و انتقال کامل مفاهیم را بهخوبی مدیریت کرده است.
او در واکنش به رفتار حاکمیت یا مخاطبان نسبت به کنسرتهایش نیز همیشه پس از سکوتی معنادار و پربازده، در نهایت ادب و بدون عصبانیت و با آرامشی مثالزدنی نظر خود را بیان کرده است؛ نظری که از منشی بالا و احترامی عمیق به مخاطب و حتی مخالفانش حکایت دارد. این مدل واکنش در صحبتهای او پس از عدم صدور ویزا توسط دولت آمریکا یا لغو کنسرت اصفهان کاملاً مشهود است.
عدم ورود به حاشیه و خویشتنداری در برخی جنجالها یکی از مهمترین نکات در ساخت برند شخصی معتبر است. در مقابل، ورودِ بهموقع در بزنگاههای فرهنگی و اجتماعی نیز اهمیت دارد؛ حرکتی که به مخاطب این اطمینان را میدهد هنرمند نه برای منافع شخصی یا دیدگاه سیاسی، بلکه برای انعکاس احساس عمومی جامعه سخن میگوید. ورود علیرضا قربانی به موضوع آتشسوزی جنگلهای هیرکانی نمونهای از این واکنش صحیح و بهجا است.
موضوع «سیمکارت سفید» نیز ـ فارغ از درست یا غلط بودن اصل ماجرا ـ به دلیل احتمال سوءاستفاده و خدشهدار شدن برند شخصی او، موجب شد تا قربانی در اینباره اعلام موضع کند.
انتخابهای حرفهای و پرهیزهای آگاهانه
در بررسی برندینگ شخصی، منظری دیگر نیز وجود دارد؛ اعمال و رفتارهایی که شخص عمداً انجام نمیدهد. برای مثال، تولید آثار و یا محتوایی که تنها برای جذب مخاطب صورت گیرد، یا بیشازحد در دسترس بودن برای مخاطب، یا حضور در موقعیتهایی که با تعریف برند شخصی او سازگار نیست. علیرضا قربانی بهخوبی توانسته است این موارد را رعایت کند.
حضور او در برنامه «اکنون» یکی از انتخابهای صحیح برای تثبیت و ارتقای برند شخصی بود؛ برنامهای که با ورود به عمق اندیشه و دوری از کلیشههای رایجِ مصاحبه، ارتباطی مؤثر با مخاطب برقرار کرد. طبیعی است که پس از موفقیت برنامه اکنون، پیشنهادهای جذاب مالی و محتوایی متعددی به او ارائه شده باشد، اما حفظ برند شخصی همچنان برای قربانی در اولویت قرار گرفته است.
استانداردهای اجرایی در کنسرتها
این هنرمند در کیفیت و استاندارد برگزاری کنسرتهای خود نیز میتواند الگوی مناسبی باشد. تیم اجرایی او میتوانند مانند دیگر خوانندگان از فضاهای موجود با کمترین تغییر استفاده کنند، اما تلاششان این است که در هر شهری تا جای ممکن فضا را شخصیسازی کنند و کنسرت را به استانداردهای مخصوص به علیرضا قربانی نزدیک سازند؛ مانند اجرای شیراز، تهران و بوشهر.
سخن پایانی
بیتردید برای رسیدن به چنین برند شخصی که در ذهن مخاطب احساسی مشخص و یکسان از ترکیبی از وقار، اصالت، تعهد هنری و دانش موسیقی ایجاد میکند، هزینههای مادی و معنوی فراوانی صرف شده است. حفظ این روند نیز بهمراتب دشوارتر از ایجاد آن است. با این حال، علیرضا قربانی تا امروز نشان داده که بهخوبی توانسته از این برند محافظت کند.
او اکنون یکی از معدود هنرمندان عرصه موسیقی است که صاحب امضا و برخوردار از برند شخصی موفق و قابلتشخیص به شمار میآید.
نویسنده: «حامد حسین زادگان» / منبع:اختصاصی «بیلبورد»

