گفتگو با مهدی مخمر استاد پیشکسوت خوشنویس و شاعر لاهیجانی :انقدر پایا باش که مورد احترام همه باشی.
honarguilan
25 دی 1395
افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشدهاید
استاد مهدی مخمر خوشنویس وشاعر پیشکسوت لاهیجانی است.او بیش از نیم قرن تدریس کرده و شاگردان معروف وبنامی را تربیت کرده والان در ۹۰ سالگی در مغازه ای در نزدیکی میدان شهدای لاهیجان به کار خوشنویسی مشغول است وهمچنان شعر میگوید. به مغازه اش که وارد میشویم اثار خط زیبایش بر دیوار چشم نوازی میکند. او با رویی گشاده ما را پدیرفت, با او همصحبت شدیم و از زندگی و اثار و گوشه هایی از خاطراتش برای ما گفت.
..استاد در ابتدا کمی از خودتان برای ما بگویید.
من متولد ۱۳۰۴ هستم . از چهار سالگی مکتب رفتم در لاهیجان مدرسه حقیقت سابق , مکتبی که افرادی مانند میرزا علی اکبر خوشنویس در ان بودند . او در اواسط سال ۱۳۰۹ ناگهان غیب شد وهنوز هم اثرش پیدا نیست . در سال ۱۱ کلاس ششم ابتدایی را تمام کردم . حدودا در سال ۱۹ بود در لاهیجان جایی که الان میدان شهدا شده ٬ رستوران و مهمانخانه بوده که جنگ جهانی اول اغاز شده بود یادم می اید روزی هواپیمای شوروی امد در شعاع چهارصد پانصد متری زمین بمب انداخت در ان لحظه من با یکی از دوستانم بنام محجوبی که فرزند یکی از روحانیان بنام بود صحبت میکردم که آن بمب باعث فوتش بطرز فجیعی شد و تلخی خاطره انروز همیشه در خاطرم است.
...از چه زمانی خط شما بیشتر مورد توجه قرار گرفت؟
خط من از همان دوران مکتب ، دوم دبیرستان بودم یکروز پنج نفر امدند در اتاق که ما اول تصور کردیم مامورند . یکی از انها که بعدا فهمیدم رییس فرهنگ استان است و همه به او تعظیم میگردند گفت : اقای مخمر کیست؟ گفتم منم ، گفت شنیدم خطت خیلی خوب است .رفتم جلو گفت بنویس ببینم چه خطی داری؟
نوشتم " بر سر انم گر زدست براید دست به کاری برم که غصه سراید"
وقتی این را نوشتم سر تابلو به حدی برای آنها عجیب امد که این بچه و این خط ؟ و صدای افرین افرین در کلاس پیچید. به من نگفت که رییس فرهنگ استانم فقط امد جلو ودست وپیشانی مرا بوسید و گفت : هم درس بده هم درس بخوان و این جمله را پنج مرتبه تکرار کرد و قرار شد بعد از اتمام کلاسها در دبستانهای لاهیجان خط درس بدهم که ابتدا چهار وهشت ساعت و کم کم رسید به ۲۸ ساعت درهفته ، دوران مدرسه هم که تمام شد ، من همچنان تعلیم میدادم واین شد که ۵۲ سال در اموزش وپرورش تدریس تدریس کردم.
...مهمترین شاگردان شما چه کسانی بودند؟
من شاگردان زیادی داشتم که اکثرا جز استادان بنام شدند و همه افراد مهمی هستند که استاد حسین محجوبی از معروفترین انهاست.
... شعر گفتن را از کی اغاز کردید؟
من از زمان بچگی همزمان با خوشنویسی شعر هم میگفتم . ده ها هزار بیت شعر گفتم ، یادم است یک اقای درویشی بود که خیلی معروف بود یک شعر گفتم در وصف اباعبدالله حسین که " ای عشق این چه سریست با یک کرشمه تو درزیر تیغ ببوسد مقتول دست قاتل" وقتی این را گفتم درویش بسیار منقلب شد و گریه و زاری زیادی کرد.
...چند جلد کتاب چاپ کردید؟
من سه دوره دفتر اشعار بنام خودم چاپ کردم , کتاب اولم ۲۰ سال پیش که حدود سه هزار بیت بود . کتاب دومم چهار هزار بیت وکتاب سومم بیش از ده هزار بیت بود.
...استاد لطفا برای خوانندگان ما یکی از اشعارتان را هدیه کنید.
دوش شنیدم سخن تا که بروبم ز غم
از دل و از جان بگفت این سخنش دم به دم
ای پسر نامور حاصل شادی غم است
خوب و بدش در گذر غم ز چه رو بر در است
حال ز بیهودگی غم ز تنت ره مده
صبر وتحمل به تن عافل و فرزانه ره
...در پایان برای جوانان چه نصیحتی دارید؟
فقط می گویم اگر نداری دست به کاسه دیگری مبر ولی انقدر پایا باش تاهمه به تو احترام بگذارند و دوست داشته باشند.
منبع روزنامه سوال جواب ( اکبر حیدرپور)

