نگاهی به نمایش معصومیت های پنهان به کارگردانی محمد پورجعفری به قلم علیرضا روح نواز
افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشدهاید
( سرای سالمندان در چالش با تفکر سنتی) نگاهی به متن واجرای نمایش ,معصومیتهای پنهان.مولف وکارگردان محمد پور جعفری.بازیگران,,احمدرضا جعفری(مهدی, شوهر لیلا)علیرضا مجیدی(یاسر, شوهر الهام)هاله رستم دخت(همسر مهدی, مادر دنیاو خواهر الهام)النا مومنی(الهام همسریاسر) سحر رهنما(دنیا دختر لیلا)مهرداد رادپور(امیر دوست پسر دنیا), در یک نمای سطحی کلیت درام در رابطه دو خانواده است که بجهت بستری شدن یانشدن مادر در سرای سالمندان با ,تفاوت نگرشی دچار مناقشه وچالش درون خانوادگی میشوند.مهدی که همسرش,,لیلا,, در سانحه تصادف دچار عارضه سکته مغزی شده وقدرت بیان و خود کنترلی را از دست داده است است),در منزل با کمک دخترش تیمارگری میکند.دنیادختر لیلا که دانشجواست درصدد متقاعد کردن پدر برای بستری شده مادر در سرای سالمندان است. پدر در واکنش به این پیشنهاد خشمگین شده ودر صحنه پنجم دریک مشاجره لفظی سیلی بگوش دختر زده واورا از منزل بیرون میکند.الهام, نیز در صدد متقاعد کردن همسرش(یاسر) بجهت بستر ی کردن مادرش در سرای سالمندان است.هردو خانواده در حول همین مورد دچار تنش, مناقشه لفظی شده وهرکدام چه موافق وچه مخالف دلایل خود را صراحتا بیان میکنند.. مهدی ناچارا همسرش را بمکان مورد نظر برده و در پرده اخر مهدی روی ویلچر نشسته ومتاسف از بردن همسر به مکان مورد نظر دراین صحنه نیز با بی اعتنایی و عصبیت درونی با دنیا بگو مگوی ناخوش ایندی دارد,یاسر نیز با همسرش از کم رنگ شدن ویا برباد رفتن عواطف و عطوفت درون خانوادگی سرصحبت را باز میکند.. متن در رابطه با فرجام سرنوشت مادر یاسرسکوت میکند.گرچه در صحنه هفتم الهام با تهدید به ترک کردن یاسر, مانع از حضور مادرشوهردر منزل میشود.با این نگاه نمایش چنگی بدل نمیزند. حتی وجهه دراماتیکی متن را, بایک علامت سوال مبهم میکند. خاصه اینکه الگوی متن بر اسلوب تغییر و تحول فکری یاکشمکش دو اندیشه کاملا متضاد ومتناقض جلوه دارد. منظورنگارنده ,کلام محوری بودن کلیت درام است. و کنش و واکنش کاراکترها درونی و به تعبیری بیشتر جنگ ذهنی است تا کنشهای فیزیکی یا بقول فرنگیها اکتیومدار! اگرچه موضوع سرای سالمندان برای جامعه مان که هنوز اغشته به رسوبات عمیق و غلیظ از اداب,رسوم,ایین وفرهنگ کهن سنتی و در حال گذار به پندار ورفتار مدرنیته است ,با اینحال خواباندن والدین پیر وسالمند و علیل بدرسرای سالمندان درتنگنای باورعرف ومحذورات اخلاقی اجتماعی قرار دارد.ظاهر متن هم بیش ازین نیست لذا احتمال به یقین میتوان حدث زد که در نگاه وذهن مخاطبان عام و خاص, وجهه نمایشی متن چندان پر رنگ نبوده .وفاقد اتفاق شگرف,پر کشش و مخاطب پسند در توالی و روند داستان است. چنین تلقی چندان هم بی ربط نیست و درست هم هست اما اگر از زاویه دیگر به متن و نوع کنش رفتاری و سمت وسوی ارتباط و مراوده کاراکترها
که جزلا ینفک میزانسن محسوب میگردند,از خلال دیالوگها و کنشهای برامده از موقعیت و وضعیت حادث شده در روند پلکانی نمایش را, مورد تدقیق و تحلیل قرار دهیم انچه که نمایان میشود چالش و مقاومت اندیشه سنتی در تقابل با نگرش مدرنیسم با تمام تنه وشاخ وبرگش میباشد. درچند موقعیت گفتمانی نزدیگ به این مضمون بین دختر وپدر رخ میدهد.دنیا(سحر رهنما)به پدرش مهدی (احمدرضا جعفری) میگوید, قصد جسارت وگستاخی نداشته,زمانه تغییر کرده نمیشه مثل گذشته فکرکرد و رفتار داشت.ویا الهام(النا مومنی) به شوهرش یاسر(علیرضا مجیدی ) در رابطه با عدم حضور مادرشوهرش در منزلش میگوید,, درگذشته نباید توقف کرد.دوره وزمانه تغییر کرده. تفکر و نگاه گذشته, امروزه بدرد نمیخورد, .الهام در جایی بدفاع ازبرادر زاده اش,, دنیا, به برادرش (مهدی)گفت,چرا نظر دنیا را رد میکنی اوحق دارد داداش زمانه عوض شده,چرا ازخانه بیرونش کردی؟ بزار بیاد منزل او شما ومادرش لیلا،،(هاله رستم دخت)را,دوست دارد. با واقعیت کنار بیا!ودر روند داستان بوضوح میبینیم که ,مهدی و یاسر در تقابل با نظرات انان بشدت مقاومت کرده و با پرخاشگری, توهین وتحقیر, بحث را به دعوا و مناقشه میکشانند. لذا سیلی پدر بصورت دخترش, معلولیت و سکوت ماندگار مادر(لیلا)و غایب بودن مادر یاسر و رفتار پر خاشگرانه توام با اعمال فیزیکی پدر و گفتمان تند و زننده یاسر با همسرش گویای استمرار داشتن بافت و سبک زندگی با اداب و رعایت تربیتی وحفظ اقتدار وحرمت بزرگترهاست حتی اگر منجر به دعوا و مرافعه منتهی شود. قاعده واصول ومنش وروش ابا واجدا را باید محترم شمردو پاس داشت.اگر تمام با هیاهو ,عصبیت وتند خویی به پایان میرسند, گویی جهان متن, به اذهان مخاطبان نهیب میزند که فضای حاکم درون خانوادگی به شدت وخیم, مغشوش, سر درگم,بی هویت وبنوعی مبتلا به پریشانی و اضطراب بوده و قشری به اصطلاح روشنفکر باگفتمان بظاهر معقول ومنطقی ارزشهای حاکم بر خانواده را بشدت مورد هجوم قرار میدهند. لذا ازاین منظر, سیلی خوردن و ازخانه رانده شدن (دنیا,,سحررهنما) توسط پدر و نیز توهین و تحقیر شدن درامتداد یک بحث کوتاه, با الفاظ رکیک شوهر عمه اش(یاسر,,علیرضا مجیدی) کنشهای تند وزننده طیف سنت گرا و پایبند به رسوم و سنن را برمیتاباند.البته متن مذکور ظرفیت انرا داشت که غنی تر از این تالیف شودایحال نگارنده مولف را از دیر باز میشناسم وچند دست نوشته اش را خوانش کردم به این نکته پی بردم که, دغدغه وی بر حول محور مناسبات و روابط و مسایل ومشکلات خانوادگی چرخش دراماتیکی یا نمایشی دارد.
! نگارنده, سبک وسیاق متن را رالیسم تهاجمی و اغراق گونه تلقی میکنم. ازنکات قابل توجه و ظریف ,صحنه اغازین است که جمع خانواده با مزاح وشوخ طبعی وشلیک خنده همراهست دور هم نشسته وشام صرف میکنند. وکم کم این فضای بظاهرگرم وصمیمی وشاد به فضای تلخ,طعن وتمسخرو مشاجره رعب اور مبدل میگردد.وبه تعبیر دیگر شروع اش کمدی و پایانش تراژدیست این رویدادیااتفاق نمایشی که در کل به ده صحنه منقطع شکل یافته است ,قابل ملموس و مشاهده است.شروع هر صحنه ارام وعاری از تنش اما در خاتمه با قیل وقال ودعوا تمام میشود. .ازمحسنات متن اینکه مخاطب نمایش با هردوجناح همذات پنداری میکند. استدلال ومنطق موافقین ومخالفین هر دو اندیشه بار عقلی وعرفی دارد لذا اذهان مخاطبان در راستای صدور حکم قطعی بنفع ویا علیه هریک ازطرفین مناقشه درظرف تعلیق قرار میگیرد.مولف(محمد پور جعفری) هوشمندانه وبدور از جانب داری از دو خانواده, درام را به سامان میکند. نکته قابل توجه واعتنا اینکه, موافقان روند تغییر وتحول وبازنگری و اصلاح اندیشه که برای زمان حال با مد نظر قرادادن اوضاع واحوال و شرایط, مناسبات,معضلات و مصایب موجود در زندگی اجتماعی امروزی که سیر تحولات و تغییرات که بسرعت و بشکل سرسام اوری رخ مینماید,کارایی داشته باشد از ناحیه زنان مطرح است و مقاومت و پایداری بدون چون وچرا از ناحیه مردان.ونیزدست مریزاد به مولف متن که منصغانه به دوجناع در یک توازن دراماتیکی ,قدرت استدلال و برهان و دفاع از اندیشه شان لحاظ نمود.بازی علیرضا مجیدی و احمد رضا جعفری با تاویل ام ازمتن, خوب و در حد قابل دفاع در راستای فضای حاکم بر متن بود.نقش افرینی سایر بازیگران بجز ایفاگر نقش لیلا ,هنوز چند گام با کاراکتر درام فاصله دارند.در خاتمه برای مولف وکارگردان وتیم اجرایی ارزوی موفقیت و منتظر کاری جذابتر.
به قلم علیرضا روح نواز
تهیه : اکبر حیدرپور/

