تبلیغات
پایگاه خبری هنر گیلان » خبرها » فروشنده از نگاهی دیگر به قلم فاطمه ترابی

فروشنده از نگاهی دیگر به قلم فاطمه ترابی

افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشده‌اید

فروشنده از نگاهی دیگر  به قلم فاطمه ترابی

در مقاله ی حاضر سعی بر این آمده تا نکته هایی از فیلم افتخار آفرین اصغر فرهادی بیان شود، چیزی که باعث سوق دادن نگارنده به نوشتن  شد نکات ظریف فیلم فروشنده بود که طی دیدن با دقت این فیلم می توان به آن رسید .
بررسی و نقد فیلم ((فروشنده)) به کارگردانی اصغر فرهادی
در مقاله ی حاضر سعی بر این آمده تا نکته هایی از فیلم افتخار آفرین اصغر فرهادی بیان شود، چیزی که باعث سوق دادن نگارنده به نوشتن  شد نکات ظریف فیلم فروشنده بود که طی دیدن با دقت این فیلم می توان به آن رسید .
 

فروشنده از نگاهی دیگر  به قلم فاطمه ترابی


فیلم با صحنه ای از یک تخت خواب آشفته در یک اتاق خواب در هم شروع می شود، صحنه ای از قسمتی از سن اجرای تاتر که در طول فیلم شاهد آن خواهیم بود تخت خوابی که معمولا در خصوصی ترین اتاق یک خانه دیده می شود جایی برای استراحت و خصوصی ترین محل در یک خانه اما در این صحنه و تکرار آن در طول فیلم که به آن اشاره خواهد شد در ادامه می بینیم که تخت با یک پتوی قرمز رنگ در سمت راست تخت دیده می شود در ادامه به تحلیل این قسمت خواهم پرداخت . صحنه ی تئاتر د حال آماده سازی برای اجراست و نور پرداز در حال نورپردازی روی وسایل صحنه است ، نور روی میزی انداخته می شود که صندلی های آن به طور عامدانه ای در هم و آشفته چیده شده است در ادامه نور روی دو تخت خواب دو نفره انداخته می شود ابتدا روی هر دو و سپس بیشتر روی تخت خواب سمت راست و تخت خواب سمت چپ در تاریکی فرو می رود و گه گاه نور روی آن می لرزد در ادامه ی ماجرا  با توجه به اتفاقات فیلم به اتفاقات آن خواهیم پرداخت و در ادامه دیدن یک راهرو و یک در .


فروشنده از نگاهی دیگر  به قلم فاطمه ترابی


ساختمان محل زندگی رعنا و عماد به خاطر گودبرداری زمین کناری در حال فرو ریختن است و تمام همسایه ها در حال فرار از خانه در نیمه شب هستند صبح فردا ساکنین خانه مجبور به تخلیه ی خانه می شوند و در این حین دوباره صحنه ای از تخت خواب را می بینیم که در آشفتگی کامل به سر می برد و دیوار بالای آن کاملا در خطر فرو ریختن است (اشاره دارد به حریم خصوصی یک زن و مرد که توسط سایرین شکسته شده) به صحنه ای می رسیم که عماد در یک تاکسی به فکر فرو رفته و زنی کنار او نشسته و به تماسشان اعتراض دارد  به علت تنگی جا در تاکسی
باز هم اینجا می توان این برداشت را داشت که زن سعی در حفظ حریم شخصی خودش دارد، یکی از شاگردان عماد که در سکانس پیشین او را در کلاس درس دیدیم مدام در حال نگاه کردن است نگته جستجوگر او در تمامی سکانس های حضور او در فیلم دارای معناست و شاید نماینده ی یک نفر از مردمی باشد که در خارج از رابطه ی عماد و رعنا وجود دارد .
سکانس بعد سکانس تمرین تئاتر است با خنده های میس فرانسیس شروع می شود زن لوند و وسوسه گری که بارونی قرمز به تن دارد و بهانه ی یک موجودی را می گیرد که در حمام است وجود این زن در فیلم کاملا دارای ارتباط معناییست با زن بدکاره ای که در فیلم با او آشنا خواهیم شد . در ادامه برای رفتن به خانه اش بهانه ی جوراب می گیرد و جورابی را از صندوق بر میدارد که مدل پر از سوراخی دارد و (خوب است این نکته را برای درک بیشتر به خاطر داشته باشید)


فروشنده از نگاهی دیگر  به قلم فاطمه ترابی


در صحنه ی تمرین ناگهان بازیگر نقش رو به روی میس فرانسیس خنده اش میگیرد و بازیگر نقش میس فرانسیس در دفاع از خودش آماده ی ترک سن می شود و اینجاست که فرزند خودش را صدا می زند و کودکش از بین دو تخت خواب تک نفره بیرون می آید که اشاره دارد به طلاق گرفتن مادر و پدرش ! و به دنبال آن یکی از هم بازی های رعنا و عماد متوجه می شود که آن به دنبال خانه هستند برای اجاره و پیشنهاد یک خانه را به او می دهد فردای آن روز برای دیدن آن خانه می روند و در درب ورودی خانه می بینیم که گربه هایی در حال رفت و آمد هستند و گربه در علم شمایل شناسی (آیکونولوژی) نماد و نشانه ی زن فاحشه است . اینجا بیننده شاهد این است که رعنا یکی از این گربه ها را در آغوش می گیرد و به سمت همسرش می آید و همسرش دست دراز می کند برای لمس او و او از کادر خارج می شود و اشاره داره به درگیر شدن رعنا با مسایل زن بدکاره ای که در خانه زندگی می کرده است . در ادامه برای دیدن پیلوت و پارکینگ می روند و با همسایه آشنا می شوند، در اینجا میبینیم که مرد همسایه به سمت رعنا می آید برای دست دادن اما رعنا دست هایش را به هم حلقه می کند و اینجا نشانه ی اعتقاد رعنا و عماد به حریم خصوصیشان را می بینیم (هم از حالت تن رعنا هم از نگاه عماد)



سکانس بعد نشان دهنده ی اسباب کشی است و درگیری یک اتاق که هنوز وسایل آن زن در انجا هست و از صحبت رعنا با او مشخص می شود بابک (دوست عماد و صاحب خانه) با او درگیر شده است .درب اتاق باز را باز میکنند و وسایل او را در زیر پله نگه می دارند و  نمایی از اتاق را می بینیم که فرزندش دیوارهارا نقاشی کرده در نقاشی یک خانه دیده می شود که یک زن و مرد با یک بچه در آن دیده می شود و همین نقاشی هم اشاره به حریم خصوصی دارد .
رنگ قرمز ! در طول فیلم رنگ قرمز و نور قرمز بیداد می کند، رنگ قرمز نشان دهنده ی امیال نفسانی است و رنگ وسوسه انگیزی است ، در طول فیلم چه رنگ پتو های روی تخت و رعنا و چه بارانی تن میس فرانسیس و رژ قرمز او و چه در کمد لباس و کفش هایش این رنگ دیده می شود و در جاهایی شال و لباس رعنا هم رنگ قرمز است که نشان دهنده ی وسوسه انگیز بودن اوست.

فروشنده از نگاهی دیگر  به قلم فاطمه ترابی


روی صحنه می بینیم که مرد به خانه می آید و زنش را روی یک تختخواب زیر یک پتوی قرمزمیبیند دوربین داخل کابین صدا گذاری است و نور قرمزی روی زن (رعنا) منعکس شده است . صحنه شبیه به صحنه است که عماد به خانه می آید و خانه را در خون می بیند . بلا فاصله صحنه ای را میبینیم که رعنا در حال تمیز کردن اتاقی است که وسایل آن زن در آن بوده روی دیوار دوباره نقاشی هایی میبینیم که فرزند آن زن کشیده دو گربه  روی دیوار که از دهان بزرگتر که شاید نماینده ی زن باشد خطوط سیاهی بیرون آمده و منجر به یک کادر مستطیلی شده با خطوط قرمز، گربه ها از دید فرزند زن بدکاره سبز هستند و سبز نماد تقدس است زیرا نمایش رابطه ی مادر و فرزندی است و باید هم مقدس باشد . و دوباره صحنه ی یک تخت خواب میبینیم که این بار مرتب است و یک بالش پرت می شود روی آن . تلفن زنگ می خورد و رعنا خبر می دهد به حمام می رود و در را باز می گذارد عماد از خرید باز میگردد و راه پله ی خونین را می بیند و یک گربه از خانه بیرون می پرد . تا اینجا که عماد با خبر می شود رعنا در بیمارستان است و کسی وارد خانه شده . و صبح به خانه برمیگردند و رعنا به اتاق خوابشان میرود برای استراحت روی تخت خواب می خوابد تخت خواب آنها تاج ندارد ولی در عوض روی دیوار کاملا رد تخت خواب آن زن (که آن را در وسایل جمع شده در زیر پله دیدیم) دیده میشود به طرزی که کاملا انگار رعنا به جای آن زن زیر پتوی قرمز رنگ خوابیده است .
در ادامه عماد جورابی را کنج اتاق کنار تخت پیدا میکند که متعلق به مردی بوده که وارد خانه شده، در ادامه عماد تلفن همراه و سوییج ماشین  و در اتاق یک دسته پول
رعنا با پولی که آن مرد در اتاق گذاشته بود خوراکی میخرد و غذا درست میکند و فهمیدن آن توسط عماد باعث عکس العمل عماد می شود . عماد سراغ پیغامگیر تلفن آهو  می رود و متوجه می شود او یک بچه دارد و با بابک ارتباط دارد .


فروشنده از نگاهی دیگر  به قلم فاطمه ترابی

عماد با کمک پدر یکی از شاگردانش آدرس صاحب وانت جامانده را پیدا میکند و به طریقی اورا به خانه اش می کشاند و در ادامه با زخم پای آن مرد متوجه می شود آن مرد بوده که وارد حمام شده و می گوید که وسوسه شده است. بر خلاف فکر همه که به رعنا تجاوز شده عماد می گوید : (( معلوم نبود اگر زن من از ترس سرش رو نکوبونده بود به شیشه می خواستی چه غلطی بکنی ))
حال مرد به علت فشار بد می شود و به خانواده اش خبر می دهند و همسر و دختر و داماد مرد به خانه می آیند صحنه به گونه ای است که زن به سراغ مرد می آید و مرد پشت چادر زن ماسکه می شود و اشاره دارد به آبرو داری رعنا در برابر خانواده ی مرد و اینکه نمی گذارد دیگران بویی از ماجرا ببرند . در ادامه عماد با دادن وسایل آن مردو یک سیلی به گوش آن در موقع خداحافظی باعث بدتر شدن حال او می شود و در انتها مشخص نمی شود آیا او از این فشار زنده می ماند و یا خیر و در آخر عماد شبیه به نورپردازی ابتدای فیلم در صحنه ی تیتر نورها را از روی وسایل خانه میگیرد و موسیقی پخش می شود .
عماد و رعنا در حال گریم هستند ( پیر شده اند ) و به جایی خیره مانده اند و در حال فکر کردن هستند . شاید رعنا نباید در را بی آنکه بپرسد پشت در چه کسی است باز کند و شاید عماد نمی باید خودسر به فکر انتقام بیوفتد و یا آن مرد نمی باید وسوسه میشد..
فاطمه ترابی ( کارشناس ارشد هنر)
دسته بندی :  خبرها / مقالات
به کانال رسمی پایگاه خبری هنر گیلان در تلگرام بپیوندید.
کانال تلگرام پایگاه خبری هنر گیلان

دیدگاه شما

نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
  • مردم و لبخندها
    حیوانات و طبیعت
    غذا و نوشیدنی
    فعالیت‌ها
    سفر و مکان
    اشیاء
    نمادها
    پرچم‌ها
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید