تبلیغات
پایگاه خبری هنر گیلان » خبرها » درد مشترک شعر گیلان عدم توفیق در جریان‌سازی ادبی است

درد مشترک شعر گیلان عدم توفیق در جریان‌سازی ادبی است

افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشده‌اید

درد مشترک شعر گیلان عدم توفیق در جریان‌سازی ادبی است

شاعر و ادیب برجسته کشوربا بیان اینکه شعر گیلان هویتی جدا از شعر ایران ندارد، گفت:درد مشترک شعر گیلان علی‌رغم کارنامه وزین و پر ستاره عدم توفیق در جریان‌سازی ادبی و انقطاع بینا‌نسلی است.

 به گزارش هنر گیلان سید ضیاءالدین شفیعی در چهارمین شب فرهنگی انزلی که در آستانه زادروز نیما یوشیج در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی این شهرستان برگزار شد، با اشاره به دشواری های پیدا و پنهان معرفی قالب های شعری به ویژه شعر گیلان، اظهار کرد: شعر گیلان شامل جغرافیایی از شاعران در سه گروه «پیشرو»، «حدود» و «اضلاع» است. گروه چهارم شامل معدود منتقدان و ادیبانی است که تالیفات آنان در صورت پذیری شعر معاصر گیلان نقش دارد.

وی با بیان اینکه در گروه های سه گانه شعر گیلان نوعی هم عصری و هم نسلی مد نظر است، افزود: گروه چهارم نسبت به بعضی متقدم، نسبت به بعضی هم‌عصر و نسبت به بعضی دیگر متاخر هستند و این لازمه اهل نقد و ادبیت است.

شاعر و ادیب برجسته کشور، گروه اول را هم نسلان نیما یوشیج دانست و تصریح کرد: شاعرانی همچون امیرهوشنگ ابتهاج، بهمن صالحی، حسین مهدوی(م.موید)، رحمت موسوی، نصرت رحمانی و شیون فومنی(میراحمد سیدفخری نژاد) در افق شعر از جمله نامدارترین معاصران محسوب می شوند.

شفیعی، با بیان اینکه امیرهوشنگ ابتهاج ابتدا در قالب های کلاسیک آثار درخشانی را ارائه کرد و همزمان به شعر نیمایی گروید، گفت: شعر بهره‌مند و غنی از سرمایه‌های موسیقایی و معنایی ابتهاج را باید یکی از اصلی‌ترین نمایندگان معاصر شعر گیلان برشمرد؛ شعری که در نکته سنجی و باریک بینی اغلب ما را به یاد پیشینیان جاودانه شعر می اندازد.

این شاعر معاصر، با بیان اینکه بهمن صالحی شعر را با قالب‌های کلاسیک شروع کرد، متذکر شد: او از نخستین کسانی بود که غزل را در هیئتی متفاوت می‌نوشت و آنقدر در این دیگرگونه نوشتن متبحر شد که سرفصلی نو با عنوان غزلواره را به شعر دهه چهل و پنجاه قبولاند. صالحی با آشنا شدن با نیما و شعر او قالب‌های بسانیمایی را هم آزمود و متکی به تصاویر تازه و زبان کمابیش روزآمدش برخی از آثارش را در جمع بهترین نمونه‌های شعر نیمایی و آزاد امروز می توان یافت.

وی اضافه کرد: شعر صالحی علی‌رغم بهره‌مندی از پختگی و جسارت‌های یگانه‌ای که دارد، موفق نیست این ویژگی‌ها را همواره در همه آثارش بروز دهد و فراز و فرودهای پی در پی، مخاطبانش را گاه ذوق ‌زده و گاه مایوس می‌کند.

شفیعی، با اشاره به سابقه شعرسرایی حسین مهدوی(م.موید) از چهارده سالگی، خاطرنشان کرد: ‏‫اگر شعر مدرن و پیشرو در گیلان زمین بخواهد نماد و نمونه‌ای بی افراط، باسواد و کم خطایی داشته باشد، یکی از جدی‌ترین نام‌ها همین حسین مهدوی متخلص به م.موید است؛ شاعری که تسلطش بر متون کلاسیک و کهن فارسی و عربی ذهن و زبانش را آخته و پرداخته کرده و دایره واژگان و ساختاری متمایز برای شعرهایش به ارمغان آورده است.

شاعر و نویسنده برجسته کشور، حسین مهدوی را یکی از شاعران دیرین این سرزمین دانست و گفت: پخته‌ترین آثار او را می‌بایست در کتاب‌های منتشر شده و حضور هر چند کمرنگش در دو دهه اخیر جستجو کرد.

وی با بیان اینکه همواره در مسیر بررسی شعر این سرزمین و در میان نام‌های درشت استخوان شعر کلاسیک گیلان نام رحمت موسوی با عنوان غزلسرایی با درخششی ویژه به چشم می‌آید، اظهار کرد: او را در غزل باید شاعری ماندگار دانست که بسیاری از هم‌نسلان خود را متاثر از شعر خود ساخته و مرتبه غزل را پاس داشته است.

شفیعی ادامه داد: از جمله ویژگی‌های استوار شعر رحمت موسوی ارائه نمونه‌های متکی بر تصویرهای بکر و مضمون بندی‌های بدیع، به کارگیری واژه‌های گیلکی و نشانه‌های مربوط به طبیعت است. علاوه بر این غزل‌های او اغلب دارای مضامینی زن‌ستیزانه می باشد.

شاعر معاصر کشور، کارنامه شعری شیون فومنی در مقایسه با دیگر شاعران گیلانی را یک کارنامه پر و پیمان و دو لایه دانست که هر یک از این لایه‌ها به تنهایی می‌تواند نام شاعری مثل او را در این سال‌ها برجسته و ممتاز و افتخارات بسیاری را همراهش کند.

وی با بیان اینکه شیون در همه قالب‌های کلاسیک و نیمایی و پسانیمایی شعرهای درخشانی دارد، تصریح کرد: شیون فومنی از یک‌سو شعر محلی و بومی گیلکی را که رو به محاق و فراموشی بود، با پرداختی نو احیا کرد و تا آن ‌سوی مرزهای کشور اشاعه داد و از سوی دیگر با انتشار مجموعه‌های شعر فارسی نامش را در زمره شاعران تاثیرگذار ثبت کرد.

شفیعی، تحقیق و پژوهش در زمینه فرهنگ و ادب گیلان، ارائه مجموعه اشعار گیلکی در قالب غزلیات، منظومه‌ها و دوبیتی‌های محلی و ترانه‌سرایی را از دیگر وجوه شخصیت ادبی شیون دانست و یادآور شد: او با مهارت، چیرگی و تسلط بر موسیقی، آواها و ملودی‌های محلی و فارسی، ترانه‌سرایی موفق بود و جز این‌ها در شعر و ادبیات کودکان، قصه، داستان کوتاه و فیلمنامه نیز آثار درخوری از خود به جا گذاشت.

وی شعر نصرت رحمانی را شعری سياه، واقع گرا و بی پروا دانست و گفت: عاشقانه‌های اجتماعی نصرت رحمانی که در مفصل دو گروه از شعرهای اثرگذار روزگار او شکل گرفته و در میانه معتدلی از «شعر رمانتیک» و «شعر مبارز و معترض» ایستاده بود، موجب دستیابی او به توفیقات بسیار در شعرش شد.

شاعر و ادیب برجسته کشور، بیژن نجدی، رحمت حقی پور، غلامرضا مرادی، اکبر اکسیر و کاظم سادات اشکوری را از جمله شعرای بنام گروه دوم دانست و تصریح کرد: ضیاءالدین خالقی، کریم رجب‌زاده، مرتضی نوربخش، عباس مهری آتیه، حمیدرضا شکارسری،شهرام مقدسی و زهرا سیاوش آبکنار شاعران گروه سوم هستند.

شفیعی، سیروس شمیسا و محمدتقی جواهری گیلانی(شمس لنگرودی) را در زمره گروه ادیبان و منتقدان دانست و بیان کرد:سیروس شمیسادر سال 80 یکی از چهره‌های ماندگار ایران لقب گرفت.

وی با بیان اینکه شمس لنگرودی در ابتدای راه شاعری تحت تاثیر زبان و نگاه فریدون توللی، فریدون مشیری و به ویژه نادر نادرپور بود، متذکر شد: او با وارد شدن به جریانات سیاسی و تحت تاثیر شرایط زمانه به شعر سیاوش کسرایی و در نهایت احمد شاملو متمایل می‌شود و می‌توان بخش بزرگی از اشعار او را متاثر از زبان شاملو دانست. زبان‌ ساده، کوتاه نویسی، طنز، پرداختن به زندگی روزمره و پر رنگ بودن عشق از ویژگی‌های اصلی شعرهای اخیر شمس لنگرودی است.

ادیب، منتقد و شاعر معاصر کشور کتاب «تاریخ تحلیلی شعر نو» را یکی از جدی‌ترین و گسترده‌ترین پژوهش‌های تحلیلی و تاریخی در حوزه‌ی شعر فارسی از سال 1284 هجری شمسی دانست و افزود: این کتاب به تحولات و زمینه‌های دگرگونی شعر فارسی از وقوع انقلاب مشروطه تا وقوع انقلاب اسلامی می پردازد.

شفیعی، با اشاره به شعرهای شاعران نسل حاضر که شعرشان صفحات روزنامه‌ها و کتاب‌ها و فضاهای مجازی و صحن و متن کنگره‌ها و جشنواره‌های کوچک و بزرگ را پر می‌کند، گفت: در جمع شاعران امروز که از حیث کثرت بسیار هم هستند، همان مسیری در حال طی شدن است که با اندکی تساهل می‌توان سایه‌ای از یک یا چند تن از شاعران پیشین را در آنها دید و تقریبا شاعر متفاوت و ممتازی در این جمع نیست که کارنامه‌ی او تغییری در برآورد و قضاوت کلی درباره شعر امروز گیلان ایجاد کند.

وی درد مشترک شعر گیلان علی‌رغم این کارنامه وزین و پر ستاره را عدم توفیق در جریان‌سازی ادبی و انقطاع بینا‌نسلی دانست و خاطرنشان کرد: بی رغبتی نسبت به مکتوب و منظم ساختن تجربیات و دانش ادبی از سوی پیشکسوتان، شکل نگرفتن نقد محور کانون‌ها و جلسات جدی و پایدار، تمایل و اصرار در خویش محوری ادبی و عدم تلاش در ایجاد جریان و حرکت‌های جمعی و اکتفا به خلق اثر، بی عنایت به نشر به هنگام و بازنشر به شکل‌های گوناگون از عمده ترین دلایل وقوع این درد مشترک است.

شاعر معاصر گیلانی، تاکید کرد: همواره اگر از شعر گیلان در جایی سخنی می‌رود مراد شعری با ویژگی‌ها و شناسنامه ادبی معین و متمایز نیست، بلکه جدال و جدل بر سر جغرافیایی است که در سجل شاعران ثبت شده است. در واقع شکل نگرفتن جریان ادبی از یکسو تجربیات موفق یک شاعر را در محدوده آثار او متوقف می‌سازد و از دیگر سو، با ابتر ماندن آموخته‌های پیشکسوتان، سبب بی‌سرمایگی و تهیدستی ادبی شاعران حال و آینده و چه بسا آزمودن نادرستی‌ها و از یاد رفتن درستی‌ها و اتلاف طبع و ذوق ادبی شود.

وی نوآوری و بداعت را اکسیژن هنرها دانست و اظهار کرد: نقد ادبی متعادل و روزآمد، همواره می‌تواند با هرس اضافات و دفع آفات و بزرگ کردن توفیقات راه رفته را تحلیل و راه پیش روی شاعران را ترسیم کند. در غیبت نقد که غیبت تاسفباری است، شاعران نه می‌دانند کجا هستند و نه مطمئن هستند می‌خواهند کجا بروند.

شفیعی، با بیان اینکه شعر گیلان هویتی جدا از شعر ایران ندارد، تاکید کرد: شعر گیلان در بسیاری از تنگناها و لغزش‌ها با شعر ایران هم‌سرشت و هم‌سرنوشت است؛ اگر چه گاه در اثر گشایش‌هایی، هم افزایی‌های موجود در برخی نواحی از جمله خراسان و تهران رخ می‌دهد و گره‌هایی از شعر گشوده شده و می‌شود، اما دریغ‌های مشترک فراوانی در چهره شعر امروز ایران به چشم می آید.

دسته بندی :  خبرها / فرهنگی
به کانال رسمی پایگاه خبری هنر گیلان در تلگرام بپیوندید.
کانال تلگرام پایگاه خبری هنر گیلان

دیدگاه شما

نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
  • مردم و لبخندها
    حیوانات و طبیعت
    غذا و نوشیدنی
    فعالیت‌ها
    سفر و مکان
    اشیاء
    نمادها
    پرچم‌ها
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید