فریبا تجسسی فعال تئاتر معلولین گیلان: تغییر نگرش جامعه و باور کردن توانایی ها، از مهم ترین اهداف تئاتر معلولین است
افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشدهاید
وی در گفتگویی در خصوص تئاتر معلولان و همینطور ارتباط آن با روانشناسی گفت: در تئاتر معلولان به دنبال این هستیم که تغییر نگرش جامعه نسبت به این افراد را داشته باشیم.
به گزارش هنر گیلان فریبا تجسسی؛متولد ۱۳۶۷/۰۸/۳۰،دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی،بازیگر،نقاش،مجری،سخنران،فعال اجتماعی و فعال تئاتر معلولان،عضو شورای مرکزی موسسه مردم نهاد پویندگان شهر اندیشه(حقوق شهروندی)
حضور در جشنواره های تئاتر و همینطور جشنواره موسیقی و دریافت جایزه های متعدد بازیگری زن در کارنامه هنری شان دیده می شود.
وی در گفتگویی در خصوص تئاتر معلولان و همینطور ارتباط آن با روانشناسی گفت: در تئاتر معلولان به دنبال این هستیم که تغییر نگرش جامعه نسبت به این افراد را داشته باشیم.
آنان بیش از آن که به ترحم احتیاج داشته باشند، به باور اجتماع برای بروز تواناییهای خود نیاز دارند.
کار تئاتر با افراد معلول راحت نیست و ظرافت های خاص خود را داشته و اینکه چطور باید با آنها کار شود نیاز به آموزش و تحقیق دارد.
برای بالا بردن سطح تئاتر معلولان برنامه هایی همچون برگزاری تورهای نمایشی و آموزشی مثمرثمر خواهد بود.
حتی برخی اجراها در مکان هایی مانند مدارس، دانشگاه ها، مهدکودک ها اجرا شود تا افراد جامعه با قشر معلولان بیشتر آشنا شده و توانمندیهای آنان ملموس تر باشد.
وی افزود: نگاه ویژه به آموزش از مسایل بسیار مهم و از اولویت هاست.
باید تلاش کرد تا زمینه تخصصی شدن در این حیطه فراهم شود و از مشارکت اجتماعی بیشتری بهره برد.
تجسسی ادامه داد: تمامی آثار هنری روح انسان را تحت تاثیر قرار می دهند.
زمانی که با مفاهیم درون اثری هنری یکی می شویم و خودمان را در آن اثر تصور می کنیم درواقع با این هم ذات پنداری زمینه ساز برون ریزی احساسات ،دغدغه ها و امیال واپس رانده ی نهفته ی خود می شویم و در حال پالایش روانی خود هستیم؛
احساساتی که از رنج ها، غم ها،تلخی ها و ناکامی ها و گاه شادی ها و موفقیت های فراموش شده حکایت دارند.
اما در میان هنرها، تئاتر جایگاهی ویژه دارد.
آن که شاهکاری می آفریند و آن که آن را بازی می کند، گویی زندگی را بازی کرده و به تصویر می کشد و تماشاگر با برقراری ارتباط با آنها، خود را باز می یابد و روان خویش را صیقل می دهد و با بینش کسب شده نیروی مجددی برای بازی زندگی کسب می کند. انسانها در "بازی نقش" و نقش بازی کردن، خود را بارها و بارها کشف می کنند.
وی خاطرنشان کرد: تئاتر ابزاری است که دغدغه ها و مفاهیم را به نماد و نماد را به تصویر و کلام تبدیل می کند. مخاطبان با سازه های فکری متفاوت به تماشای سازه های فکری نمادین گروهی می نشینند که تمایل دارند دغدغه ها و افکار اصلی خود را به اشتراک بگذارند و این ارتباط به دلیل رودررو بودن و استفاده از تغییرات محیطی، به مراتب تغییرات شناختی بیشتری را به دنبال دارد. با این حال گروهی که در حال اجرای نمایش هستند در صورتی که نقش خود را در اذهان عمومی نادیده بگیرند در واقع به نیات درونی خود و فلسفه وجودی تئاتر نپرداخته اند.
تئاتر و مفاهیمی که با آن منتقل می شود می تواند بر مثلث شناختی مخاطبان تاثیر بگذارد به طوری که دید فرد نسبت به خود،دیگران و جهان را دستخوش تغییر کند.
بازی نقش به عنوان یک تکنیک درمانی در روانشناسی و نقش بازی کردن در تئاتر به عنوان یک نقش روی صحنه ، یک کارکرد دارند که اولی در سطح یک ارتباط حرفه ای فی مابین درمانگر و مراجع است به جهت برون ریزی هیجانی و بینش نسبت به رفتارها و دفاع های ناهشیار و دومی تلاشی است برای ارضای نیازهای واپس رانده و برون ریزی هیجانی در جمع مخاطبان.
در هردو حالت، مخاطب و بازیگر از آن لذت می برند زیرا که از فکری چموش در ذهن خود رهایی یافته اند.
همواره برون ریزی با احساس سبکی همراه است و این احساس اگر همراه با تایید و لذت و افتخار باشد دوچندان خواهد بود.
تئاتر، اين ابزار قدرتمند مانند نقاشي و دیگر حوزه های هنری ابزاري است در خدمت مفاهيم،دغدغه ها و فريادهاي انسانها؛ چرا که نقاش، کارگردان بازیگر و... در درجه اول انسان هستند و دارای روحیات انسانی و دوست دارند که در خدمت افکار انسان گرایانه قرار گیرند.
وی در پایان گفت: در تئاتر هنر و مردم در هم مي آميزند و يكي مي گردند.
ارتباطي كه مخاطب را بيان مي كند،او را به فكر وا ميدارد و برای او بینش ایجاد می کند.
تئاتر با اين ویژگی ها قدرت نفوذ پذيري بالایی دارد و همراه با نور و رنگ و کلام و فرياد در ذهن مخاطب رخنه مي كند و مفهومش را در ناهشيار فرد مي كارد و اين آغاز راهي است به سوي بينش. نياز ها و خواست ها و دغدغه هاي فرد كه حاكي از زندگي در فرهنگ و بستر اجتماعي اوست به صورت نمادهايي در تئاتر گنجانده مي شود و نويسنده و بازيگر و كارگردان،ناهشيارانه در خدمت جريان ناهشيار فكري قرار مي گيرند كه خود نيز بخش از آن هستند.
امید است که با تحقیقات،آموزش ها و مساعدت ها،بیش از پیش زمینه ی پیشرفت و بهره مندی موثر از هنری چنین والا فراهم گردد.

