فرزاد ادیبی: مرتضی ممیز بیوقفه هنرمند بود
فرزاد ادیبی، هنرمند گرافیست و استاد حوزه گرافیک در بیستمین سال درگذشت مرتضی ممیز گفت: مممیز بیوقفه هنرمند و بدون توقف، رهنورد در این مسیر بود. میراث ممیز برای ما، ایجاد رشته گرافیک در دانشگاه تهران، تربیت شاگردانی که اینک اساتید این رشته شدهاند، آثاری که سرمش بسیاری از طراح شده و در آخر شخصیت و پشتکار او است.
به گزارش هنر گیلان مرتضی ممیز، طراح گرافیک، تصویرگر و استاد دانشگاه، چهارم شهریور ۱۳۱۵ خورشیدی در شهر تهران متولد شد. او را پدر هنر گرافیک مدرن (نوگرا) ایران مینامند.
ممیز، در دوران کودکی استعداد و علاقهٔ ویژهای به نقاشی و طراحی نشان داد. در دوره متوسطه، برای کمک به خرج تحصیل خود، برای مغازهها تابلونویسی میکرد.
ممیز در سال ۱۳۳۵ شمسی برای تحصیل در رشته نقاشی، وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد. پس از فارغالتحصیلی به فرانسه رفت و گواهی طراحی غرفه را در مدرسهٔ هنرهای تزئینی فرانسه اخذ کرد.
در سال ۱۳۳۷ خورشیدی، با ورود ممیز به آتلیه محمد بهرامی، فعّالیت حرفهای او شروع شد. در این آتلیه بود که اولین سفارش پاکت سیگار، جلد کتاب و اولین نشانهٔ خود را طراحی کرد.
در سال ۱۳۴۷ شمسی، پس از بازگشت از فرانسه در دانشکده هنرهای زیبا مشغول به کار شده و در سال ۱۳۴۹ رشتهٔ گرافیک را در این دانشکده، بنیاد نهاد.
ممیز در سال ۱۳۵۰ به دستور ساواک از دانشگاه تهران اخراج شد. در دهه ۱۳۵۰ بیشتر وقت خود را صرف گرافیک فرهنگی کرد؛ برای تئاتر، فیلم و جشنواره به طراحی پوستر پرداخت و در همان سالها همچنان به نقاشی میپرداخت که نتیجهٔ آن نمایشگاههای «آبی»، «گنج» و «گستره» ۱ و ۲ شد.
ممیز در سال ۱۳۵۵خورشیدی، با همراهی چندی از همکاران خود، سندیکای گرافیستهای ایران را تأسیس کردند و بعد از آن به برپایی نمایشگاه ۵۰ سال گرافیک ایران پرداخت.
او در سال ۱۳۶۵ با پیشنهاد به علیاصغر محتاج، اولین بیینال طراحان گرافیک را راهاندازی و اوّلین دوسالانهٔ گرافیک را برگزار کرد.
ممیز در سالهای پایانی عمر با بیماری سرطان دست و پنجه نرم میکرد. از ۲۳ آبانماه ۱۳۸۴ برای تازهترین دور شیمیدرمانی، در بیمارستان آبان تهران بستری شده که چند روز بعد حال او رو به وخامت گداشت.
مرتضی ممیز سرانجام در ۶۹ سالگی روز شنبه پنجم آذر (جمعه چهارم آذر) ماه ۱۳۸۴ درگذشت. پیکر مرتضی ممیز، هفتم آذرماه، تشییع و در باغبانکلا واقع در کُردان کرج، به خاک سپرده شد.
فرزاد ادیبی: مرتضی ممیز بیوقفه هنرمند بود
خبرنگار هنرهای تجسمی ایرنا به مناسبت بیستمین سال روز درگذشت مرتضی ممیز، با فرزاد ادیبی، همراه و دوست ممیز در خصوص این استاد فقید و نقش و تاثیر او در هنر ایران به گفت و گو پرداخت.
گفتنی است که فرزاد ادیبی، هنرمند گرافیست پیش از این گفتو گو، خاطر نشان کرد که استاد ممیز، چهارم آذر ماه دار فانی را وداع گفت و به اشتباه، در تمام اطلاعات درج شده در خصوص تاریخ وفات ممیز، تاریخ پنجم آذر ماه ذکر شده است.
جایگاه استاد ممیز را در هنر گرافیک ایران چگونه ارزیابی میکنید؟
جایگاه مرتضی ممیز به عنوان یکی از تاثیرگذارترین طراحان گرافیک معاصر ایران در تاریخ هنر برای همه مشهود و معلوم است. من به عنوان یکی از صدها شاگردی که تربیت کرده است این جایگاه یا مقام را حاصل هوش، ارتباط اجتماعی درست، دانش و تجربه او در جوهره هنر و فرهنگ میبینم.
استاد ممیز را پدر گرافیک نوگرا نامیدهاند. تا پیش از او وضعیت گرافیک در ایران چگونه بوده است؟
اطلاق صفاتی چون پدر و نخستین... و غیره در جامعه شعارزده ما خیلی معمول است و گاه به دلیل اینکه از این اوصاف و القاب زیادی استفاده میکنیم دیگر کارکرد و تاثیر خودش را از دست میدهد. اما او به دلیل تمرکز بر تخصص و هنرش و صرف همه زندگیاش بر متن و حواشی گرافیک، کم کم از سوی دیگران پدر گرافیک نوین ایران نامیده شد. البته یادمان نرود که هر نسلی بر تجربه و دانش نسلهای پیش از خودش میایستد و نسل ممیز هم چنین است.
گرافیک نوین ایران با مدرنیتهای شروع میشود که از اواخر دوره قاجار آغاز و با اقدامات پهلوی اول به اوج میرسد که نسل اول طراحان گرافیک نوین ایران آثار خود را در آن زمان خلق کردند. استادانی چون «فریدریگ تالبرگ»، «موشخ سروری»، «محمد بهرامی»، «محمود جوادیپور» و دیگران، پس از اینها «صادق بریرانی»، «مرتضی ممیز»، «محمد احصایی»، «قباد شیوا»، «فریدون آو»، «بهزاد حاتم» و سپس «ابراهیم حقیقی» و دیگران تلاشگران این گستره بودند که جایگاه همه آنها ستودنی است. اما ممیز بیوقفه هنرمند و بدون توقف، رهنورد در این مسیر بود.
استاد ممیز چه تاثیری بر گرافیک بعد از خودش برجای گذاشت؟
تاثیر و میراث مرتضی ممیز را در چهار بخش میتوان بررسی کرد. ابتدا ایجاد رشته گرافیک در دانشگاه تهران، گرچه چند سال پیش از او هوشنگ کاظمی این رشته را در دانشگاه هنرهای تزیینی آورده بود اما به نظر من طرح درسهای دانشگاه تهران به خاطر ایجاد زنجیره های طولی و عرضی آموزشی با نظام آموزشی ما سازگار و ماندگار شد.
منظورتان از زنجیرههای طولی و عرضی چیست؟
منظورم از رنجیرههای عرضی ارتباط درست و منطقی بین دروس در هر دوره بود مثلا همان سال ۱۳۴۹ خورشیدی، که رشته گرافیک را ممیز و همکاران در دانشگاه تهران بنیان نهادند ارتباط درستی بین دیزاین با تصویرسازی، خوشنویسی، عکاسی، چاپ و غیره برقرار شده بود که نتیجه تلاش و همکاری او با استادان «جلال شباهنگی»، «محمد احصایی»، «هادی شفاییه»، «حسین کلاقیچی گنجینه» و سپس «محمد حسین حلیمی» و دیگر استادان بود.
در خصوص زنجیره طولی هم منظورم ادامه و امتداد درست دروس در هر ترم و دوره آموزشی با دورههای بالاتر و پایینتـربود که این ارتباط زنجیرههای طولی و عرضی، موجب ایجاد شبکه آموزشی مستحکمی شده که الگوی دانشگاههای دیگر نیز شد و این ادامه میراث و تاثیر ممیز و همکاران اوست.
میراث دیگر ممیز چه بود؟
دوم، تربیت شاگردانی که اینک استادان دانشگاهها و مراکز آموزشیاند و در امتداد راه او گام میزنند، بسیاری از آنها فارغالتحصیل رشته گرافیک از دانشکده هنرهای زیبا هستند که به طور مستقیم از میراث آموزشی ممیز بهره بردهاند یا ممکن است در دانشگاههای دیگر درس خوانده باشند اما استادان آنها با واسطه یا بیواسطه از شاگران ممیز بوده باشند.
سوم، بسیاری از آثار مرتضی ممیز بویژه در طراحی نشانه، پوستر، جلدکتاب و صفحهآرایی به قدری جذاب، درست و زیبایند که سرمشق بسیاری از طراحان حرفهای قرار گرفتند و آنان میراثداران آثار او شدند بویژه در سالهایی که نه تنها اینترنت و ارتباطی وجود نداشت که مرزهای فرهنگی و هنری ما نیز بسته بود و کارهای دیگران را به سختی میتوانستیم ببینیم.
طراحانی را مثال میزنید؟
بله. مثلا دوستان عزیزم «رضا عابدینی»، «کوروش پارسانژاد» و. غیره شاگرد مستقیم او نبودند اما در آغاز کارشان تا حدودی تحت تاثیر کارهای او بودند و البته این طبیعی است. نسل ما جوان و نسل ممیز جاافتاده و با تجربه بود که اکنون هرکدام از این دوستان خودشان استاد و صاحب سبک هستند.
میراث آخر استاد ممیز از منظر شما چیست؟
شخصیت کاریزماتیک او فقط در ظاهرش دیده نمیشد. ممیز با پشتکار و مدیریت توانست با همکاری دیگران، حرفه گرافیک را انسجام دهد. از دیرباز دنبال ایجاد تشکلی برای صنف طراحی گرافیک بود تا بالاخره انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران را با تلاش همکاران در سال ۱۳۷۶ خورشیدی ایجاد کرد. این میراث او نیز قابل توجه است گرچه پس از او، انجمن با افت و خیزهایی گام میزند.
استاد ممیز را به عنوان طراح گرافیک مینامند، چقدر نقش طراح بودن در حوزه گرافیک مهم و آثار او در این بخش از چه جایگاهی برخوردار است؟
ابتدا باید بگویم؛ ما برای دو واژه «دراوینگ» و «دیزاین» که هر دو فرنگیاند، از کلنه عربی «طراحی» استفاده میکنیم که نارس اما جا افتاده است. اگرچه مرتضی ممیز از رشته و حرفه نقاشی به دنیای گرافیک آمده بود و دستی قوی در طراحی و نقاشی داشت، اما وقتی او یا هر گرافیستی را به عنوان «طراح گرافیک» مینامیم ، منظورمان همان «گرافیک دیزاینر» است که هر دو واژه فرنگیاند اما ترکیب التقاطی و نامتجانس طراح گرافیک که نیمی تازی و نیمی فرنگی است را ما تقریبا فارسی کردهایم و به کار میبریم. البته پیشتر و گاهی اکنون هم واژهٔ «گرافیست» را بهکار میبردیم و میبریم که کلمهای فرانسوی است اما به شخصه آن را بیشتر میپسندم.
به چه دلیل؟
به چهار دلیل:؛ اول اینکه تکواژه است، دوم اینکه ترکیب دو واژه از دو زبان مختلف نیست. سون اینکه در ابتدا اصلا ما ایرانیها با فرانسه تعامل فرهنگی بیشتری داشتیم تا با زبان انگلیسی و چهارم اینکه هوشنگ کاظمی و مرتضی ممیز که بنیانگذاران آموزش دانشگاهی در ایران بودند، هر دو مدتی در پاریس تحصیل کردهاند و ناگزیر واژههای فرانسوی را بیشتر بهکار بردهاند.
و نقش دیزاینر بودن استاد ممیز در آثار او چگونه بود؟
دیزاینر بودن ممیز بر کسی پوشیده نیست و شاهکارهایی از او را بویژه در یونیفرم جلد کتابها و مجلات دیدهایم. همینطور در طراحی پوستر، صفحهآرایی و غیره. او نقاشی خوانده و پیش از گرافیست بودن نقاش و طراح بود که رد قلم استادانهاش در تصویرسازیها یا نقاشیهایش دیده میشود.
فرزاد ادیبی: مرتضی ممیز بیوقفه هنرمند بود
بله، ممیز در حوزه تصویرگری هم فعال بودند جایگاه او در این بخش چگونه بود؟
اخیرا دوست و همکارم «ساعد مشکی» همه تصویرسازیهای ممیز را در دو جلد جمعآوری و منتشر کرده است. البته وقتی استاد زنده بود مجموعه کوچک تری با نام «تصویر و تصور» از تصویرسازیهای او را منتشر کرده بود که در آغاز آن گفتوگویی با همسر اول ممیز، زندهیاد «فیروزه صابری» دارند که خواندنی است. تصویرسازیهای او را که میبینیم هنوز هم تازهاند، با تکنیکها و بافتهای خلاقانه، دست و نگاهی قوی و گاهی با چاشنیهای طنز، گروتسک، معما و معماری و گاهی هم شاعرانه که در گستره گرافیک مؤلف و تصویرسازی مؤلف نمونهها و الگوهای خوبیاند.
آثار او در این بخش چگونه با گرافیک پیوند میخورد؟ آیا باید این دو بخش را در آثار ممیز با هم ببینیم؟
یادی میکنم از تصویرساز و گرافیست برجسته، استاد «فرشید مثقالی» که روزی در باره ممیز گرم صحبت بودیم، او گفت: «مرتضی از منظر نقاشی به گرافیک پرداخت» و بسیار هم درست میگوید. ممیز روح نقاشانه و شاعرانهای داشت. اگرچه گاهی این روح را در چهاردیواری دیزاین و یا گاهی در ساختار اطوکشیده و دیپلماتیک روابط مدیرانه میریخت اما روح شاعرانه در هیچ ظرفی نمیگنجد. بنابر این گرافیک ممیز و البته برخی از هم نسلان او مثل «قباد شیوا»، «فرشید مثقالی»، «عباس کیارستمی»، « آیدین آغداشلو»، و غیره، نقاشانه و تصویرگرانه است تا دیزاین خشک و هندسی.
سال ۱۳۶۶ شمسی با پیشنهاد علی اصغر محتاج اولین دوسالانه گرافیک را برگزار میکند. با برگزاری این رویداد در تاریخ گرافیک ایران چه برگی ورق خورد؟
هر رویدادی در هنر تاثیرات خودش را مستقیم یا غیر مستقیم میگذارد. هنوز کتاب اولین دوسالانه را دارم و وقتی ورق میزنم، میبینم که چقدر در طی این ۴۰ سال همه چیز تغییر کرده است. آن شرکتکنندگان جوان اکنون استادانی میانسالاند.
در اینکه دوسالانه چه اثری داشته، یاد نوشتاری از استادم «رویین پاکباز» افتادم که نقل به مضمون، میگوید: « در نخستین بینال نقاشی که در سال ۱۳۳۷ خورشیدی در کاخ ابیض برگزار شد، داوران به سبک خاصی نظر داشتند و به کارهایی که در این سبک ارائه شده بود جایزه دادند و این نگاه موجب تشویق جوانان میشود که در همان سبک کار کنند...» البته این نگاه را برای همیشه و همهجا میتوان گسترش داد و دوسالانه گرافیک هم همینگونه تاثیر میگذارد. کارهایی که روی دیوار رفته بودند الگوی دیگران و کارهای برگزیده الگوتر شدند. تاثیر دیگر این رویداد برگزاری دومین و تا دهمین این رویداد بود. البته در مقاطعی گسستهایی ایجاد شد اما انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران در امتداد همان تلاشها و دور از گزندهای سیاسی و تصمیمگیریهای متغیر دولتی، دوسالانه سرو نقرهای را برگزار میکند که ریشهاش همان نخستین دوسالانه است. نا گفته نماند که تلاشهای دیگری نیز با عنوان دوسالانه در تاریخ گرافیک ایران برگزار شده است مثل دوسالانهٔ گرافیک جهان اسلام یا دوسالانههای استانی که اینها هم به طور غیر مستقیم امتداد همان تلاش سال ۱۳۶۶ خورشیدی بودند.
دورهای که استاد ممیز به مدیریت گروه ارتباط تصویری و عکاسی انتخاب شدند از شما و طراحان دیگر دعوت به تدریس کردند، در این دوران شما با او چگونه همکاری کردید و تاثیرش چه بوده است؟
در آن سالها در نشستهایی در گروه ارتباط تصویری و عکاسی خواستیم طرح درسها را بازبینی و به روز کنیم. طرح درسها همانهایی بودند که در آغاز راه در سال 1349 نوشته شده و از فرط کپیهای مکرر به سختی قابل خواندن بودند. در روزهای انقلاب فرهنگی به همان طرح درسها یک واژه ایرانی-اسلامی چسبانده شد و اصل طرح درس فرقی نکرد. به هر روی، ما چیزهایی نوشتیم و درخواستهایی کردیم برای به روز شدن دروس که برخی انجام شد.
در آن سالها استاد ممیز به ریاست سردبیری مجله نشان هم انتخاب شدند؟
بله. یکی از دغدغههای زندهیاد ممیز انتشار مجله برای معرفی حرفه و رشته گرافیک بود. چون در آن سالها کمتر کسی گرافیک را میشناخت. از سوی دیگر به این اندیشه یا تشکل، مجله، هویت و سمت و سو میداد. خودش برای گرفتن مجوز یک مجله اقدام کرده اما به نتیجه نرسیده بود تا اینکه ساعد مشکی مجوز نشریه نشان را گرفت و از استاد خواهش کرد که سردبیر آن باشد.
در نهایت می خواهم نگاه و تعریف شخصی فرزاد ادیبی به مرتضی ممیز را بدانم.
نگاه و تعریف من از استاد در کتاب «ممیز/...» به تفصیل بیان شده است.او مثل همنسلان دیگرش: «محمدرضا شجریان»، «داریوش مهرجویی»، «احمد شاملو»، «حمید سمندریان» و غیره در روزگاری بالید که هم عرصه خالی بود و هم کار کردن سخت. آن نسل اساطیری، هرکدام یک تن نبودند که هریک به تنهایی نهادی در یک تن بودند. او در کنار کار گرافیک، نقاش، عکاس، فیلمساز، نویسنده هم بود. تقریبا در همه شاخههای گرافیک نیز کار کرد. او معلم، روشنفکری عملگرا، مدیر و دوستی صمیمی، البته بی تعارف و تکلف بود. گاهی هم صریح و تلخ اما صادق بود. یادش زنده.

