نوای اندیشه و عاطفه در نوستالژی عاشقانه
آهنگساز «امیدوار» میگوید این اثر برآمده از تجربه زیسته او و حاصل همکاری با آهنگسازانی مثل علیزاده، پژمان، خلعتبری، بیرنگ، کامکار و… است
«امیدوار» عنوان اثری است که میخواهد عشق و مهرورزی را روایت کند؛ اثری که براساس یک تجربه زیسته است. کلام، روایتگر عشقی دیرین است و موسیقی نیز بر همان بنیان گذاشته شده. آلبومی با شعر و دکلمه فریده امیدوار و موسیقی پدرام فریوسفی. خالقان این اثر از نتیجه همنشینی موسیقی و شعر در اثرشان رضایت دارند و معتقدند آهنگ و کلام راویان خوب یکدیگرند.
درباره این اثر اظهارنظرهای مختلفی شده است. مثلا فردین خلعتبری درباره این اثر، توصیف جالبی داشت و در مراسم رونمایی از آن گفته بود: «کاری که هم دربرگیرنده عواطف و احساسات و هم دربرگیرنده دیگر مولفههای اندیشه محور موسیقی است.» همچنین عیسی امیدوار که همراه با برادر فقیدش عبدالله امیدوار علاوه بر فعالیت در حوزههای پژوهشی و مستندسازی از نخستین جهانگردان ایرانی معاصر به شمار میروند، درباره این اثر بیان کرده بود: «همه ما ایرانیها میتوانیم در زندگیمان به نوعی فعالیت کنیم که هم برای جامعه ایرانی و هم تمام دنیا الگو باشیم. مسیری که در همین پروژه موسیقایی «امیدوار» وجود دارد و تردید ندارم آیندگان شنونده اثری خواهند بود که میتواند معرف خوبی برای جامعه ایرانی باشد.»
آلبوم «امیدوار» هم به صورت دیجیتال و هم به صورت فیزیکی از سوی نشر و پخش جوان در سال جاری منتشر شده است. فریده امیدوار و پدرام فریوسفی از شکلگیری این اثر و چگونگی ساخته شدن آن به «اعتماد» گفتند؛ از کنار هم قرار گرفتن دو هنر، موسیقی و شعر که اینبار تجربه یک همکاری معمول و مرسوم خواننده و آهنگساز و نوازنده نبوده بلکه به جای خواننده، کلام که سروده فریده امیدوار است را هم او خوانده است. از این منظر این کار با کارهای به ظاهر مشابه، تفاوت دارد و اصولا تعداد آثاری که با این ویژگی در قالب پروژههای موسیقی وارد بازار میشوند، زیاد نیست. گفتوگوی «اعتماد» را با این دو هنرمند میخوانید.
در ابتدای این گفتوگو برای مخاطبان ما بفرمایید که ایده این اثر چگونه شکل گرفت؟
فریده امیدوار: وقتی که همسرم به رحمت خدا رفت، بسیار غمگین بودم و در سالگرد درگذشت ایشان برای اولینبار بین دوستان و بستگان شعری در ارتباط با همسرم خواندم؛ همان زمان بود که اطرافیانم متوجه شدند من چیزهایی به عنوان شعر مینویسم. نوشتههایی برآمده از دل که دوست دارم با همان لفظ «دلنوشته» از آنها یاد کنم.
یعنی تا آن زمان خانواده شما نمیدانستند این چیزها را مینویسید؟
امیدوار: تا حدودی میدانستند ولی انتظار این را نداشتند، چون هیچوقت نوشتههایم را در حضور دیگران نمیخواندم. سالیان سال است که مینویسم و در سالگرد همسرم برای تسلی خاطر خودم یکی از شعرهایم را خواندم که همه تحسین کردند و البته به من لطف داشتند، از جمله افرادی که به من لطف داشت، پسر خواهرم بود که گفت بهتر است صدایم ضبط شود. مدتی گذشت و ما در منزل خواهرم بودیم که دوباره و این بار دختر خواهرم به من تاکید کرد که شما باید صدایتان را ضبط کنید. من هم قبول کردم. خواهرزادهام پدرام گفت اگر این کار را انجام دهم روی آن آهنگ خواهد ساخت. از آن زمان بود که به همراه خواهرش پانیذ به استودیو رفتم و شروع به ضبط کردم. سال ۹۶ همسرم درگذشت و شروع این کار اواخر سالهای ۹۷ یا ۹۸ بود که من آن را در استودیو کرگدن ضبط کردم و بعد از آن قرار شد که پدرام اشعار ضبط شده را از آقای فرهادی کمکم بگیرد و بعد آهنگها را روی آن بگذارد که روند کار در این بازه کمی طولانی شد، چراکه مسائل روزمره زندگی برای همه وجود دارد. درنهایت این اثر سال گذشته کامل شد. عمویم آقای عیسی امیدوار میگفتند برای رونمایی بهتر است از موزه امیدوار استفاده کنیم، چون در فصل سرد نمیشد در فضای آنجا مراسم رونمایی را برگزار کرد و مسوولان به ما گفتند بهتر است مراسم مربوطه را در فصل بهار برگزار کنیم، چون امکانات فراهم نیست، به همین دلیل مراسم را به سال جاری موکول کردیم که خدا خواست و بعد از این همه سال در فصل بهار 1403 رونمایی این آلبوم انجام گرفت.
کار انجام شد، اثری برخاسته از خاطرات همسرتان، دکلمه شما و موسیقی آقای فریوسفی. میخواهم بگویید وقتی که شما موسیقی و شعرهای خودتان را روی این کار شنیدید چه احساسی داشتید و از همراهی شعرهایتان با موسیقی چقدر رضایت داشتید؟
امیدوار: در وهله اول میخواستم نکتهای را خدمت شما عرض کنم که در رونمایی و زمان چاپ کتاب هم گفته بودم؛ من تاکید داشتم که روی کتاب، از عنوان «مجموعه اشعار» استفاده نشود و نوشته شود «دلنوشته»؛ چون من آنچه را که از دلم برآمده نوشتم به همین دلیل بهترین عنوان برای آن دلنوشته است، چراکه واقعا برآمده از دل است. من هنگام ضبط گریه میکردم هنوز هم هنگام خواندن بعضی از دلنوشتههایم گریه میکنم به این دلیل که این عشق تمام وجود من را فراگرفته است. زمانی که من در رونمایی صحبت میکردم به آقای جعفرزاده و دیگر دوستان گفتم که نام این اثر را میتوانیم «نوستالژی عشق» بگذاریم. ایشان بعد از شنیدن سخنانم گفتند که چنین عشقی بسیار نادر است ولی برای من نادر نبوده، چراکه من همیشه در حال زندگی با همسرم بوده و هستم حتی حالا که جسمش کنارم نیست.
عشقی که بیش از نیم قرن در وجود شما هر روز قدرتمندتر میشود.
امیدوار: بله دقیقا. این عشق نتیجه ۶۳ سال زندگی است و همچنان هم ادامه دارد؛ من هنوز او را دوست دارم و مرداد سال گذشته در زمان تولدشان، شعری سرودم و همراه با موسیقیهای متفرقه در صفحه اینستاگرامم به نام فریده امیدوار منتشر کردم. «تو را در سایه میبینم/ همان وهمی که میآید» من در تمام این مدت، حضورش را حس میکردم و میخواستم که صدایش کنم و حتی گاهی احساس میکردم که خواب است و باید آرام کار کنم. این احساسات من در زمان نوشتن آن شعر بود. او همیشه و تا زمانی که زندهام در کنار من حضور دارد. درخصوص موسیقی پدرام باید بگویم که من پدرام را خیلی دوست دارم. وقتی که فرزندانم به ایران آمده بودند و من را مامان صدا میکردند، پدرام که تا آن موقع آنها را ندیده بود، میگفت برایم عجیب است چون تا حالا نشنیدهام کسی شما را «مامان» صدا کند، شما انگار همیشه خاله من بودید. منظورم از این حرفها این بود که بگویم پدرام از وجود و زندگی من است و از زمان تولد تاکنون با من بوده و تا زمانی هم که زنده هستم همینطور خواهد بود؛ در نتیجه احساساتم را به خوبی میشناسد و به نظرم کار پدرام بینقص است، البته من در مورد موسیقی، تخصصی ندارم که بخواهم درباره آن اظهارنظر کنم ولی براساس آنچه که بزرگان و اساتید گفتند و همه تاییدش کرده و پسندیدهاند میگویم و البته حس و حال خودم نسبت به آثارش و به خصوص اثری که براساس نوشتههای من ساخته است. این کار یعنی آلبوم «امیدوار» را خیلی دوست دارم ولی بخش پایانی کار را جور دیگری دوست دارم و بارها و بارها گوش کردم و از آن لذت بردم. اگرچه من از تمام کارهای پدرام لذت میبرم اما هیچوقت از گوش دادن به قطعه پایانی آلبوم «امیدوار» سیر نمیشوم. پدرام وقتی به اتریش رفته بود بخشهایی از کار را که آماده بود، برای اساتید آنجا گذاشته بود و روزی با من تماس گرفت و گفت اینجا با وجود اینکه زبان شما را نمیدانستند ولی وقتی دکلمه شما را شنیدند متاثر شدند و از آن تعریف کردند و لذت بردند. بهطور طبیعی این به خاطر آهنگ و لحن صدای من بود که با احساس خودم آن را بیان کردم و از اینکه این احساس من با هنر آسمانی پدرام گره خورده مجموعهای دلچسب و کمنظیر به وجود آورده که حس بسیار خوبی از آن دارم.
چقدر خوب که خودتان راضی بودید. حتما مخاطبان هم از شنیدنِ آن لذت خواهند برد. کلام آخر را با مخاطبان این آلبوم از شما بشنویم.
امیدوار: در این رونمایی، عموی من آقای عیسی امیدوار که به عنوان اولین سخنران بودند، مطلبی فرمودند که میخواهم درباره آن بیشتر صحبت کنم و آن صحبت این است که چقدر خوب است که هر کسی در زندگی خودش، کاری یا خاطرهای از خود باقی بگذارد. واقعیت این است که اگر همه ما مصمم باشیم، میتوانیم در هر زمینهای استعدادی، خواستهای یا علاقهای را دنبال کنیم، اثری از خود بهجا بگذاریم که برای خودمان، خانواده و جامعه بماند، چه بهتر که پیام اثر ما عشق و مهرورزی باشد.
درباره آلبوم «امیدوار» و حضور خودتان در این اثر بیشتر برای مخاطبان ما بگویید.
پدرام فریوسفی: این آلبوم اولین آلبومی است که من موسیقی آن را کار کردم و وارد بازار شده است. قبل از این، همیشه به عنوان نوازنده بودم و کار آهنگسازی و تنظیم نداشتم اما همیشه به عنوان یک هنرمند دوست داشتم آلبومی از خودم به یادگار بگذارم؛ اگرچه به وفور در زمینه نوازندگی کار کردم اما در زمینه آهنگسازی، این کار اولین اثر من است و امیدوارم همچنان ادامه داشته باشد؛ چون همیشه دغدغه ارایه آلبومی ساخته و پرداخته خودم را داشتم ولی فرصت آن فراهم نمیشد.
چطور «امیدوار» آن اثری شد که دغدغهاش را داشتید و آهنگسازیاش را به عهده گرفتید؟
فریوسفی: اوایل سال ۹۸ خواهرم پانیذ از خالهام خانم امیدوار، در منزل ما پرسید که چرا شعرهایشان را ضبط نمیکنند مثل دکلمه یا انتشار کتاب، همان موقع من هم گفتم ساخت موزیک کار هم با من. اصلا فکر نمیکردم تبدیل به اثری شود که الان درباره آن صحبت میکنیم. بعد از این ماجرا بود که خانم امیدوار با هماهنگی پانیذ در استودیوی کرگدن و با همکاری رضا فرهادی حدود نود غزل ضبط کردند و پس از آن من هم شروع به کار کردم. همان روزها بود که خاله از من پرسید این کار چقدر طول میکشد، به شوخی گفتم سال ۱۴۰۳ این کار به بازار عرضه میشود؛ هرچند که این پیشبینی را واقعا به شوخی گفتم ولی با توجه به اتفاقاتی که در کشور ما میافتد، میدانستم که اتمام کار دیر و زود دارد یا ممکن است اصلا مجوز ندهند. پیشبینی طنز من به واقعیت تبدیل شد؛ کرونا و بعد از آن وقایع سیاسی، اجتماعی باعث شد انتشار این اثر حدود 5 سال به طول بینجامد. این را هم بگویم من از خانهنشینی که در همهگیری کرونا اتفاق افتاد، استفاده بهینه کردم و توانستم در دفترم بنشینم و روی ایدههایم کار کنم. به عنوان نوازندهای که در ژانر کلاسیک فعالیت میکند همیشه دوست داشتم وجه دیگر خودم را که به واسطه بزرگ شدنم در خانوادهای علاقهمند موسیقی ایرانی بود به گوش مخاطب برسانم و با همین انگیزه سعی کردم در این آلبوم به دستگاههای ایرانی بپردازم و بعضی از قطعات را اجرا کنم به همین دلیل برخی دوستان سنتیکار خود را دعوت کردم که من را در این مسیر همراهی کنند که نامشان هم در بروشور آلبوم ذکر شده است.
و آیا به عنوان نوازندهای که در آثار و آلبومهای مهمی همکاری داشته، از اولین تجربه آهنگسازی خودتان رضایت دارید؟
فریوسفی: دوستان و کسانی که این کار را شنیدند از آن تعریف کردند و به اتفاق گفتند که کار خوب و خاصی است. این کار در واقع تجربه زیسته من در این سالها و حاصل همکاری با آهنگسازان مختلف ایرانی مثل آقای علیزاده، پژمان، فردین خلعتبری، علی بیرنگ، کامکار و… است که میتوان گفت به نوعی، تلفیقی از موسیقی کلاسیک و موسیقی ایرانی است.
پس از پشت سر گذاشتن چنین تجربهای، سولیست بودن را بیشتر میپسندید یا آهنگساز بودن را؟
فریوسفی: بدون تردید، من سولیست بودن را بیشتر دوست دارم.
نام اولین آلبومی که آهنگسازی کردید خاص است به خاطر فامیلی خاله بود که روی این نام توافق کردید؟
فریوسفی: بله. اولین دلیل انتخاب نام «امیدوار» برای آلبوم، نام خانوادگی خالهام بود و دلیل دیگر، شرایط سخت دوران کرونا بود که همه ما نیازمند امید بودیم. دوران کرونا و قرنطینه شرایط سختی بود؛ پیوسته خبر فوت عزیزانمان را میشنیدیم و همواره دوستان و آشنایان را بر اثر کرونا از دست میدادیم. فراموش نمیکنم زمانی را که در حال کار روی قطعهای به نام گذر عمر با شعری از خالهام بودم که همزمان خبر فوت استاد شجریان را شنیدم و خود به خود به من الهام شد و احساس کردم که گذر عمر و جوانی و درنهایت مرگ، تشییع جنازه و مراسم خاکسپاری را نمودار میکنم ولی سرانجام قطعه به شادی میرسد و ختم میشود. من این ایده را حساب شده و با دلیل روی این قطعه پیاده کردم.
با توجه به اینکه خواننده محوری بر دنیای موسیقی ما حاکم است و با توجه به ویژگیها و مختصات آلبوم امیدوار، نگران بحث مارکتینگ و فروش آن نبودید؟
فریوسفی: ابتدا باید بگویم که من اصولا آدم ریسکپذیری هستم و همیشه از این عادتم جواب مثبت گرفتم به همین دلیل هم به ریسک بودن یا نبودن کاری که میخواهم انجام دهم فکر نکردم چون از ابتدا میدانستم در این دوران اغلب مردم ما نه علاقهای به موسیقی بیکلام دارند نه حتی آنچنان به شعر خواندن؛ حتما باید خوانندهای در میان باشد تا موسیقی گوش کنند. علاقهمندان موسیقی بیکلام و آلبومهای اینچنینی مخاطبان خاصی هستند که اهل شعر، کتاب و تفکرند. در واقع معتقد نیستم که ریسک کردهام و تقریبا میتوانم بگویم در این اثر هر کاری که میخواستم انجام دادهام.
منظورتان این است که کاملا دانسته و آگاهانه وارد ماجرا شدهاید، درست است؟
فریوسفی: بله دقیقا. کاملا دانسته و آگاهانه بود بهطوری که به خاله هم گفتم که من از این کار، توقع فروش ندارم و شاید نهایتا تلنگری باشد. راستش من به عنوان موزیسین سعی کردم که خواننده را از کارم حذف کنم و مخاطبانم درصد کمی از مردم باشند؛ در واقع افرادی که به موسیقی تنها یا شعر و موسیقی با هم علاقه داشته باشند.
متاسفانه در این میان آهنگساز و خالق اثر مجبور هستند در چارچوب مشخصی قرار بگیرند، نه تنها به دلیل وجود ممیزیها بلکه اینجا بحث فروش هم دست و پای خالق اثر را میبندد چون رقابت نامتوازنی در جریان است.
فریوسفی: درست است این اتفاق برای خود من هم افتاده است. به هر حال این کار نوعی سفارش بوده و خاله من سرمایهگذار و تهیهکننده این کار بوده و دوست داشته که موسیقی براساس اشعارش ساخته شود من هم سعی کردم این کار را انجام دهم و با این اوصاف در قسمتهایی که شعر تمام میشد آنجا بود که تلاش کردم نقش موزیک را پررنگتر کنم تا بتوانم حرف خودم را بزنم ولی باز هم در آن قسمت دست و بال من بسته بود یعنی اگر روزی کسی به من بگوید که آلبومی کار کنم که فقط موسیقی باشد، کار من به مدل دیگری تبدیل میشود تا چیزی که شما در آلبوم امیدوار میبینید و میشنوید و اساسا کار من هم رنگ و طعم دیگری به خود بگیرد.
با این اوصاف در برنامه خودتان هم هست که چنین کاری با این مختصاتی که گفتید انجام دهید؟
فریوسفی: خیلی سخت است چون در حال حاضر مشغول تمرین شخصی و تدریس هستم، گاهی اوقات هم کنسرت پیش میآید. برای انجام چنین کاری هم فرصت لازم است هم شخصی که درخواست ساخت چنین کاری بدهد که به طور معمول چنین شرایطی اتفاق نمیافتد، هزینه ساخت آثار بالاست و اسپانسر برای ساخت اثری با چنین ویژگیهایی که به آن اشاره کردم، کم است.
اگرچه خوانندهای در این اثر حضور نداشت ولی موسیقی همراه کلام شده که حتما روی شما هم تاثیر گذاشته و منبع الهام بوده؛ در پایان در مورد این موضوع صحبت کنید.
فریوسفی: اصولا من آدم شهودی نیستم، بیشتر دلی هستم و در هشتاد درصد موارد هم جواب مثبت گرفتم. من این کارها را بدون فکر قبلی و مبتنی بر حسی که از شعر میگرفتم، ساختم. دکلمه شعر را پخش میکردم، میکروفن خودم را میگذاشتم و همان لحظه هر احساسی که از آن میگرفتم همان را اجرا میکردم. به این شکل، تقریبا نود درصد کار بداهه اجرا شده و من نه چیزی را نوشتم و نه از قبل به آن فکر کردم، در نهایت فقط تونالیته را براساس حسی که به شعر داشتم، انتخاب میکردم و بعدا روی آن کار میکردم حتی یکی از ترکها را در حضور همسرم و در همان لحظه که در کنارم بود، ساختم. تمام ملودیها و تمها به خصوص آنهایی که با ویولن زدم بداهه است و برای هیچکدام از آنها از پیش فکر نشده است از این منظر هم احساس رضایت میکنم و حس خوبی به این اثر دارم.
منبع: روزنامه «اعتماد»

