خداحافظی میکنم و این صندلی را به دیگران میسپارم…
یادداشتی از: حامد حسین زادگان:
به گزارش هنر گیلان رسم است که مدیران، صاحبمنصبان و حاکمان، در ابتدای پذیرش مسئولیتِ خدمتگذاری، با مردم خود عهد میبندند بر صداقت، خدمت و تلاش در جهت احقاق حقوق ایشان.
دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز از این قاعده مستثنا نیست. مدیرکل محترم این دفتر، در روزهای نخست آغاز به کار خود، همین عهد و پیمان را با اهالی موسیقی بست و آن را با رسانهها در میان گذاشت. اما همانند بسیاری از مدیران، آن عهد را در «بقچهای زرین» نهاده و در «صندوقچهای مرصع» در گنجینهی ادارات به امانت سپرد تا دوران خدمت خود را آغاز کند. اکنون، پس از ۱۹۹ روز از مدیریت ایشان بر حوزه موسیقی، نگاهی میاندازیم به آن صندوقچه و پیماننامهی اولیه، و عملکرد واقعی را با مفاد آن مقایسه میکنیم.
در متن عهد آمده است:
«شنوا و پاسخگوی نظرات و بیش از آن، انتقادات هرچند به ظاهر تلخ اما ارزشمند شما باشم و بستر و زمینهی ابرازِ آزادانهتر آن را مهیا سازم.» نتیجهی این بند از پیمان، اما چیز دیگری است؛ شکایت تهیهکنندگان و کارکنان دفتر موسیقی به وزیر ارشاد نشان داد که نه از شنیدن خبری بود، نه از پاسخگویی. آنان یا با درهای بستهی دفتر مدیر روبهرو شدند یا گوش شنوایی نیافتند.
در بند دیگری از همان پیماننامه آمده بود:
«در اصلاح و بهروزرسانی ساختارها و رویههای معمول، و حذف ناکارآمدیها، تبعیضات موجود و روالهای غیرمنطبق با روح هنر و موسیقی در حد توان و مقدورات بکوشم.»
اما واقعیت چیز دیگریست؛ در حالیکه علت لغو کنسرت سیروان خسروی «شکایت همسایگان کاخ نیاوران» اعلام شد، حقیقت ماجرا به دخالت نهادهای نظارتی بازمیگردد. دفتر موسیقی، نهتنها نتوانست از دخالت نهادهای غیرموسیقایی جلوگیری کند، بلکه در نهایت با بیصداقتی، همان بهانهی همیشگی «شکایت همسایگان» را مطرح کرد؛ آن هم برای مکانی که دهها و بلکه صدها سانس سابقهی اجرای موسیقی زنده دارد. از ممانعت از برگزاری کنسرت در سالن میلاد گرفته تا تهدید تهیهکنندگان به تعلیق مجوز فعالیت، و نیز محدود کردن صدور مجوز به بهانهی تعداد بلیتهای اهدایی به دفتر موسیقی، همگی از جمله تصمیماتی بوده که در تضاد با روح همان عهد اولیه است.
اگر بخواهیم منصفانه و بیطرفانه قضاوت کنیم، میزان تحقق مفاد آن عهدنامه در بهترین حالت بین ۱۰ تا ۲۰ درصد برآورد میشود؛ عددی که نمیتوان آن را رضایتبخش دانست. البته در میان آمار و ارقام، نمیتوان از یک نکته گذشت: از زمان انتصاب ایشان تاکنون، ۱۲۳۳ سانس کنسرت در کشور برگزار شده است. این عدد در مقایسه با ۱۱۲۹ سانس در همین بازهی زمانی در سال گذشته، رشد ۱۰۴ سانس را نشان میدهد؛ رشدی که با توجه به وقوع یک جنگ دوازدهروزه در این میان، قابلتوجه است.
اما شاید مهمترین بخش آن پیمان، بند پایانیاش باشد:
«و در آخر، هرگاه هیچ توان یا امکانی برای باقی ماندنم بر سر پیمان خود با شما مقدور نبود، بر ماندن اصرار نورزم و کار و مسئولیت را به دیگران بسپارم.» تلاقی این جمله با اظهارات اخیر بابک رضایی جالب توجه است. او در پایان گفتگوی امروز خود با خبرگزاری مهر، گفته: «اگر روزی احساس کنم توان ادامهی این مسیر در دفاع از موسیقی ایران را ندارم، قطعاً از خدمت دوستان، عزیزان و هنرمندان خداحافظی میکنم و این صندلی را به دیگران واگذار خواهم کرد.»
این همزمانی، گمانهزنیها دربارهی احتمال عزل وی از سکانداری موسیقی کشور به مدیری با توان اجرایی و تدبیر بالاتر را تقویت میکند. موضوعی که وزیر ارشاد نیز روز گذشته درباره تغییرات در معاونت هنری و دفتر موسیقی تلویحا به آن اشاره کرده است.
منبع: اختصاصی بیلبورد فارسی

