نگاهی به نمایش آمیزفرفره به قلم علیرضا روح نواز
افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشدهاید
جولان سیاه, نماد چند وجهی در ساحت صحنه....نگاهی بنمایش امیز فرفره,,مولف داوود فتحعلی بیگی, کارگردان,مجید پتکی, بازیگران, مجید پتکی, بهرام نوری,زینب شعبانی, راحله رحیمی,سید سعید نعمتی,شیرین محسنی, هادی اذرنگ,. سجاد نقی پور(حاجی فیروز)طراح لباس ودکور مصطفی جعفری, موزیک روزبه اخوان. تاریخ اجرا پنجم فروردینماه سال نود وشش.مکان اجرا سالن خاتم الانبیا. رشت. واما, تیم اجرایی نمایش
(امیز فرفره). بی اغراق وگزافه گویی کار شما قابل تحسین است. بدانجهت که بدور از شکل مبتذل و سطح پایین وعاری از جفنگ ولوس وارگی,نمایش را درخور تحسین ودر کلاسی مناسب,اجرایی کردید. شوخی, .شیرینکاری, شیطونت, واغراق در لحظات و موقعیتهای کمیک در راستای نمایش البته با اماواگر,, جالب بود وموج هیجان وشادی تماشاگران را بهمراه داست .مجید پتکی بعنوان کارگردان و نیز ایفاگر نقش سیاه (مظفر) درتمامیت اجرا به تک تک بازیگران مجال بازی داد.بعقیده ام پتکی میتوانست باحجم دادن درایفای نقشش,کلیه بازیگران را به حاشیه براند. ویا نقش افرینان را درقبض و تنگنای بازی قرار دهد., اگاهیم که گیرایی و جذابیت درام در هر سبک و موتیفی باشد, انگاه در ماتریس صحنه جالب ومطلوب جلوه می یابد که کوچکترین و حداقل ترین حضور نمایشی یک بازیگرحتی در کسری از دقیقه ,نقشش را بدرستی ایفا کند. حتی اگر دیالوگی نگوید.
همانطور که وجهه یک انسان درکلیتش دیده میشود وهرعضوی در جایگاهش نمود پیدا میکند ومتناسب باسایرعضو های دیگرشکل وریختش نمایان میشود اگر ابروها ویا مژها ویاچند تارموی سر نامنظم و بدفرم رخ نماید,ایا کلیت چهره بدمنظرنمیگردد؟کم یا زیاد بودن نقش مهم نیست,بلکه مهم ایفای نقش درصداقت وباور پذیریش نهفته است .مثلا بازی استاد انتظامی درفیلم هامون,پرویز فنی زاده در گوزنها. واما نمایش مذکور.مقیدبه میزانسن محیطی و مکانی نیست.گاه درمحیط سن, گاه درمتن مخاطبان وبطور کلی هرجا که سیاه اراده کند مثلا روی حوض حیات منزل ویا در قسمتی از پیاده روهاو حضور یابددفعتا همان جا بتبع سیاه موقعیت درامی,مکانی و میزانسن شکل انتزاعی میگیرد.البته, ول و سرگردانی بازیگران مد نظر نیست. سیاه میتواند بطور عمد ودر پیشبرد اهداف نمایش.بازیگر مقابل را لحظاتی تعمدا ماکسه کند. تا کنون منتقدی ویا صاحب نظری در خصوص میزانسن این نوع نمایش اعم از تعزیه , روحوضی, پرده خوانی و معرکه گیری اظهار نظر علمی وتخصصی نکرده است. این امر بلحاظ بی ارزشی ویا کم اهمیت جلوه دادن نمایشهای مذکور نیست.بلاشک همه نمایشهای مذکور قانونمندند.مع الوصف قاعد ونظم در عین بی نظمی جلوه گر است.مثلااشیا برحسب نیروی گرانشی صعودمی کنند.ونیز براثر اختلال در سیستمهای پروازی یک شی پرنده (هواپیما) ,سقوط میکند ونیاز به توضیح نیست که قانون سقوط بر هواپیما تا لحظه اصابت به زمین ساری,جاریست. لذا کارگردان مانع از سر درگمی و هرج ومرج درکلیت اجرامیشود. مجید ثتکی مشخصا, سعی نمود تا تفاوت فرم اجرای نمایش مذکور,با سایر سبکها لحاظ شود.سیاه میتواند با ترفندی با مخاطبان ارتباط کلامی و تماس حسی برقرارکند.بدیهی است, که باید, لحن گفتار.ژست,نحو رفتن وایستادن,تعامل ,وتناسب وتوازن بازیگران از منظر زیبایی شناسی, در کیفتی عالی بمنصه ظهوربرسددقت شودکه,سیاه یک نماد, ونشانه چند وجهی است.لذا تاویل پذیر. سیاه نماد فریاد قشریست که اگراجبارا چند مدتی ستم ارباب را گردن نهاد در اندک فرصت بدست امده ارباب را از جایگاه قدرت نامشروع بزیر می افکند. سیاه شمایل تام وتمام مردمیست که رنج ,اشوب روحی و جان شورشی اش در نهان و تمام غم وغصه اش مکنون و بظاهر میخندد ,بتمسخر میگیرد و با زبان سرخ وطنز فاخرش نیشتر میزند, تاعقده های متراکم انبوه پا برهنگان در انفجار شادی ,خنده و کف زدن شان تا دور دستها بگوش همگان برسد.سیاه معاصر ریشه در غلامان و بردگان عهد عتیق ندارد,سیاه شکل دیگر از عاشقی در زمان کنونی است که نیست بالاتر از ان رنگی.بگذاریم و بگذریم زین قیل و قال همیشه ساری وجاری در همه زمانها. بدیهی است مردم اعم از عام و خاص هرفکر و اندیشه ای و یا رویه ای در عرف جامعه با عوام فریبی,مد و یا برجسته گردد متعلق شوخی,مزاح, مطایبه و تمسخر و تحقیر قرار گیرد, خواهند خندید.عجیب اینکه این نوع ادبیات چه تصویری و چه مکتوبی اعم از نثر و نظم باشد تاریخ مصرف را بر نمی تابد.لذا هنوز اثار وطنی ,موش وگربه عبید زاکانی و نکات جالب و لطیف در بوستان و گلستان سعدی, واثار چارلی چاپلین خاصه عصر جدید ودیکتاتور اگرچه مشحون از حکمت و درایت است اما چون ازفرم گویش خاص بهرمند است موجب انبساط خاطر و خنده میگردد.
.پتکی اگاه بود که کدام بازیگرش بازی تیپیکال ,درونگرایانه و برون گرایانه, ایفای نقش کند. نقطه قوت کار انجا مشاهده شد که زینب شعبانی(خانم بزرگ) در لحظاتی برونگرایانه ودر چند موقعیت با چرخش معکوس فرم بازیش رابرعکس پدیدارنمود. وی دراغاز نمایش موفق شد بااغراق میمیک در چهره و متغیر نمودن تن صدا ونحو بیان اذهان مخاطبان را اماده برای دیدن نمایشی کند که,مشحون از طنز ,موقعیتهای کمدی و,,, است.راحله رحیمی(خانم کوچیک) علنا استیل بازیش را تلفیقی از ادا واطوار و اغراق گونه پدیدار نمود. وی تعمدا نشان داد که دارد بازی میکند و خصوصا در نقش پیر زن در صحنه خواستگاری ودر موقعیت وضع حمل, خوب و حرفه ای عمل نمود .بهرام نوری(امیز فرفره) در مرز دو شیوه بازی که جنس کار بود, استعداد بازیگری و فهم صحیح از جهان خاص سیاه بازی را در کلیت نقش افرینی پدیدار نمود ودر حد متعارف, نمایان شد. وی توانست همگام با سیاه(مجید پتکی,) ارتباط لازمه را از اغاز تا پایان با تماشاگران برقرار وحفظ کند. شیرین محسنی (کولی و رمال) انقدر که در توانش بود در نقش پردازی دقایق و لطایف و نکات اعم از دغلکاری,اغواگری و طنازی و خرافه گرایی را در حد مطلوب و تماشا پسند را به منصه ظهور برساند. هادی اذرنگ (فروشنده) گرچه حضور کمی در صحنه داشت با اینحال وی نیز بازی تیپیکال را خوب و دلپذیر جلوه داد. و توانست لحظات کمیک بسیاق سیاه بازی نه که ونه زیاد از خود مجید پتکی و سید سعید نعمتی بنا بر ضرورت موقعیتها و وضعیتها در رویداها و رخددادها استیل بازیشان شناور بین دومورد به اضافه اغراق کنترل شده ونزدیگ به ساختار بازی تیاتریکالیسم که مناسب با جنس نمایش بود از خود به منصه ظهور برسانند.سعید نعمتی , نقش منصوره (زنپوش)را,جذاب,تماشایی,چشمگیر ارایه نمود.و همانطور که گفته شد, مجید پتکی بازی کنترل شده ای ارایه کرد وجالب اینکه برخلاف عادات معمول وی نقش مظفر (سیاه) را, ملایم ,صبور, گاه رند,گاه ساده دل, گاه شورشی,گاه شوخ طبع و بزله گو پدیدار نمود مجید پتکی توانست در تمامیت حضور صحنه ای با مخاطبان ارتباط جالب و دلپذیر برقرار کند. .بعقیده نگارنده میشد با حذف فرازهای ازمتن اقدام کرد تا زمان نمایش طولانی و برای تماشاگر امروزی خسته کننده نباشد,ونیز بلحاظ جابجایی فضا و موقعیتهای داستانی ومکانی در چند صحنه افت ریتم و ضرباهنگ نمایش محسوس بود. ناگفته نماند که دونوع نمایش, بطور موجز و جالب خیمه شب بازی, سایه بازی, ودرطول نمایش لحظاتی هم در متن تماشاگران سجاد نقی پور ( حاجی فیروز) را، اجرایی کرد. ایحال درخاتمه برای تیم نمایشی امیز فرفره ارزوی موفقیت داشته و امید که در کار بعدی و در راستای احیای نمایشهای ایینی و سنتی بهتر ازین در ساحت صحنه جولان دهند. البته چنین امری اتفاق خواهد افتاد بشرط انکه متولیان امور فرهنگی وهنری کلان شهر رشت. گروهاییکه در ترویج هنرهای سنتی اقدام میکنند ازکمکهای مادی و معنوی بی نصیب نگذارند.
تهیه - اکبر حیدرپور/

