بمناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) مادرانه به قلم مریم جهانی
افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشدهاید
روی زمین و بغل میز تلفن نشسته بودم و داشتم ی متن واسه اجرای روز مادر می نوشتم.توی گیر و دار جمله بندی و حسایی که باید میگرفتم بودم که یهو تلفن زنگ خورد .ی نگاه ب شماره ی افتاده روی کالر آیدی تلفن کردم و با تصور اینکه مامانمه طبق معمول با ی صدای لوس و بچه گانه گفتم بععععععلللللللی.صدایی از اونور خط نیومد.مامانم معمولا شماره ی منو میگرفت اما گوشیو دیرتر برمیداشت .چونکه اصولا من دیر جواب تلفنا رو میدم. پیش خودم گفتم شاید مامان فک کرده که بازم دیر جواب میدم.واسه همین با صدای بلندتر و باهمون شیطنت گفتم جووووووون دل مااااااممممی؟اما بازم صدایی نیومد.صدامو صاف کردم و آروم پرسیدم مامان تویی؟ی صدای مهربون زنونه از اونطرف گفت بله؟فهمیدم اشتباهی پیش اومده.گفتم :فک کنم شما اشتباه گرفتین ؛ نه؟صدای مهربون خندید و منم با لبخند گفتم:فکر کردم مامانمه.اون صدای مهربون گفت آره.متوجه شدم.اما اصلا اشکالی نداره.منم مثه مادرت.لبخندم عمیق تر شد و یاد چشای مامانم افتادم که داره میخنده.گفتم:صد البته مادرجون.خوشحال شدم از شنیدن صدای گرمتون.روزتونم پیشاپیش مبارک.
اصلا نفهمیدم چرا اون جمله ی آخر رو بهش گفتم.شاید چون وقتی داشتم باهاش حرف میزدم هنوز نگاه مامان جلوی چشام بود.
اونم گفت:ممنونم دختر جاااااان.الهی عاقبت بخیر شی.الهی شاد باشی و الهی......
داشت دعام میکرد و من توی دلم قند آب میشد از دعاهای شیرینش.
بعدشم ازم عذرخواهی کرد که مزاحم وقتم شده و با خداحافظی تماس رو قطع کرد.
گوشی رو گذاشتم و توی حال و هوای این اتفاق بامزه بودم که ی سوال به ذهنم رسید: اون صدای مهربون منو با کی اشتباه گرفته بود!؟
میدونید؟به نظر من ما بچه ها صدای مامانا رو باهم اشتباه میگیریم چون صدای همه شون شبیه همه:مهربون؛گرم؛دوس داشتنی و آرامش بخش. درست مثل اون وقتایی ک توی بازار دستاشونو گم میکردیم اما چادر همه شون شبیه هم بود....
نویسنده: مریم جهانی
پیشاپیش روز مادر مبارک همه مون❤️

