مشکلات معیشتی هنرمندان؛ از تاکسی اینترنتی تا اجراهای پراکنده
شهلا میلانی، مدرس موسیقی، با انتقاد از نگاه تجاری آموزشگاهها و نبود حمایت دولتی از هنرمندان، میگوید بسیاری از هنرمندان موسیقی به دلیل مشکلات معیشتی مجبورند برای گذران زندگی به مشاغل غیرمرتبط مانند رانندگی تاکسی اینترنتی روی آورند و در کنار آن، اجراهای پراکنده و کوتاهمدت داشته باشند.
به گزارش هنر گیلان شهلا میلانی، مدرس باسابقه موسیقی، در گفتوگویی درباره وضعیت آموزش موسیقی در کشور، با انتقاد از نبود نظارت و حمایت کافی، تأکید کرد که نگاه صرفاً تجاری آموزشگاهها و مشکلات ساختاری در دانشگاهها و نهادهای هنری، موجب افت جدی سطح موسیقی ایران شده است.وی با بیان اینکه آموزش موسیقی در ایران بیش از آنکه آموزشی باشد، به سمت تجارت رفته است، گفت: «متأسفانه در حال حاضر بخش عمدهای از آموزشگاههای موسیقی بیشتر جنبه تجاری پیدا کردهاند تا آموزشی. نبود نظارت کافی در این زمینه، سطح آموزش را بهشدت پایین آورده است. بخشی از این مشکل به هنرجویان و بخشی دیگر به مربیان بازمیگردد. وقتی تعامل متقابل بین استاد و هنرجو برای ارتقای کیفیت وجود نداشته باشد، طبیعی است که آموزش دچار ضعف شود.»او افزود: «مدیریت بسیاری از آموزشگاهها به دلیل مشکلات مالی ناچارند از مربیانی استفاده کنند که سطح علمی بالایی ندارند. دلیل این موضوع آن است که باید هزینههای سنگین اجاره، مالیات و مخارج جاری خود را جبران کنند و در نتیجه به مربیان سهم اندکی اختصاص میدهند. در چنین شرایطی کیفیت آموزش قربانی میشود.»
میلانی تأکید کرد: «من هیچکدام از مدیران آموزشگاهها را محکوم نمیکنم، زیرا مشکل اصلی نبود حمایت و سازوکار مناسب از سوی دولت است. اگر مربیان توانمند با پشتوانه مالی و بیمهای به کار گرفته شوند، طبیعی است که سطح علمی و کیفی آموزش بالا میرود. اما متأسفانه در برخی آزمونهای مربیگری نیز افراد ذیصلاح انتخاب نمیشوند و این خود معضل دیگری ایجاد میکند.»وی در ادامه با اشاره به جشنوارهها اظهار داشت: «جشنوارههایی مانند جشنواره موسیقی جوان برگزار میشود، اما تعداد شرکتکنندگان آن محدود است. در مقایسه با جمعیت ۹۰ میلیونی کشور، حضور ۳۰ یا ۴۰ نوازنده جوان نمیتواند چندان اثرگذار باشد. از سوی دیگر، موسیقی علمی و آکادمیک به دلیل مشکلات آموزشگاهها و نگاه تجاری آنها طرفدار کمتری پیدا کرده است. آموزشگاهها موسیقی را بهگونهای عرضه میکنند که سطحی و سهلالوصول به نظر برسد، نه به شکل جدی و علمی.»او گفت: «من باز هم مدیران آموزشگاهها را مقصر نمیدانم، زیرا آنها ناچارند در غیاب حمایتهای دولتی به این شیوه عمل کنند. حتی امروز از بخشهای فرهنگی و هنری مالیات گرفته میشود. مدیر آموزشگاه مجبور است برای بقا، مربیان کمدانشتری را به کار بگیرد. نتیجه آن است که هزینههای آموزش برای خانوادهها بسیار بالا میرود، اما کیفیت آموزشی پایین باقی میماند.»
میلانی با انتقاد از وضعیت معیشتی هنرمندان افزود: «امروز بسیاری از نوازندگان و خوانندگان برای گذران زندگی مجبورند مشاغل غیرمرتبط انجام دهند. بعضی صبحها راننده تاکسی اینترنتی هستند، ظهر شغل دیگری دارند و شب در مراسمی کوچک اجرا میکنند. این شرایط امکان بهروز بودن و ارتقای سطح هنری را از آنها میگیرد. در کشوری با ۹۰ میلیون جمعیت چرا نباید حتی یک گروه کر رسمی و ثابت داشته باشیم؟ نبود چنین نهادهایی موجب افت جدی سطح موسیقی کشور شده است.»وی خاطرنشان کرد: «تمرکز آموزشگاهها بر سازهای غربی بیشتر از موسیقی ایرانی است. دلیل این موضوع آن است که بسیاری از هنرجویان در نهایت به فکر مهاجرت هستند و تصور میکنند انتخاب ساز ایرانی در خارج از کشور فرصت پیشرفت کمتری فراهم میکند. اگر در کشور خودمان ارکسترهای متعدد فعال بودند و از موسیقی ملی حمایت میشد، هنرجویان با انگیزه بیشتری به موسیقی ایرانی گرایش پیدا میکردند.»این مدرس موسیقی درباره وضعیت دانشگاهها توضیح داد: «دانشگاههای موسیقی هم با مشکلات جدی مواجهاند. دانشآموزان هنرستان موسیقی سالها زحمت میکشند، اما هنگام ورود به دانشگاه با دانشجویانی رقابت میکنند که از رشتههای دیگر آمدهاند. این افراد به دلیل نمرات بالای عمومی رتبه بهتری میگیرند، در حالی که سطح موسیقی آنها پایین است. بارها دیدهام دانشجویانی وارد دانشگاه موسیقی شدهاند که شنیدار موسیقاییشان تقریباً صفر بوده است. این ظلم بزرگی به هنرجویان هنرستان است. باید اولویت پذیرش با بچههای موسیقی باشد.»
او همچنین با اشاره به مشکلات اجرایی گفت: «اجاره سالنهای اجرا بسیار بالاست و گرفتن مجوز هم دشوار و پرهزینه است. این مسئله باعث شده بسیاری از گروهها امکان اجرای عمومی نداشته باشند. برای بانوان شرایط سختتر است. یک خواننده زن اگر بخواهد تالار وحدت را اجاره کند، با محدودیت زمانی و هزینههای گزاف مواجه میشود. تازه همان زمانهای محدودی هم که در اختیارشان قرار میگیرد، امکان جذب مخاطب زیادی ندارد. این اجحاف باعث میشود بخش بزرگی از ظرفیت موسیقی کشور بلااستفاده بماند.»میلانی درباره نقش تکنولوژی در آموزش موسیقی نیز گفت: «اپلیکیشنها و فناوری میتوانند ابزار کمکی خوبی باشند و یادگیری را تسهیل کنند. اما اگر جایگزین تلاش خلاقانه و تفکر هنری شوند، آسیبزا خواهند بود. استفاده درست از این ابزارها مفید است، ولی استفاده نادرست آنها هنرجویان را به سمت سطحینگری سوق میدهد.»وی در پایان تأکید کرد: «برای ارتقای موسیقی کشور باید حمایت دولتی واقعی وجود داشته باشد؛ چه در حوزه آموزشگاهها، چه در دانشگاهها و چه در اجراهای زنده. اگر چنین حمایتی نباشد، با وجود علاقه بالای جوانان، سطح کیفی موسیقی همچنان در مسیر نزولی باقی خواهد ماند. نباید اجازه دهیم استعدادهای این سرزمین به دلیل بیتوجهی و مشکلات اقتصادی هدر برود.»
منبع: «فارس»

