تبلیغات
پایگاه خبری هنر گیلان » خبرها » یادداشتی بر نمایش (مالی سویینی ) به قلم علیرضا روح نواز

یادداشتی بر نمایش (مالی سویینی ) به قلم علیرضا روح نواز

Shokohi
Alireza
24 فروردین 1396
افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشده‌اید

یادداشتی بر نمایش (مالی سویینی ) به قلم علیرضا روح نواز

یادداشتی بر نمایش (مالی سویینی ) به قلم علیرضا روح نواز

آیا انسان معاصر به بینایی وفهم از خویشتن خویش نایل میگردد؟ نگاهی شتابزده به نمایش ,,مالی سویینی, مولف برایان فری یل,کارگردان میثم کیان, بازیگران, نورا موسوی نور, معین وصال,فرهاد فتحی, اجرا پلاتوی  شهرداری رشت.تاریخ اجرا بیستم فروردین نود شش.وامابعد .دررابطه با  حال و فضای متن اشاره کوتاه میشود.
 

یادداشتی بر نمایش (مالی سویینی ) به قلم علیرضا روح نواز

 

   کارگردان(,میثم کیان) درحد متعارف وبلکه فراتر از سطح ظاهری, متن را   نمایشی کرد.اصول و قواعد حاکم بر سیاق سیالیت ذهن نمود بارزی یافته بود. سکوت ودقت و تصرف قوای بصری و ذهنی تماشاگر حاکی از پیگیری قطعات پراکنده درام بطور محسوسی احساس میشد. خلق مکانهای انتزاعی و شکل وفرم بیان ولحن بازیگران تاحد قابل قبول در راستای ظاهر وباطن متن  همخوانی داشت. گسست وخلق  تنوع مکانها وموقعیتهای متنوع و وضعیتهای متفاوت برامده از جهان مغشوش و پر اکتیومتن توسط بازیگران  رضایت بخش بود تابدانحد که تنهایی, و خلا گفتمان ویا خنثی شدن دیالوگ(گفتمان دوطرفه  یا به اصطلاح دیالکتیک) در عصرمعاصر  و عدم  روابط و اظهار عواطف انسانی برمبنای ارج وقرب  ادمهادر نظامهای سیاسی واجتماعی لیبرالیسم ( ازادی و اصالت فردگرایی) که در واقع شاکله درام بود ونیز در مهندسی میزانسها و حضور انفرادی در صحنه و نیز زمانیکه هر سه کاراکتر هم حضور داشتند اما هیچ ارتباط کلامی و عاطفی دیده نمی شد,مفاهیم متن را قابل اعتنا  نمود .تنها مواردی یکه که  پیکره درام را مخدوش میکرد فرم اجرایی بود که الزاما می بایست, لامکانی و لا زمانی را تشدید میکرد. اجرا بیشتر خوانشی جلوه داشت تا نمایشی, البته در حد متعارف  درکنشها و واکنشها ی وجهه نمایشی در فرم بازی بازیگران  دیده شد. واین امر حاکی ازعدم رخنه تام وکامل به بطن درام بود. با این وجود میثم کیان,, توانست با گرفتن بازیهای قابل توجه در رمزگشایی نقاط کلیدی و نقاط عطف متن, موفق عمل نمود. چیدن گلدونها بشکل دایره, ورقص سماع مالی در متن دایره و تعداد سیزده عدد گلدونها, و در صحنه ای بشکل نمادین  عدد هفت با چیدن در  هر ردیف پنج گلدون  بنوعی  زبان نشانه را عینیت بخشید, که عبارتند از دایره, یا جهان هستی از منظر عرفان نظری, پنج ,,منظور پنج قاره. درمتن اسامی کشورها,( المان, ژاپن, قاهره, امریکا واقیانوس اطلس).وعددسیزده, که نفرات مهمان مالی بودند در اخرین شب قبل از عمل, هم تابلوی شام اخر (اثر داوینچی) را تداعی میکرد و نیز اغاز نضج گرفتن رنسانس در اواخر قرن سیزدهم میلادی. عمل چشم در واقع برای بینایی کاراکتر  مالی بود, گوی وی بازمانده عصر قرون وسطایی است تا به عصر روشنگری  گام نهد. و عدد هفت  اشکارا  نماد هفت گناه کبیره ودر عرفان شرقی هفت مرحله سیر وسلوک.نابترین صحنه , صحنه بازکردن روبند چشم مالی در مطلق تاریکی بود و مکالمه وی که در عمق تاریکی رنگ گلها  و بالا وپایین رفتن دستهای رایس را اعلام میکرد. این صحنه بشدت طنز ناز و گزنده بود.بتعبیر و یا تاویل گرایانه جهان معاصر غرب در کوری دل, حیران و سرگردان ودر  تاریکی عمیقتر از عصر قرون وسطی قرار گرفته است. جهانیکه اغشته به .جنگ,دنیا گرایی محض,خباثت, خیانت,جنایت و,,, متن بیش ازینها رمزوارگی وحرفها  دارد. فرانک, حبشه را برای سکونت اختیار میکند ایا او بدنبال مکانی است که پادشاه حبشه درکشاکش روزهای اغازین اسلام به یاوران پیامبر خاتم,  پناه داده بود؟در اغاز نمایش  فرانک, و رایس در دوسمت صحنه دقیقا در سکوت محض با مونولوگ مالی, صرفا کنش فیزیکی داشتند  که حاکی از تعجب, ,شگفتی, حیرت زدگی و ترس پنهان بود.ایا انان از اگاهی وفهم مالی واهمه داشتند؟و نشستن بشکل مرتاضان هندی توسط فرانک, رقص سمایی توسط مالی, سقوط رایس با دام ماهیگیری دراغاز ورود به صحنه (بشکل نمادین هبوط انسان به عالم خاکی) او فقط ماهی ازاد صید میکرد,, درحوزه معنایی و تاویلی , ماهی ازاد نماد قشری از جامعه است که بر خلاف جریانات سیاسی,فرهنگی, اندیشه و تفکر حاکمیت,حرکت میکنند.مالی درجایی میگوید,,باچشمانم میخواهم دنیا را ببلعم,, حال نگاه کنید به صحنه ای که مالی از صخره منسوب به ناپلون شیرجه میرود دراقیانوس اطلس. (جهان,گیتی,دنیا) متن حرفهای عمیق ازانسان خسته,حیران,سرخورده, ازخود بیگانه دارد. وخواهان ارامش روانی  وجهانی است عاری از جنگ, فقر,تعدی  اوارگی واستعمار استبداد. نه  تنها, برایان فری یل(مولف متن) بلکه خیل عظیمی از نخبگان که ظلمت امروزین جهان غرب را درک کرده اند  بدنبال یک مکتب ناب عرفانی اند که در هستی و انسان ,خدا شناسی بی نقص و کامل باشد.
 

یادداشتی بر نمایش (مالی سویینی ) به قلم علیرضا روح نواز

 
در خاتمهایفاگر نقش مالی سویینی(نورا موسوی نور) مشخصا درک کرده بود که درتجسم عینی نمودن نقشش با چالش مهیبی روبروست ومی باید ایام کودکی, مکالمه با پدر, برنتابیدن از  اندیشه ارمانی و عرفانگرای کاذب و سفرهای پی در پی فرانک(فرهاد فتحی )و علم زدگی و جنبه های افکار   شدیدا دنیاگرایی تمایلات ونگاهای معنا دار و شیطانی رایس(معین وصال )را در واکنش های کلامی و خیلی کم در واکنشهای فیزیکی متبلور ونیز برای مخاطبان باور پذیر کند. ایحال وی انقدر هوشمند بود تا موارد فوق را تا مرز هنر بازیگری در انات صحنه درحد متعارف, نمایشی کند. بازی کم تحرک وفاقد کنشهای فیزیکی انچنانی رایس و فرانک در تصویری کردن وجنات کاراکترهاشون چندان وجهه نمایشی نداشت البته فضای متن در کلیت کلام حبس وقبض شده بود.وکلیت درام, مونولوگ وکلام محور بود البته روایت درام بعقیده نگارنده خوب و قانع کننده روایت میشد.هردوبازیگر مرد,, فرهاد فتحی و معین وصال اگاه بودند که با نحو بیان در حد استاندارد میتوانند مخاطبان را به پیگری درام در سالن نمایش حفظ کنند.
 

یادداشتی بر نمایش (مالی سویینی ) به قلم علیرضا روح نواز

 
وکار میثم کیان در جایگاه کارگردانی ازهمه چالش برانگیزتر انهم برای خلق مکانها و زمانهای ذهنی و نزدیگ به تجریدی و انتزاعی. هماوردی وی با جهان متن انطور که فضای غالب متن میطلبید, نمایان نشد.البته درچند صحنه شعور و نبوغ کارگردان قابل محسوس و مشهود بود.به دونکته محتوای متن اشاره گذرا میشود...اگاهیم که معنی تراژدی در ادبیات کلاسیک یونان عبارت از ,,اوای بز ,,است. فرانک انجا که بزهای هندی را توصیف میکند و زمان خورد وخواب وشیردهی شان را مطرح میکند ودر لحظات پایانی درام ,واژگان( یونان و ارسطو) از کارا کتر فرانک شنیده میشود.متن غیر مستقیم, سرخوردگی وی را در یافتن ایدیولوژی با ثبات وعاری از خرافه و اسطوره گرایی, برمیتاباند.ارسطو فیلسوفی است که  ضربه نهایی را بر پیکره جهان بینی و انسانشناسی  وخداشناسی اسطوره ای ,فرود میاورد.( فرانک بشکل مرتاضها درصحنه حالت میگیرد اما خیلی زود چنین حالی را رها میکند) اثبات این ادعاست که مولف اندیشه بودا یی ونیز تفکر یونان عصر اساطیر را برنمی تابد. وقهرمانش راهی حبشه(اتیوپی)  میشود. فرانک چندبار از عید پاک میگوید اما چرا جهان غرب کاتولیک و یا  ارتدکس و یا پروتستان  را ترک میکند ؟ چرا فرانک و رایس از گوش دادن مالی به رادیو که داشت بدنبال موجهایی غیر از موج داخلی میگشت وحشت زده ویا متحیر میشدند. آیا غرب مترسد عاملی یا عواملی سبک زندگیشان را به چالش بکشاند؟

.به تیم اجرای خسته نباشید میگویم.واذعان میکنم, حظ حضور نصیبم شد.
 
 
 
دسته بندی :  خبرها / مقالات
به کانال رسمی پایگاه خبری هنر گیلان در تلگرام بپیوندید.
کانال تلگرام پایگاه خبری هنر گیلان

دیدگاه شما

نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
  • مردم و لبخندها
    حیوانات و طبیعت
    غذا و نوشیدنی
    فعالیت‌ها
    سفر و مکان
    اشیاء
    نمادها
    پرچم‌ها
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید