نگاهی به نمایش گوهر به قلم علیرضا روح نواز
افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشدهاید
نگاهی به نمایش گوهر به قلم علیرضا روح نواز
یا ستار, کجاشد ستاریتت؟ نگاه محتوایی به متن و اجرای نمایش ,,گوهر,,,,, مولف وکارگردان مهرداد هنرمند و مهر داد بخشی, بازیگران سارا حبیب پناه, پوریا پرتو,ماکان حسن پور,محمدصابر, ارش صفاری, ارادرخ شاد,فرانک زعمات ,محدثه میر زایی ,بهناز فرزانه, احمد مرزبان. مینا حسین پور,سیماراد, ستاره موسوی ها, ساناز عزیزی, عرفان امین,پویا ییلاقی, همایون خانلری, ارمان عبدالله زاده, اریان زندش, امیر محمد احمدی زاده, تاریخ اجرا سیزدهم اردیبهشت نود وشش مکان اجرا سالن وارش خاتم الانبیا رشت. مقدمه. مولف (مهرداد هنرمند)دور و تسلسل زندگی یک انسان (گوهر) را که معلوم نیست به چه علت در عشرتکده زنی بنام بی بی شمسی سکونت دارد دستمایه درام قرار داده وفردی رشید نام که ازخصلت جوانمردی بوی بمشامش رسیده دلباخته گوهر شده و تنها راه نجات ونیز رسیدن به معشوقه اش را درکشتن (بی بی شمسی) میپندارد وی بعد از کشتن بی بی شمسی فرار رابر قرار ترجیح داده و ازطریق دوستش بنام ستار به گوهر نامه نوشته و از وی میخواهد که راهی سفر شده تا در مکانی( قهوه خانه) که معلوم نیست کجای این ولایت قرار دارد همدیگر را ببینند. گوهر بعلت نداشتن پول سفر به حشمت رو میزند اما شد انچه که نمی باید میشد.و درپایان گوهر از زبان قهوه چی می فهمد که رشید ازماجرای انشب ظلمانی در سرای حشمت خان مطلع شده و گویا یقین کرده که محبوبه اش(گوهر) در ایین و رسم عاشقی بوی خیانت کرده است. متن با بازگشت گوهر در سرای حشمت خان که قالی بافی دارد به پایان میرسد.
یا ستار, کجاشد ستاریتت؟ نگاه محتوایی به متن و اجرای نمایش ,,گوهر,,,,, مولف وکارگردان مهرداد هنرمند و مهر داد بخشی, بازیگران سارا حبیب پناه, پوریا پرتو,ماکان حسن پور,محمدصابر, ارش صفاری, ارادرخ شاد,فرانک زعمات ,محدثه میر زایی ,بهناز فرزانه, احمد مرزبان. مینا حسین پور,سیماراد, ستاره موسوی ها, ساناز عزیزی, عرفان امین,پویا ییلاقی, همایون خانلری, ارمان عبدالله زاده, اریان زندش, امیر محمد احمدی زاده, تاریخ اجرا سیزدهم اردیبهشت نود وشش مکان اجرا سالن وارش خاتم الانبیا رشت. مقدمه. مولف (مهرداد هنرمند)دور و تسلسل زندگی یک انسان (گوهر) را که معلوم نیست به چه علت در عشرتکده زنی بنام بی بی شمسی سکونت دارد دستمایه درام قرار داده وفردی رشید نام که ازخصلت جوانمردی بوی بمشامش رسیده دلباخته گوهر شده و تنها راه نجات ونیز رسیدن به معشوقه اش را درکشتن (بی بی شمسی) میپندارد وی بعد از کشتن بی بی شمسی فرار رابر قرار ترجیح داده و ازطریق دوستش بنام ستار به گوهر نامه نوشته و از وی میخواهد که راهی سفر شده تا در مکانی( قهوه خانه) که معلوم نیست کجای این ولایت قرار دارد همدیگر را ببینند. گوهر بعلت نداشتن پول سفر به حشمت رو میزند اما شد انچه که نمی باید میشد.و درپایان گوهر از زبان قهوه چی می فهمد که رشید ازماجرای انشب ظلمانی در سرای حشمت خان مطلع شده و گویا یقین کرده که محبوبه اش(گوهر) در ایین و رسم عاشقی بوی خیانت کرده است. متن با بازگشت گوهر در سرای حشمت خان که قالی بافی دارد به پایان میرسد.
اگر متن را محدود به سطح ظاهری وانچه که نمایشی شد,بنگریم,موضعیت و مقبولیت انچنانی نداردانهم در شرایط فعلی جامعه که بسی دختران عفیف پاکدامن و نجیب بنا به دلایلی اغفال شده و ناخواسته در کج راه غلتیدن. و کنون ناهنجاری رفتاری, برپایی جشن طلاق ,زنان,معتاد, خیابانی و کارتون خواب درکلان شهرها رو بتزاید است و ازهمه بدتر عدم انگیزه ازدواج نسل جوان اعم از دخترها وپسرها که میپندارند تنهایی زیستن بهتراز مبتلا شدن به پیامدهای مصایب احتمالی (طلاق ویا خیانت) در امر زناشویی است.ترس از امری که وقوعش بر مبنای حدث و گمان است. بخش اسیب شناسی اجتماعی متن مد نظر نیست. و اما متن از منظر واقعگرایی , با استفاده از زبان و منش لمپنیسم, تصویری سیاه و بیرحم از وضعیت مصیبت بار طبقه فرودستان جامعه را نمایشی نمود. شاید در ذهن مخاطبان عام وخاص این سوال طرح شود که, کاراکتر اصلی درام(گوهر) چه پایگاه یا منزلتی درجامعه دارد تا فراز وفرودش جذاب یا الگوی نمایشی قرار گیرد؟
قسمت دوم نمایش,,,گوهر,,, رشید که ناپیدا است,حشمت خان درهمان اوان نمایش چهره مزورش عریان میشود, قدرت که در مستراح رحل اقامت دارد و ستار دوست رشید هم بصرف شنیدن سخن خلیل,( نوچه و غلام ارباب حشمت), ان نامه ویرانگر را حواله رشید میکند. مفتش نماد امنیت عمومی هم در مکالمه با گوهر جز چند هارت وهورت انهم بی ثمر چیزی برای عرض اندام ندارد. دختران قالی باف هم جز حرفهای خاله زنکی چیز مهمی طرح نکردند. صحنه رمالی هم بواقع مضحکه جادو وجنبل بود ودیگر هیچ. در این گیر ودار گوهر چه سخن عمیق در رابطه با چگونه زیستن ویا چرا اینگونه بودن دارد؟
گوهر در تقابل با مزاحمین و سست عنصرها هم میترسد وهم میترساند هم عربده میکشد وهم عربده میشنود ,هم رسوا میشود و هم رسوا میکند ,هم اراده به پاک دامنی دارد و هم در شرایط بحرانی و استیصال تن به خواسته نامشروع حشمت خان میدهد.ودر پایان سفر عاشقی ناکام از عشق سودایی سرخورده برمیگردد به سرای حشمت خان . واما نگرش دیگر به متن با کمی نکته بینی. درکانون سن دار قالی خودنمایی میکند و دخترانی با دستور سرکارگر نوع رنگ کرک یا ابریشم را نقش بر دار قالی میزنند انان هیچ اختیاری در نقش پردازی ندارند صرفا فاعل بالاجبارند تا طرح وتصویریکه از قبل طراحی شده با تمامی رنگهایش متجلی گردد.البته میتوانند کم کاری کنند ویادقت لازمه را در بافت قالی رعایت نکنند ایحال تاانجا مختارند که کلیت نقش را عالی خیلی خوب,خوب ضعیف,بد و بی ریخت وزشت به سرانجام رسانند و نیز اگاهند که تمامیت طرح از نظر مهندسی ونظم هیچ کم وکاستی ای ندارد. ونیز میدانند بمحض کارایی نشستن پشت دار قالی را احراز میکنند و با تار وپود دار قالی درحد شعور وبینش اشنایی دارندو میدانند که اگر طرح بشکل مطلوب در نیامد خود مقصرند.در نمایش مذکور دار قالی نماد پیشانی نوشته ادمیست و زیبایی ویا زشتی در پایان کار, حاصل فهم درست ویا بر عکس ان است.ادمی در فراز وفرودزندگیش هرطور که انتخاب ,اراده وعمل نماید,برایندکارش را خواهد دید.معلوم است که ادمی اختیار دارد. نوعی رنگی که میابد محصول انتخابش است.اسیه دربارگاه فرعون از زنان برگزیده عالم شد و همسر لوط مشمول عذاب الهی. لذا با این تحلیل,بتعبیر نگارنده گوهر دو چهره کاملا متضاد دارد واین تمایز و دو گانگی درنحوه بیان و کنش فیزیکی و روانیش در فراز وفرود ماجراهای درام کاملامشهودبود گوهر اگرچه تشخص اجتماعی ندارد اما قتل بی بی شمسی صاحب عشرتکده موجب میشود تا گوهر جایگاه ویژه ای درشهر بیابد.ماجرای دلدادگی رشید و گوهر نقل محفل دختران قالی بافت است که در پای دار قالی با لعن وطعنه بر گوهر دغدغه ودلشوره شان را برملا میکنند. ونسبت به جماعت مردان بشدت بدبین بوده گویی با فرار رشید, مردی و مردانگی نیز از ولایتشان رخت بربسته است.
گزارش - اکبر حیدرپور/

