تبلیغات
پایگاه خبری هنر گیلان » خبرها » گفتگو با علی بدرطالعی نویسنده و کارگردان تئاتر شام آخر به بهانه اجرا در پلاتوی سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری رشت

گفتگو با علی بدرطالعی نویسنده و کارگردان تئاتر شام آخر به بهانه اجرا در پلاتوی سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری رشت

Shokohi
Alireza
26 مرداد 1398
افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشده‌اید
 

گفتگو با علی بدرطالعی نویسنده و کارگردان تئاتر شام آخر به بهانه اجرا در پلاتوی سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری رشت

گفتگو با علی بدرطالعی نویسنده و کارگردان تئاتر شام آخر به بهانه اجرا در پلاتوی سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری رشت
نمایش شام آخر این روزها در پلاتوی خانه کوچک نمایش در سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری رشت به نویسندگی و کارگردانی علی بدر طالعی و با بازی نگار خلاق و علیرضا رفیق به روی صحنه رفته است. به این بهانه به تماشای این اثر نشستیم و در ادامه گپ و گفتگوی کوتاهی داتشیم با کارگردان و بازیگر این اثر.
بعد از دیدن این نمایش میتوان گفت اثریست بسیار تمرین شده. از هماهنگی بازیگرها تا آشنایی دقیق آنها با جزئیات، شاهد این مهم است . کوچک بودن پلاتو  کارگردان این نمایش را در پیاده کردن تفکراتش محدود نکرده . استفاده درست از صحنه باعث ایجاد چندین قاب شده  که در هر قاب بسته به فراخور صحنه،  نمایش روایت میشود . سعی شده جنس زندگی در  طراحی صحنه به خوبی رعایت شود . استفاده درست و به جا از نور به همراه هماهنگی موسیقی با آن ، نشان از وجود تفکر پشت این طراحیست.

علی بدر طالعی به جز نویسندگی و کارگردانی این اثر طراحی لباس و نور و صحنه را نیز بر عهده داشته .
او در ابتدا گفت چون نویسنده و کارگردان کار خودم بودم ، ترجیح دادم درباره طراحی صحنه و لباس  هم خودم ورود کنم . از طرفی چون در استان فردی را نداریم که در زمینه طراحی نور به صورت تخصصی کار کند ، در این بخش هم خودم ورود کردم .
----چه طورشد که این متن را نوشتید و ایده اولیه آن از کجا به ذهنتان رسید:
ایده این کار به سال 1384 بازمیگردد.وقتی خبر فوت خانمی که در دوران نوجوانی خودم ایشان را میشناختم به گوشم رسید . ایشان به خانه های مردم  میرفت و کارش نگهداری بچه های صاحب خانه و رخت شوری بود اما از  یک طرف رویاهای بزرگی داشت. ایده از همان جا ایجاد شد و طی این سالها شکل گرفت و تبدیل به شام آخر شد.
متاسفانه مدتیست که اگر کار طنز نباشد تماشاگر استقبال نمیکند . اما باید واقعیتهای جامعه را به یک زبانی بگوییم و این جزو رسالت های ماست . احساس کردم که دینیست که برای اجرای این کار برگردنم بوده و ما تصمیم گرفتیم این کار را استارت بزنیم و شروع کنیم . البته یک سال ونیم پیش یک دور با یک تیم دیگر شروع کردیم و به هر دلیلی به نتیجه نرسید. ولی خداراشکر این بار با این گروه موفق به اجرای اینکار شدیم .
----یکی از نکات جذاب این نمایش برای ما به عنوان بیننده ، هماهنگی فضای نور و موسیقی با حرکتهای بازیگران بود. در مورد این سبک طراحیتان که در بخش هایی به نظر میرسید از حالت رئال به سمت سورئال میرفت   توضیح میدهید :
من همیشه اعتقادم این بوده که کارگردانی به  دو بخش تقسیم میشود.
یک: از زمان مواجهه شما با متن است و طرح و ایده ای که برای چگونگی اجرای نمایش انتخاب میکنید . فضای نمایش ما به شدت رئال است ، فضایی که اطراف ما اتفاق می افتد. 
مسئله دوم برای کارگردانی، گردانندگی کار است. همیشه گفته ام و باز میگویم که کارگردان باید به مسائل بازیگری ، نور ، صحنه ، لباس آگاه باشد و شناخت داشته باشد تا بتواند یک ترکیب خوب به وجود بیاورد . ولی به واسطه اینکه فضای کارما  پلاتویی است و از نظر من شاید  دکور زدن در پلاتو اتفاق زیاد خوبی  نباشد، سعی کردیم المانی و به شدت مینیمالیستی کار کنیم . یعنی با المان ها فضا ها را نشان دهیم .و این همراهی نور و صحنه و موسیقی  مستلزم این است که به دانش استفاده درست از آنها برسید.من سعی کردم در طی این سالها که تئاتر بازی میکنم با مقوله موسیقی و نور و صحنه هم آشنایی پیدا کنم تا بتوانم یک ترکیب درستی از اینها در بیاورم . من سعی کردم در این نمایش این مهم را ایجاد کنم . یعنی همراهی صحنه ، نور و موسیقی  با مهره های درست( بازیگران) که درزمان درست در جای درست قرارمیگیرند.
----یکی از نکات خاص این نمایشنامه  اسم خود نمایشنامه است. که بی شباهت با نام  تابلوی شام آخر اثر  لئوناردو داوینچی نیست.از نظر معنی و محتوا شما چه ارتباط معنایی میبینید و دلیل انتخاب این اسم را بفرمایید:
اسم این متن در زمانی که شروع به نوشتن کردم چیز دیگری بود . بعدها هر چه قدر به متن نگاه کردم و آن را مرور کردم  دیدم بی شباهت به مسئله ی پایان گرفتن  که آقای داووینچی در تابلوی شام آخر خودش  مطرح میکند نیست.
در ابتدای این نمایش   برای مخاطب این سوال باید پیش بیاید که چرا شام آخر؟ . این گره گشایی در پایان نمایش من اتفاق می افتد . در متن دیالوگ( این آخرین شامیست که برای تو آماده میکنم ) را از زن داریم . مدتهاست زن، این داستان را تکرار میکند و درزندگیش یک قصه تکراریست. آرزوهای این زن ، آرزوهای قشنگیست. عشق و عاشقی که پری و قاسم  داستان من دارند در ابتدا اتفاق  زیباییست .اما در انتها به شام آخر تبدیل میشود. 
----- حمایتها از نمایش شما توسط ارگانهای مربوطه؟
من وعده زیاد گرفتم .از شورای شهر که قول چاپ و نصب بنر را دادند و اتفاق نیفتاد. قول حمایت مالی را یک عزیزی از شورای دادند و اتفاق نیفتاد . دو ارگان دیگر به من قول دادند که بلیط حماتی میخرند . مثل خرید بلیط یک سانس ومتاسفانه  باز هم اتفاق نیفتاد. در کل تنها ارگانی که با ما  همراهی کرد ، سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری و مدیر عامل این سازمان بود که در زمینه تهیه نور هزینه کردند و از نظر حمایتها به جز تهیه کننده عزیزما  آقای امیدی کسی دستی از ما نگرفت . 
-----یکی از اتفاق هایی که این روزها در تئاتر استان باعث جذب مخاطب میشود دعوت دهان به دهان مخاطبین است ، یعنی خود بینندگان اثر در صورت رضایت از نمایش با دعوت  از آشنایان  برای تماشای اثر باعث حضور آنها در سالن میشوند . به نظر شما تعدد اجرا و این مهم میتواند باعث فروش مناسب یک اثر در پایان شود؟
سالن فرهنگی ورزشی شهرداری چندین ماه بیکار بود و با توجه به وضعیت نوری،  نمایشی در آن  چنان که باید و شاید به صحنه نمیرفت . احساس من این است که  اگر اینجا هم مثل تهران نمایش یک ماه به روی صحنه برود،  باعث حضور حداکثری مخاطب میشود و میتواند نتیجه مثبتی رقم بزند . خود من به فکر تمدید نمایش در سازمان فرهنگی ورزشی هستم و امیدوار هستم مخاطبین عزیز، کار ما را بپسندند و با همین روش دهان به دهان دوستان و آشنایان را به دیدن این نمایش دعوت کنند.
----چه صحبتی با مخاطبین دارید:
من و گروهم تلاش کردیم که دو سه اتفاق را در این کار ایجاد کنیم.
اول این که تئاتر یک هنر بصریست و ما موظفیم چشم تماشاگر را نوازش دهیم ، نه خراش.
سعی کردیم این مهم در این اجرا رعایت شود و چیز آزار دهنده ای نداشته باشد. در کنار آن این هنر سمعیست و به شنیدن به شدت وابسته است.
هم من در شیوه دیالوگ نویسی و هم بازیگرها  در موقع اجرا سعی کردیم  جوری دیالوگها ارائه شود که گوش تماشاگرها را اذیت نکند و در مجموع سعی کردیم اجرایی داشته باشیم که هر تماشاگری که وارد سالن میشود یک جایی از خاطراتش قلقک داده شود و در درونش اتفاقی بیفتد  و چیزی که من خیلی دوست دارم این است که تماشاگر وقتی از سالن بیرون میرود به اتفاق فکر کند . اینکه  چه جریانی شکل گرفت.
ما با  تمام عشق این اجرا به مردم فهیم گیلان تقدیم میکنیم.

در ادامه علیرضا رفیق بازیگر نمایش در مورد نقش خودش گفت: 
اسم کاراکتر من قاسم است که لات، قمارباز، کفتر بازیست که در محل گیر میکند و اما داستانی که روایت میشود داستان یک عشق است .
---- همکاری با علی بدر طالعی چطور بود؟
اولا که باید بگویم همکاری با علی بدر طالعی برای من افتخار بود . او کسیست که به شدت  به جزئیات توجه میکند و دقیقا همان را از ما میخواهد.
----یکی از نکات  جالب این اجرا  برای من به عنوان ببینده هماهنگی حرکات تو  با ضرباهنگ موسیقی بود، این هماهنگی توسط تو به عنوان بازیگر چطور اتفاق افتاد ؟
بخشی به خاطر این است که من موسیقی کار میکنم و این بخش قضیه بسیار کمک کرد که تا خودم را با موسیقی هماهنگ کنم . 
----- چه صحبتی با مخاطبین دارید؟
فکر میکنم که  در این کار تفکر وجود دارد و احساس میکنم از من علیرضا رفیق و نقش مقابلم نگار خلاق بازی متفاوتی نسبت به آنچه قبلا دیده اید خواهید دید و اگر راغب هستند یک کار متفاوت از من ببینند تشریف بیاورند .
----- برای کلام آخر چه صحبتی دارید؟
مرسی تشریف آورید و از ما حمایت کردید.
گزارش: هامون مرتضایی
دسته بندی :  خبرها / مصاحبه ها
به کانال رسمی پایگاه خبری هنر گیلان در تلگرام بپیوندید.
کانال تلگرام پایگاه خبری هنر گیلان

دیدگاه شما

نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
  • مردم و لبخندها
    حیوانات و طبیعت
    غذا و نوشیدنی
    فعالیت‌ها
    سفر و مکان
    اشیاء
    نمادها
    پرچم‌ها
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید