گفتگو با محمد رسایلی کارگردان نمایش پانما در آستانه اجرا در مجتمع خاتم الانبیا رشت
افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشدهاید
نمایش پانما از هجدهم خرداد ماه در مجتمع خاتم الانبیاء سالن رحمدل به روی صحنه میرود .
بدین منظور گفتگویی ترتیب دادیم با محمد رسائلی کارگردان و بازیگر این نمایش که در ادامه میخوانید:
وی در ابتدا با بیان اینکه از سال 1380 کار خود را به صورت حرفه ای شروع کردم گفت:
شروع کار من ابتدا در بازیگری بود و تا به امروز روی این تفکر خود هستم که مقوله بازیگری برای من در اولویت قرار دارد و باید همین مسیر را ادامه دهم. اما در کنار آن به عنوان طراحی صحنه کارگردان و گاهی نویسنده هم حضور دارم که ماحصل تمام آنها حضور در حدود هشتاد نمایش بوده است .
در این مدت جشنواره های بسیاری را کار کردیم و در اکثر جشنواره هایی که در کشور برگزار میشود حضور داشتم. جشنواره فجر که در تیتر است و در کنارش جشنواره های ماه ، ایثار ، دفاع مقدس و بسیج و جشنواره بانوان و رضوی و فتح خرمشهر و ....
حداقل در نود درصد جشنواره هایی که حضور داشتیم، به عنوان بازیگر جایزه بازیگری ، به عنوان طراح صحنه جایزه طراح صحنه و به عنوان کارگردان جایزه کارگردانی گرفتم و این نگرش من است که اگر در جشنواره شرکت میکنم برایم حضور در جشنواره یک برد است و خداروشکر در اکثر جشنواره ها با دست پر بازگشتم .
او در ادامه گفت:
شعار من این است که نفس تئاتر با تماشاگر زنده است و اگر تماشاگر نداشته باشیم برای ما تئاتریها قطعا هیچ اتفاقی نمی افتد.
او در معرفی نمایش پانما این چنین گفت:
نمایش پانما از یک زاویه نمایش کاملا مذهبیست و حتی اجرای قبلی ما در دو سال پیش مربوط به جشنواره صاحبدلان که جشنواره ای دینیست بود.
تعریف مذهب در این نمایش به نوعی خیلی پررنگ است ولی از منظر دیگر ما از کلیشه اگر کمی دور شویم تعریف نمایش مذهبی در این نمایشنامه با آن تعریفی که تا به امروز به تماشاگر منتقل شده متفاوت است.
با توجه به اینکه ساختار نمایش بسیار نزدیک به ساختار نمایش های ایرانیست، از این منظر ما چه در اجرای دو سال پیش چه در این اجرا ، استفاده کردیم .
- با توجه به همکاری های مشترک شما با آقای مژدهی در نمایش های متعدد ، خصوصا همین اجرای پانما در دو سال گذشته ، این نمایش چه تغییراتی نسبت به آن نمایش با این مهم که اینبار شما هم به عنوان کارگردان و هم به عنوان بازیگر حضور دارید ، خواهد داشت؟
باید این را بگویم که من و آقای مژدهی در کارگردانی کارها به نوعی هم فکر هستیم. یعنی چون نگاهها بسیار به هم نزدیک است این اتفاق می افتد . و دلیلش این است به جزو حضور در یک گروه و دوستی، عموما اولین فردی که متن هایی که ایشان مینویسد را میخواند من هستم.
من سعی کردم در اجرای این نمایش ، آن بعد نمایشهای ایرانی را پر رنگ تر کنم ، مثلا بحث تعزیه بحث نمایشهای رو حوضی ، نقالی را یک جوری سعی کردم گسترده تر و نمادین کنم
و این از تفاوتهای اصلی این اجرا با اجرای چند سال قبل است ..
از نظر تفاوت در طراحی صحنه ، با توجه به آنکه طراح صحنه آن اجرا هم خودم بودم تفاوت آنچنانی ندارد .
با توجه به گذشت دو سال از آن اجرا قطعا برای من و آقای آبسالان که بازیگر مقابل من هستند و کل تیم اجرا یک ته نشینی اتفاق افتاده و قطعا نگرش ها نسبت به آن متن گسترده تر شده و سعی شده از فیلتر خودمان شفافیتی داشته باشیم نسبت به متن .
سعی کردیم اجرایی صمیمی تر و خیلی به قالب نمایش های ایرانی نزدیک تر را آماده اجرا کنیم
در کنارش محل اجرا تفاوت پیدا کرده با توجه به اینکه قبلا در پلاتو سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری و اینبار در سالن رحمدل مجتمع خاتم الانبیاء اجرا میرویم و با توجه به اینکه اجرای قبلی در فضای بسیار بسته بوده و مناسب برای اجرای نمایش ایرانی با توجه به اینکه این دست نمایش ها نیاز به فضای آزاد تری میطلبد نبوده ، این بار شرایط اجرای مناسب تری محیاست.
-با توجه به اینکه این نمایشنامه بخاطر سوژه خاص در سطح کشور بسیار مورد اقبال کارگردانها قرار گرفته و شاهد اجراهای متعدد از این نمایش در سطح کشور بودیم ، خود شما به عنوان کارگردان چه صحبتی با تماشاگرهایی دارید که میخواهند این نمایش را ببینند :
در ابتدا باید باید بگویم که این نمایشنامه ، نمایشنامه برگزیده بخش نمایشنامه نویسی تئاتر رضوی بوده ، و از طرف دفتر این جشنواره چاپ شده ، از طرفی چون گروه ما به نوعی جشنواره باز هست و در اکثر جشنواره ها حضور داریم ، کارگردانهای استانهای دیگر یک جورایی هم از آقای مژدهی به عنوان نویسنده و کارگردان و هم از من به عنوان بازیگر و... شناخت دارند .
یکی از ویژگی های خوب برگزاری جشنواره ها، شناخت گروهها و افراد از همدیگر است .
قطعا بعد از حضور در هر کدام از جشنواره ها، هم ما هم دیگر دوستان به نگرش و تفکر همدیگر، آشنا میشویم و در کنارش مقوله همفکری به وجود می آید.
همین مهم باعث شد که این متن را با توجه به بستر خیلی خوب آن ، دوستان ما در قزوین ، تهران ، خراسان شمالی و ... انتخاب و
کار کنند.
او در ادامه گفت :
با توجه به اینکه این نمایشنامه چاپ شده جشنواره رضویست، و ما قصد حضور در این جشنواره را داریم تصمیم گرفتیم که این نمایش را بعد از چند شب اجرای عموم آماده حضور در آن جشنواره کنیم.
در ادامه در جواب سوال شما که صحبتم با تماشاگران بود باید بگویم
این روزها با توجه به شرایط اقتصادی و مشکلات ، متاسفانه مخاطب ما نیاز به دیدن اجرایی ندارند که آنها را به فکر فرو ببرد ، بیشتر نیاز به دیدن اجرایی دارند که آنها را از نظر روحی تخلیه کند
و بیشتر علاقه مندند اجرا، فضای فانی را برای آنها ایجاد کند . که فقط دو ساعت آنها را از دغدغه پول ، کرایه خانه ، خوراک ، پوشاک و مشکلات اجتماعی و... دور کند که باید این حق را هم به آنها داد.
این کار دقیقا همین غالب را دارد
درست است این نمایش ، نمایشی مذهبیست ، اما آن را به آن زاویه همیشگی اجرای مذهبی نباید دید. با اینکه بستر فضای مذهبی دارد ولی یک جورایی شخصیتی که در این نمایش است از مذهب دارد سوء استفاده میکند و آن روی سکه آن تعریفیست که ما از مذهب داریم.
در کنارش غالب نمایش های ایرانی و مفرح در آن وجود دارد.
با توجه به استقبال از چهارده شب اجرای این نمایش در دو سال گذشته و بازخورد خیلی خوب از سمت تماشاگران در جشنواره استانی، من این نوید را میدهم که یک فضای مفرح و دور از هر دغدغه را برای آنها رقم خواهد زد و یقین دارم تماشاگران با دیدن این نمایش کاملا رضایت پیدا خواهند کرد.
او در ادامه کاراکترهای نمایش را اینگونه معرفی کرد:
این نمایش دو تا شخصیت دارد، به نام مم تقی و رضا
مم تقی شخصیت پیرمردیست که یک جورایی بی خانمان است و از مقوله مذهب سوء استفاده میکند و یک مکان ناکجا آبادی را پیدا میکند و آنجا مکانی را طراحی میکند و ادعا میکند که جایگایست که امام رضا اولین قدمشان را گذاشته اند و رفته اند به سمت توس.
و از این طریق یک پانما و مقبره ای درست کرده و مردم را قبولانده به دروغ که اینجا یک مکان مقدس است
و مردم حاجتمند که از آن مسیر به سمت مرقد امام رضا باید میرفتند نذوراتی را در آن مقبره می انداختند و از آن نذورات این فرد به نفع خودش استفاده میکرد .
میگفت حق من است ،چون اینجا زحمت میکشم . از طرف دیگر چون ایشون یک آدم بی خانمانی بوده در یک سفری که مشهد داشته یک کودک شیرخواره ای را میدزدد و این بچه را خودش بزرگ میکند . از طریق این بچه گدایی میکند و پولی را جمع میکند . در این موقعیت مکانی که خودش طراحی کرده پدر وپسر یک جورایی از مردم اخاذی میکنند و رازی در این نمایش است که نقطه اوج این نمایش خواهد بود.
-شخصیت مم تقی با وجود اینکه شخصیت منفی ایست چرا انقدر شیرین است:
ما خیلی این شخصیت را لمس کرده ایم . خیلی دورو اطراف خود دیده ایم . این جنس افراد به ظاهر آدمهای بسیار مهربان و دوست داشتنی ای به نظر میرسند ، اما همین آدمها یک خصلتی دارند که ما بعدها رو دست میخوریم.
این ویژگی این آدمهاست که از این زاویه ورود کنند. یعنی از زاویه ای که به نفع خودشان است سوء استفاده کنند .
یعنی بستری را با این شیرین زبانی، برای خودشان فراهم میکنند تا بتوانند بچاپند.
متاسفانه با توجه به دوست داشتنی بودن این دست آدمها ، افراد خیلی راحت گولشان را میخورند تا روزی که آن روی سکه رو شود.
-حمایت ارگانها و سازمانهای مربوطه نسبت به اجرای شما به چه صورت بوده است ؟
باید بگویم در چند سال اخیر هیچ حمایتی توسط ارگانهای دولتی اتفاق نمی افتد و رسما باید یا حمایت کننده مالی و تهیه کننده قوی داشته باشیم که پشت کار باشد و کارگردان و بازیگر و طراح صحنه و ریزعوامل زیر مجموعه آن تهیه کننده باشند یا اینکه در اجراهای آموزشگاههاست ، که خود بچه ها پشت کار و حامی آن اجرا هستند .
در اجرای این کار متاسفانه هیچ حمایتی ندارم، اگر صادقانه بخواهم بگویم نگاه من فقط تماشاگر است ، حتی نتوانستم به علت شرایط سخت مالی تبلیغات شهری داشته باشیم وخود بچه ها خصوصا آقای آبسالان دارند لطف میکنند و شخصا هزینه میکنند تا این اتفاق بیفتد و بتوانیم تماشاگر را به سالن نمایش بیاوریم . ما میخواهیم شش شب اجرا کنیم و امیدوارم اتفاقی بیفتد.
نگاه من صفر و صد به حضور تماشاگرهاست. امیدوارم حمایت تماشاگرها به گونه ای باشد که در انتها هم بتوانیم جوابگوی بچه هایی باشیم که در این تیم هستند و در تلاشند و هم جوابگوی خودم باشم که دارم وقت میگذارم ،چون منبع درآمد و کار من همین تئاتر است .
۹۰ درصد کارهایی که گروه تئاتر جهش به صحنه میبرد با حمایت خود بچه ها اجرا میشود ، ما اسپانسر وتهیه کننده خاصی که از بیرون این مهم را رقم بزند تا به حال نداشتیم.
با توجه به اینکه گروه ما تنها به اجرا عموم بسنده نمیکند و عموما به جز این اجراها ، برای جشنواره های کشوری هم آماده میشود سعی میکنیم با فیلتر درست این مهم اتفاق بیفتد و از آن طرف بخشی پوشش داده شود.
همانطور که قبلا بین صحبتها گفتم این اجرا را هم به جز شش شب اجرای عموم برای حضور در جشنواره رضوی آماده کردیم.
-با توجه به اینکه اجراهای گروه شما در جشنواره های کشوری مورد استقبال بسیار خوب تماشاگرها قرار میگیرد و خود شما و تیمتان در جشنواره ها جوایز زیادی کسب میکنید چه اتفاقی می افتد که این دست اجراها نسبت به اجراهایی که از خارج استان خصوصا تهران در گیلان به روی صحنه میروند آنطور که باید و شاید مورد توجه و استقبال قرار نمیگیرند؟
باید آسیب شناسی شود ، من جواب قانع کننده ای ندارم، به نظر من تئاتر در سبد کالای خانواده تعریف نشده.
وقتی تعریف نشده، من فقط از حمایت بچه های گروه خودم استفاده میکنم و همین بچه ها تماشاگر را به سالن میکشانند .
متاسفانه خیلی از مردم استان ما اصلا تئاتر را نمیشناسند .
مثلا وقتی در تاکسی مینشینید و صحبت باز میشود و میگویید من تئاتر کار میکنم یا تمرین تئاتر دارم، طرف با تعجب میگوید مگر در استان گیلان تئاتر داریم؟!
از طرفی تماشاگر نگاه خاصی به سلبریتی ها دارد ( آدمهایی که خیلی چهره شده اند ).
خود من ( محمد رسائلی) شاید اگر ده سال پیش میرفتم و در پایتخت کارم را ادامه میدادم ، نگاهها نسبت به من متفاوت میشد در استان
مردم چون آشنایی به بازیگران اینجا ندارند و دوست دارند چهره ها را ببینند، از اجراهایی که از تهران به اینجا می آید حمایت میکنند .
اگر همان حمایتی که از اجراهای تهران در استان ما میشود از گروه های نمایشی خودمان شود مطمئن باشید اتفاق خیلی خوبی را رقم میزند .
-با توجه به مشکلات ذکر شده، خصوصا از نظر مالی در تئاتر استان، چه چیزی محمد رسائلی را به صحنه نمایش میکشاند و او را ترغیب به ادامه این مسیر میکند؟
اگر بگویم هیچ کاری بلد نیستم غیر این کار، غلط است، چون این کار را نیز بلد نیستم .
هر کس در مقوله کاری ، یک کار را انتخاب میکند. من این کار را انتخاب کردم.
به نظر من اگر درست انتخاب کنید با عشق و جان کار میکنیم.
اگر عاشق کارت باشی با دل و جان کارت را ادامه میدهی. من این کار را دوست دارم و میپرستم،
و به همین دلیل با دل و جانم کار میکنم.
-به عنوان کلام آخر چه صحبتی دارید:
همه مردم ایران را دوست دارم، امیدوارم مردم هم تئاتریها و تئاتر را دوست داشته باشند و تئاتر را مثل یک کیلو پیاز ببینند که جزو نیازهای خانواده شان است.
پانما
نویسنده: مجید کاظم زاده مژدهی
کارگردان: محمد رسائلی
بازیگران: محمد رسائلی – مهدی علیمی و محمد رسائلی
18 الی 24خرداد ( به استثناء 23 خرداد)
ساعت هفت و سی
رشت ، مجتمع خاتم الانبیاء – سالن دکتر رحمدل
تهیه بلیط: از سایت هفت ساز
.
.
گزارش: هامون مرتضایی

