گفتگو با مجید کاظم زاده مژدهی سرپرست گروه تئاتر جهش به بهانه تهیه و اجرای نمایش زندانی خیابان دوم
افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشدهاید
زندانی خیابان دوم نام نمایشی است از نویسنده معروف جهان نیل سایمون که این روزها به کارگردانی رضا حقی توسط گروه جهش به روی صحنه رفته است.
نمایشنامه ای با شش پرسوناژ و متنی کاملا به روز.
به همین بهانه به دیدن نمایش رفته و گپ و گفتگویی با سرپرست گروه جهش مجید کاظم زاده مژدهی انجام دادیم.
وی در ابتدا ضمن معرفی بیشتر گروه جهش، راجع به رویکرد به روی صحنه بردن متن های نویسندگان بزرگ جهان در سالهای اخیر گفت: گروه جهش از اوایل دهه ۸۰ شروع به کار کرد و تلاش کردیم افراد با تخصص های مختلف و حتی زیبایی شناسی های مختلف را در یک مجموعه کنار هم جمع کنیم و با نشست های هفتگی، گاهی ماهیانه، گاهی فصلی ، بتوانیم هر روزبهتر از روز قبل عمل کنیم.
در طی این مدت ۷۴ عنوان نمایش از طرف گروه تئاتر جهش اجرا شده و تقریبا در اغلب جشنواره ها حضور داشتیم و توانستیم مقام های مختلفی هم در این جشنواره ها کسب کنیم.
هر سال سعی میکنیم، قبل از شروع سال برای سال جدید یک سیاست های کلی بچینیم و برای چند ساله اخیر تمرکز خودمان را بر روی آثار معاصر گذاشته ایم .
آثار معاصر به این معنی که نویسنده های در قید حیات ومباحثی که مرز ندارند و اغلب اجتماعی هستند واینکه در هر جایی ممکن است اتفاق بیفتد چون در حوزه انسانیست .
هم اکنون هم نمایشنامه ای از( نیل سایمون )
که نمایشنامه نویسی است که سال گذشته از بین ما جسما رفته اند ولی با آثارشان همیشه حضور دارند ، ایشان بزرگترین نمایشنامه نویس کمدی درام جهان هستند ، تنها نمایشنامه نویسی بودند که در زمانی که در قید حیات بودند، یکی از معروف ترین خیابان های آمریکا و یکی از مهم ترین ترین سالن های تئاتربه نام ایشان نامگذاری شد.
مژدهی در ادامه گفت: وی به این معروف است که موی دماغ حاکمیت آمریکا بوده ،چون تماما به عنوان یک نویسنده معترض تلاش میکرده مباحثی را که احساس میشد نیاز به اصلاح شدن دارد را دستمایه قرار بدهد و یکی از منتقدین بزرگ حاکمیت آمریکا بوده و بسیار در بین نمایشنامه نویس ها و کارگردانهای دنیا دارای جایگاه و محبوبیت هستند و ما هم، هم اکنون نمایشنامه زندانی خیابان دوم که متفاوت ترین نمایشنامه این نویسنده بوده ، به خاطر اینکه به نوعی، روی دیگه نمایشنامه مرگ دستفروش آرتور میلر هست را به صحنه میبریم. انگار آن اثر را نیل سایمون از یک زاویه دیگر نگاه کرده همانطور که آثار چخوف رو با زاویه دید دیگر نگاه کرد.
مثلا پزشک نازنین رو نوشته که بر اساس آثار چخوف بوده ، ولی اینبار یک نویسنده هم کشور خودش( آرتور میلر) راانگار در پس ذهن داشته و میتوان بین (ویتی لومن) مرگ دستفروش و (مِل) شخصیت محوری این نمایش شباهت هایی پیدا کرد.
او در تشریح بیشتر متن و اینکه چه کدهایی در این نمایشنامه میتواند تماشاگر خصوصا تماشاگر داخل گیلان را با خودش همراه و همسو کند گفت:
ما در نشست ها و اتاق فکر یک سری مصوبات داشتیم ، یکی از آنها این بود که باید زبان زمان باشیم، یعنی آثاری را انتخاب کنیم که سوای آن مبحث معاصر بودن نویسنده با حال مردم هم همراه باشد.
این نمایش را ببینید، مسائلی را که دقیقا در رشت، حتی نمیگویم ایران ،خود شهر خودمان رشت با آنها روبرو هستیم و داریم با آنها دست و پنجه نرم میکنیم توسط این نویسنده که در آمریکا نوشته شده میتوان دید. شاید اگر نمیگفتیم این نویسنده نیل سایمون است فکر میکردند یک نفر با دغدغه های شهروندی رشت این اثر را نوشته است، از مسئله زباله تا چاله چوله های خیابان تا بیکاری ،تا تعدیل نیرو در ادارات، تا تعطیل شدن کارخانه ها، فقر، از هم گسیختگی خانواده ها همه اینها را میتوان دید ، در این نمایشنامه نه سال است که خانواده دور هم جمع نشده اند وبا تمام اینها وقتی اثر را نگاه میکنید اصلا فکر نمیکنید که نویسنده اش یک آدم آمریکاییست ، فکر میکنید یک شهروند رشتیست که این نمایشنامه را برای مردم رشت، برای مردم امروز رشت با مسائل امروزشان نوشته است.
و این اصلا رویکرد گروه ما هست و میخواهیم آثاری را اجرا کنیم برای مخاطب که انگار آینه خودش است و خودش را دارد در صحنه میبیند و مسائل و مشکلات خودش را میبیند.
وظیفه ما اصلاح و یا درمان درد نیست ، ما دردها را نشان میدهیم، درمانش باید وظیفه مسئولین باشد ، و این نمایش دارد دردهای جامعه کنونی ما را نشان میدهد.
او در جواب این سوال که با توجه به اینکه قبلا سابقه همکاری مشترک (کارگردانی) با آقای حقی داشته اید ، در این اجرا ، گروه تئاتر جهش چقدر به متن وفادار بوده است ، گفت:
متن را ابتدا من خواندم و چون دیدم نمیتوانم از عهده اش بر بیایم و به دلیل سیاستهای گروه نیاز میدیدیم که باید این اثر حتما اجرا شود ، متن را به آقای حقی پیشنهاد دادم و تلاش کردیم
که به چهارچوب متن وفادار باشیم و به هر حال کارگردان اثر آقای حقی بودند و ایشان زاویه دید خودشان را نسبت به اثر داشتند ، خوبی آثار مهم و بزرگ این است که میتوان از زوایای مختلف به آن نگاه کرد ،شاید نگاه من با آقای حقی یکی نبوده ولی من به سلیقه زیبایی شناسی ایشان هم احترام میگذارم هم اعتقاد دارم، کار را برای ایشان تهیه کردم وتجربه جدید بود برای خود من . خصوصا در این چند مدت اخیر رویکرد خودم را از کارگردانی به پشت صحنه ، تهیه کنندگی ، تولید متنقل کردم و اینجا هم کلی آموخته ها برای من داشت و بسیار یاد گرفتم و توشه ای شد برای کاری که به زودی خودم قرار است کارگردانی کنم ، یعنی اینجا آموخته هایی برای من داشت و خیلی بسیار یاد گرفتم از این دو کارگردان ، آقای عموزاده و آقای حقی که کارهایشان را در این مدت اخیر تهیه کردم .
سرپرست گروه تئاتر جهش خاطر نشان کرد: یکی از مهمترین موضوعاتی که برای کارگردانهای تئاتر خصوصا در استان گیلان آزاردهنده است موضوع اقتصاد تئاتر است.
کمتر فردی را سراغ داریم در این چند سال اخیر که به عنوان تهیه کننده ورود کند یا به نوعی بخش مالی را برعهده بگیرد. من به شخصه بسیار اعتقاد به آموزش دارم ، یعنی تمام تلاشم را میکنم که هر بار در کارگاه های آموزشی مختلف در کلاس های مختلف حضور اشته باشم که بتوانم به روز بمانم و این هم برای من یک آزمون و یک آموزش بود و من نیاز دیدم که در این حوزه ورود کنم و اینبار از این زاویه تولید یک کار را ببینم و از طرفی نبود تهیه کننده هایی که با تئاتر مثل من آشنا باشند و فقط بعضی از دوستان با سرمایه مالی ورود کردند مزید بر علت شد ، من آمدم که بگویم میشود به خود افراد به عنوان سرمایه نگاه کرد و اصلا یک رویکرد دیگری را به تهیه کنندگی وارد کردم ، این رویکرد تجاری به آن معنا نیست ولی حداقل در اجرای این دو اثر کارگردان هیچ دغدغه ای نداشت ، از دریافت محل تمرین تا در اختیار قرار دادن متن ، دریافت مجوز های لازم و تهیه کلیه موارد مورد نیاز دکور ، لباس، گریم همه بر عهده من بود و کارگردان با خیال راحت فقط بر روی متن تمرکز میکرد و کارگردانی را انجام میداد و تمام تلاشم را کردم که از من راضی باشند و من بتوانم به نگاه و زیبایی شناسی اونها احترام بگذارم .
فکر میکنم در این دو اثر حداقل من چیزی کم نگذاشتم و تمام تلاش خودم را کردم که آن چیزی که لازم میدید کارگردان برایش اتفاق بیفتد و امیدوارم ما در آینده نه چندان دوربتوانیم یک سری تهیه کننده حرفه ای که تئاتر را بشناسد ، مسائلش را بداند معرفی کنیم .
حالا داریم یک سری کارها انجام میدهیم شاید از دل گروه جهش در آینده نه چندان دور، یک سری از عزیزان ورود کردند در این حوزه ، فعلا به عنوان دستیار تهیه تا بعدا رسما به عنوان سرمایه گذار و تهیه کننده...
من در این دور اثر هم سرمایه گذار بودم و هم تهیه کننده و هم مجری طرح.
به این معنی که درمتن ، حتی انتخاب بازیگرها، در تمامی این حوزه ها من ورود داشتم و فقط اینجور نبوده که من یک پولی داشته باشم ودر همه موارد سعی کردم وظیفه سازمانی خودم را به نحو احسنت انجام دهم.
او در جواب اینکه رمز موفقیت و کنترل کیفیت کارها توسط این گروه با توجه به تعدد اجراهایی که دارد چیست گفت:
حضور نیروهای متخصص با زاویه زیبایی شناسی مختلف در کنار هم این را ایجاد میکند، من باید نکته ای را با احترام به همکاران بگویم و امیدوارم سوء تعبیر نشود یکی از مشکلاتی که کیفیت را کم میکند فقر و نداشتن پول است ، خوشبختانه اعضای گروه تئاتر جهش آدمهایی نیستند که خیلی مشکل مالی و اقتصادی داشته باشند و تلاش میکنند که حداقل چیزی کم نگذارند و اگر نیاز بود هزینه ای بشود این هزینه را تقبل میکنند ، سرمایه وپول کیفیت را بالا می اورد ، شما میتوانید بازیگر خوب بیاورید میتوانید دکور خوب بیاورید میتوانید سازه بزنید .
شاید همین نمایش را اگر گروه دیگری یا فرد دیگری بود با یک پنجاهم این هزینه اجرا میکرد ولی من همه را کلاف آهن گرفتم و تمام سازه هایم از فلزم است و تمام وسایل مثل مبلمان و تلویزیون و ... دقیقا مال همان دهه تهیه شده است
و ما تلاشمان این است که هزینه کنیم برای کار.
او در خصوص حمایتهای ارگانها در نمایش زندانی خیابان دوم این چنین گفت:
من در چند حوزه از شرایط تشکر میکنم، یکی اینکه سالن حداقل به شکل تقریبا رایگان در اختیار ما قرار گرفته ، محل تمرین تقریبا با کمترین هزینه یا به شکلی رایگان در اختیار ما قرار گرفته، نه این کار همه کارها.
به نظر من اینکه اداره ارشاد می آید و پلاتوی رایگان در اختیار یک گروه قرار میدهد حمایت است .
اگر منظور از حمایت این است که پول بدهند من به شدت مخالفم ، من معتقدم اگر قرار است پولی داده شود اعمال سلیقه هم میشود و قطعا ما چون
یک پولی گرفتیم از نهادی یا سازمانی باید به سازی که برای ما میزنند برقصیم و من سالهاست به شدت با این مسئله مشکل دارم.
ما در نمایش جدیدی که میخواهیم کار کنیم در حال رایزنی با جامعه دانشگاهی هستیم که سخت افزار برای ما تهیه کنند مثل همین دکور یا مثلا همین سالن را در اختیار ما قرار دهند ، این به نظر من خیلی حمایت خوبی است.
اگر منظور از حمایت پول است یا اینکه بنر مجانی برای ما بزنند چرا باید این کار را برای ما بکنند
مثلا بنر مجانی بزنند که چه اتفاقی بیفتد من برای کی اجرا کنم ، من معتقدم که بخش خصوصی هستیم ما و همینکه به ما تخفیفاتی میدهند یا پولی نمیگیرند خودش حمایت است.
اگر پول بدهند آن وقت میگویند تو باید این محتواها را کار کنی، آنوقت دیگر نباید نیل سایمون کار کنم ، آنوقت نباید فلورین زلر کار کنم، چون قطعا پول میدهند تا من چیزی که آنها دوست دارند کار کنم و بهتر است اینجور حمایتها کلا حذف بشود و گروه گروه بتواند همین پول را از مخاطب خودش بگیرد ، خیلی کِیف بیشتری دارد ، اینکه مخاطب لذت میبرد و خودش را توی صحنه میبیند و پولی پرداخت میکند من فکر میکنم آن پول خیلی حلال تر است تا اینکه یک اداره ای یک پولی بدهد و بگوید برای رئیس اداره من یا از موسسه من تبلیغ بکن . من راضی هستم از حمایتهای موجود و تشکر میکنم از هم جاهایی که این کمک ها را میکنند ، سالن مجانی در اختیار ما قرار میدهند وجای تمرین با کمترین هزینه در اختیار ما قرار میدهند که به نظر من خیلی حمایتهای خوب و کافی ای هست و به نظر من پول ندهند به جای آن میتوانند بلیط بخرند از ما و بین کارکنانشان توزیع کنند،
البته ما نرفتیم دنبالش شاید امکان پذیر باشد.
به نظر من حمایت باید برود به این سمت که شهروندان بیایند وکار را به عنوان یک تفریح ببینند و لذت ببرند .
و در انتها گفت:
ما تمام تلاشمان را کردیم که زبان زمان خودمان باشیم ، نیاز مبرم میدیدیم که این اثر اجرا شود چون با شرایط اکنون ما بسیار منطبق است.
این نیاز را دیدیم وبرای آن هزینه کردیم اکنون منتظریم که شما تشریف بیاورند و این کار را ببینند.
. زندانی خیابان دوم
نویسنده: نیل سایمون
مترجم: شهرام زرگر
کارگردان: رضا حقی
مجری طرح و تهیه کننده: مجید کاظم زاده مژدهی
بازیگران:
محمد رسائلی( مل)
الهه فرخی ( ادنا)
اسماعیل لاله زاده ( هری)
نسترن بشردوست( جسی)
مریم مومنی مقدم ( پائولین)
با حضور افتخاری مانیا ثنایی ( پرل)
گزارش: هامون مرتضایی
عکس از: فاطمه پیر





