تبلیغات
پایگاه خبری هنر گیلان » خبرها » گزارشی از اجرای نمایش (محاله که فکر کنید اینطوری هم ممکنه بشه) به بهانه اجرا در رشت

گزارشی از اجرای نمایش (محاله که فکر کنید اینطوری هم ممکنه بشه) به بهانه اجرا در رشت

Shokohi
Alireza
27 فروردین 1398
افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشده‌اید

گزارشی از اجرای نمایش (محاله که فکر کنید اینطوری هم ممکنه بشه) به بهانه اجرا در رشت

گزارشی از اجرای نمایش (محاله که فکر کنید اینطوری هم ممکنه بشه) به بهانه اجرا در رشت
محاله که فکر کنید اینطوری هم ممکنه بشه، نمایشنامه ای از نویسنده ای سرشناس که قلمش برای دوست داران تئاتر همیشه خاص بوده است‌.
این بار متنی با موضوع زن به قلم چیستا یثربی و به کارگردانی  مهدی استقامتی جوانی بی ادعا اما پر انگیزه در شهر اولین ها شهر رشت، این نمایش از بیست و پنجم فروردین لغایت سوم  اردیبهشت همه روزه ساعت هجده در پلاتوی خانه کوچک نمایش در سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری رشت به روی صحنه میرود. 
اجرای این نمایش در شهر باران بهانه ای بود تا قدم بگذاریم در پلاتوی نمایش این اجرا و گپ و گفتگوی خودمانی با کارگردان و بازیگران آن داشته باشیم.
مهدی استقامتی کارگردان این نمایش در معرفی خود گفت: چند سالیست که پا به عرصه تئاتر گذاشته ام و این نمایش سومین تجربه من در مقام کارگردان واولین اجرای من در شهر رشت است.
وی در معرفی متن  و حسش از  اینکه متنی از یک نویسنده شناخته شده را بر روی صحنه میبرد گفت:
من با شناختی که از  آثار خانم یثرتی داشتم، بعد از خوانش این نمایشنامه همزاد پنداری نسبت به متن پیدا کردم و برایم دغدغه ای شد ، دغدغه نسبت به فرامرز و لیلی داستان و اینکه  فرهنگ ایران ما هنوز آن طور که باید و شاید قبول نمیکند که زنها بیرون از خانه کار کنند و اینکه در زندگی مشترک نیاز به اعتماد دو طرفه بین زن و مرد است، از طرفی چون فضای متن در مورد تئاتر و تئاتری ها و زندگی یک زوج تئاتریست وچون سیر داستان به گونه ایست که  زن درگیر عذاب وجدان خود است واینکه  تا پایان اثر ما متوجه داستان اصلی نمیشویم و در نهایت  به یک تراژدی ختم میشود  برایم جذاب بود. 
شاید به قول خیلی ها موضوع زن و حقوق زنان خیلی تکرار شده ولی همه موضوع ها اینگونست و به تکرار رسیده و بستگی به پرداخت و نوع اجرای اثر دارد
مهدی استقامتی در مورد فضا  و سمت و سوی کار که به نظر می آید قرار است یک اثر کاملا رئال نباشد  گفت:
ما سعی کردیم از ساختار اصلی نمایش کمی بیرون بیاییم و حالت رئال را کمی به سمت سورئال نزدیک کنیم.
اگر از من بپرسید به نظر من این نمایش میتواند یک تله فیلم باشد که داریم اجرا میکنیم ، چون پر از صحنه و پر از اتفاق هایی است که ما  در سینما  و تلویریون میبینیم 
چون مدام فلش بک میخورد به عقب و دوباره باز میگردد به زمان حال و اگر بخواهم دقیق تر بگویم پرداختی که ما کرده ایم کار را شبیه به سکانس به سکانس یک فیلم کرده است و احساسم این است که مخاطبین عام  ارتباط بهتری با کار میتوانند برقرار کنند.
او در پاسخ این سوال که در اجرای این اثر چقدر به متن اصلی وفادار بودید گفت:
ما تا جایی که ممکن بودسعی چیزی به اثر اضافه نکردیم و تا آنجا که شد به اصل متن وفادار بودیم
چون خود نویسنده (چیستا یثربی) هم اینکه متن اصلی به اجرا در بیاید برایش مهم است.
او در ادامه گفت: ما بخاطر فضای محدود این پلاتو ناچارا یک سری صحنه ها را نتوانستیم بگیریم 
ما کل اجرا را داشتیم اما چون پلاتوی سازمان فرهنگی کمی محدود و کوچک است و اجرای پلاتویی سختیهای خودش را  دارد مجبور به  کمی حذف شدیم و به همین دلیل کمی متن جابه جا شد اما ما به متن اصلی صد در صد وفادار بودیم.
او در پاسخ به تاثیر مسائل مالی و اینکه یک کارگردان به جز کارگردانی مجبور به تمرکز به مسائل مالی اجراست و از طرفی  کم شدن حمایتها از تئاتر نسبت به سالهای گذشته در استان  و بیان خواسته هایش از مسئولین مربوطه گفت:
اگر بخواهم صادق باشم تئاتر در گیلان هیچ پولی ندارد و کسی نیست که بگوید من از تئاتر کار کردن در گیلان راضی هستم، هم از نظر مالی هم از نظر کیفیتی.
به عنوان مثال من باید در سالنی اجرا کنم که نور ندارد، باند ندارد، جایگاه تماشاچیایش شکسته و اگر بخواهم در یک کلام بگویم یک سالن خالی به ما داده اند و تمام تجهیزات را خودمان آوردیم و قطعا برای ما هزینه بردار است و طبیعتا من به عنوان کارگردان نباید دغدغه سالن را داشته بشم و صد فکرم باید درگیر اجرایم باشد. 
به عنوان مثال دیمر یک وسیله اولیه است که تمام سالن ها باید داشته باشند و ما تازه با آوردن نور متوجه میشویم که دیمر خراب است و ما ناچاریم خیلی صحنه ها را حذف کنیم چون تنها میتوانیم نور را خاموش و روشن کنیم و نمیتوان تنظیمش کرد قطعا در کیفیت کار تاثیرگذار است .
از یک سری دوستان گله داریم از یک سری دوستان تشکر داریم اما دوستانی که به اسم با ما هستند خیلی بیشتر هستند و فقط اسمشان است.
ما متاسفانه حمایت آنچنانی ای ندیدیم و تا لحظه آخر حمایتی به ما نرسید و تازه امروز حمایتهای محدودی از سازمان فرهنگی  به ما رسید که کمی دیر است، نمیگویم صد حمایت را به سازمان محول کنیم اما خوب است یک سری چیزها را قبول کنند.
در مورد حمایت مسئولین هم که فقط صحبتهای تکراریست که ما میگوییم حمایت کنند و حمایت کنند...
چند تن از اعضای شورا با ما همراه بودند و کمک هایی کردند. اما برای پیشرفت تئاتر واقعا نیاز است که همه  دست به دست هم بدهیم تا بتوانم مشکلات را مرتفع کنیم تا بتوانیم تئاتر استان را به جایگاه واقعی خود برسانیم.
او در جواب اینکه با تمام سختی ها هزینه ها، هماهنگی ها وقت گذاشتن ها و تمامی مسائل چه چیز مهدی استقامتی را مشتاق به اجرای تئاتر میکند گفت:
همه ما خوب می دانیم تئاتر شغل نیست و درآمدی از آن کسب نمیشود و فقط عشق به صحنه  و خود تئاتر است که باعث میشود تمام سختی هایش را به جان بخرم و من به عنوان یک جوان به نوبه خودم  تمام تلاشم را میکنم که  ما  نسل جدید بتوانیم جایگزین خوبی برای نسل قبلی باشد.
برای من همین که مخاطبی بیاید نمایش من را ببیند و همین که پنج دقیقه به اجرای من فکر کند برای من برد است.
ما تئاتری ها نه دنبال معروفیتیم نه دنبال مشهور شدنیم، فقط میخواهیم برای مخاطب  عام اتفاقی بیفتد که با تئاتر آشتی کنند .
او در کلام آخر گفت:
شاید افرادی که تئاتر کار میکنند با دیدن اثر بگویند اتفاق خاصی رخ نداد و از نظر موضوعی تکراریست اما اطمینان دارم این نمایش برای تماشاگران عام جذابتهای بسیاری دارد چون موضوع روزیست و امیدوارم شاید حداقل دونفر از مردانی که با کار کردن همسرشان در محیط بیرون خانه مخالفند با دیدن اثر کمی فکر کنند وشاید  متقاعد شوند، چون در این متن اگر فرامرز میتوانست با لیلی هم کلام شود و  صحبت کند خیلی منطقی بود و این اتفاق رخ نمیداد.
او درانتها گفت: امیدوارم تماشاگران عزیز از دیدن این نمایش لذت ببرند. 

در ادامه مصاحبه ای داشتیم با ماکان حائری یکی از بازیگران این نمایش، او در معرفی بیشتر خود گفت: نزدیک به هشت سال است که فعالیت در حوزه تئاتر دارم، تحصیلات دانشگاهیم هنر بوده و افتخار این را دارم که در طول یک سال گذشته در چند اثر نمایشی بازی کنم.
او در مورد نقش خود در این نمایش گفت:
من نقش فرامرز ساسانی را بازی میکنم ، نویسنده و کارگردان که در ابتدای نمایش کارگردان گروه دانشگاه است به تدریج عاشق یکی از بازیگرهای کار شده و با او ازدواج میکند.
فرامرز ساسانی به شکل عجیبی مرد سالاری در خودش دارد و به شدت همسرش را محدود میکند و حکم میکند که باید به صورت سنتی فکر کنی و رفتار کنی که این باعث یک سری اختلافات بین زن و شوهر میشود  و ادامه ماجرا...
او از کار با این تیم و مهدی استقامتی گفت و اینکه مهدی استقامتی همدوره دوره کارگردانی من بود ه و من به شخصه شخصیت و کارگردانیش را دوست دارم .او جز کارگردانهاییست که واقعا میتوان با او قافلگیر شد و انرژی بسیار خوبی برای کار گذاشت و از همه مهمتر همبستگی خوبی را در کار ایجاد کرد از طرفی آشنایی من با نقش مقابلم آتنا بشری که بازی در کنار او تجربه بسیار   خوبی است،
در کنار گروه بسیار خوب همچنین  سامان افتخاری دستیار کارگردان و همه گروه،
او در پاسخ این سوال که چه صحبتی با تماشاگرهایی که تصمیم به دیدن این نمایش دارند گفت:
اول از همه  اینکه تئاتر و تماشای تئاتر از اِلمانهای توسعه فرهنگی هر ملتی است.
خداروشکر ما ملتی داریم با فرهنگ جامع، اما گاها این فرهنگ فراموش شده  ، امیدوارم بتوانیم با تلاش بیشتر این فرهنگ را توسعه دهیم و اصطلاحا پرچم داران  این فرهنگ در شهر خودمان و در نسل خودمان باشیم. 
اما سخنم با تماشاگرهای عزیز این است که گاها بعضی از ما به خصوص بچه های کارگردانی و بازیگری اشتباهاتی میکنیم که میتواند به تغییر سلیقه مخاطب منجر شود 
تغییر سلیقه مخاطب اگر به سمت مثبت باشد که خیلی عالیست  اما گاها دیده شده که رو به منفی بود 
هنر نمایش نیازمند تفکر و اندیشست و نیاز است که خود هنرمند تفکر را به مخاطب ارائه دهد، شاید گاهی اوقات ما این توانمندی را نداشته باشیم ولی در تلاشیم.
برای اینکه ما هم انرژی داشته باشیم که بیشتر تلاش کنیم  حضور مخاطب در سالن روح دیگری به ما میبخشد 
و حضور مخاطب در سالن جان میبخشد به اثر
ما را حمایت کنید ، ما تئاتر بیجانی داریم که همه در حال تلاشند تا به آن جانبخشی کنند 
بی تعارف و بی پرده ما به کمک نیاز داریم  و از همه عزیزان هنردوست خواهش دارم کمک کنند 
در مورد اجرا در فضای پلاتویی و اینکه اجرا به اصطلاح فیس تو فیس با تماشاگران و تاثرش بر آنها در این اثر   گفت:
مواجه شدن با مخاطب آن هم در فاصله نزدیک خیلی سخت است
چون من بازیگر حتی یک پلک اشتباه بزنم تماشاگر متوجه میشود 
اما از طرفی افتخاریست چون حقیقتا در پلاتو نفس ها با هم ادغام میشود و من به عنوان بازیگر موظف میشوم بهترین کارم را ارائه دهم و مخاطب را همراه خودم بدانم.
و اجرا در پلاتو  از طرفی سخت تر میشود چون باید فنی تر بازی کنم و ازطرفی آسان تر میشود چون نیازی ندارم حد فاصله را بکشنم
چون تماشاگر در فاصله یک قدمی من نشسته و من موظف هستم مخاطب را با خود همراهی کنم 
او در جواب این سوال که با یک جمله چرا تئاتر؟  گفت:
اول در باید بگویم خیلی ها  از فعالین تئاتر میگویند تئاتر نیازمند یک نوع دیوانگی است.
اما من میگویم تئاتر نیازمند زندگیست، ما برای اینکه بتوانیم زندگی کنیم نیاز به تجربه داریم. من اگر به عنوان ماکان حائری زندگی میکنم ، بتوانم نقش فرامرز یا هر نقشی را تجربه کنم قطعا  زندگی بهتری خواهم داشت و میتوانم در موقعیتهای مخلفت تصمیمات بهتری را بگیرم. 
اما اگر در یک جمله بخواهم  تئاتر را معنی کنم میگویم ( معشوقه خطرناک زندگی)
یعنی هر لحظه ممکن است از آن آسیب ببینی ولی از همان آسیبی که داری میبینی لذت ببری.
وی در انتها گفت: ما هنوز جوانیم پرچمی که دوست داریم بلند کنیم پرچم سنگینی است و 
بدون حمایت هرگز موفق نمیشویم.

در ادامه صحبتی داشتیم با بازیگر جوان و باانگیزه این نمایش آتنا بشری،
او در معرفی بیشتر خود گفت من دوره های بازیگری را  پیش اساتیدم در آموزشگاه هفت و افرا، علی حلوی و مهرداد هنرمند و مهدی شایان گذراندم و این اجرا اولین روز از اولین اجرای عموم  من به عنوان بازیگر در صحنه تئاتر است.
او در مورد حس حال خود از اولین اجرای خود در صحنه گفت:
خیلی هیجان دارم و امیدوارم اتفاقات بسیار خوبی بیفتد.
او در ادامه افزود: این گروه برای اجرای این نمایش بسیار زحمت کشیدند و دوست دارم که حداقل زحمت گروه دیده شود و تماشاگران عزیز بدانند عده ای هستند اینجا که برای راضی نگه داشتنشان دارند زحمت میکشن.
او در باره کار با کارگردان کار گفت:
آقای استقامتی کارگردان جدی و بسیار فهمیده هستند و من واقعا چیزهای زیادی از ایشان یاد گرفتم و واقعا از اینکه با ایشان شروع کردم و یاد گرفتم راضی هستم.
او در معرفی نقش خود در نمایش گفت:
لیلی رویا پور کاراکتر اصلی این نمایش است و مثل بسیاری از خانمها در این جامعه و با  مشکلات مشابه مثل حسادت همسر و عدم اجازه کار خارج از خانه توسط همسر روبروست و همچنان فرهنگ ما آنطور نشده که به زنها بها داده شود.
من به شخصه دغدغه اجتماعی خودم همیشه حقوق زنان بود و این نمایشنامه به نظر من تا حدودی میتواند این را به ما بفهماند  که چقدر یک زن احتیاج دارد به این حقوق به این  دیده شدن،  باور شدن واینکه انسان مستقلی، اول برای خودش باشد.
او در  مورد حس حالش از اینکه در اولین کار صحنه ای خود به صورت رسمی نقشی از نمایشنامه نویسنده بزرگی ( چیستا یثربی) را بازی میکند گفت:
شاید باور شما نشود اما واقعا حس بسیار خوبی است که در اولین کار،  فضایی به من داده شده است که همچنین متنی رابازی کنم وبسیار خوشحالم و امیدوارم بتوانم از پس این نقش بر بیایم.
و در پایان به عنوان یک هنرمند جوان که دارد ورود میکند عرصه حرفه ای تئاتر و نمایش گفت :
بسیار خوشحالم که در حال رسیدن به هدفم هستم.
امیدوارم همه  شما رویایتان را بدست بیاورید و برای آن بجنگید.


گزارش : هامون مرتضایی


عوامل این نمایش عبارتند از:
بازیگران:
ماکان حائری ، آتنا بشری و شادی لایق فرصت
دستیار کارگردان: سامان افتخاری
منشی صحنه: شیلا میلانی
موسیقی: سینا رمضان زاده، مجتبی رافعی
نور: آرش میربلوک، آروین تقی زاده، آنیتا فلاح
گریم: فرشته محمدنژاد ، علی مکاری
طراح تیزر، پوستر و بروشور: محمد رستم زاد
طراح دکور: مهدی استقامتی
مدیر تولید: بهنام گلرنگ
کاری از گروه لوتوس

دسته بندی :  خبرها / سینما و تئاتر
به کانال رسمی پایگاه خبری هنر گیلان در تلگرام بپیوندید.
کانال تلگرام پایگاه خبری هنر گیلان

دیدگاه شما

نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
  • مردم و لبخندها
    حیوانات و طبیعت
    غذا و نوشیدنی
    فعالیت‌ها
    سفر و مکان
    اشیاء
    نمادها
    پرچم‌ها
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید