یادداشتی بر نمایش شکلک به قلم علیرضا روح نواز
افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشدهاید
گروه اجرایی نمایش شکلک، هماوردی شما در ساحت صحنه، با جهان متن، بخاطر چند میزانسن تماما نمایشی برای من مخاطب، جالب و قابل تقدیر است. گو اینکه مولف (نغمه ثمنی) بشکل ماهرانه، جهان عینی (واقعی) را با دو کاراکتر نرگس(محبوبه جعفر پور) و شریف (ارسلان حقگو) در موقعیتی رازناک و به شدت مبهم با دو کاراکتر حسن(ادهام قاسمی نژاد)وعالیه( لیلی دروگر)که توسط شعبان بی مخ بقتل رسیده اند. متعلق جهان فرا واقعی یا برزخ اند (متافیزیک) در بعدی فرا زمانی و لامکانی ممزوج کرد تا اجتماع نقیضین که در جهان واقعی غیر ممکن است تحقق یابند.( یعنی امکان ندارد دو پدیده که ضد هم هستند،مثل بود و نبود، شب و روز، در یک زمان و مکان واحد، هم روز باشد و هم شب، هم بود باشد و هم نبود. دریک کلام یا هست یا نیست، این آگاهی و ادراک فطری برای همه ادمها ست ونیاز به تعلیم و اموزش ندارد، کدام کارگردان مدعی است که در هماوردی با اجرایی کردن این نمایشنامه میتواند زمان و مکان متلاطم و آشفته که از اغاز تا پایان در کلیت متن سیلان دارد، ذهن مخاطب را در پاسخ به این سوال که زمان نمایش آيا اکنون است یا گذشته؟ آیا عالیه و حسن موجودیت واقعی دارند؟ یا برامد از ذهنیت خلاق مولف است که نیت اش محقق کردن اجتماع ضدین در جهان ممکن است که من مخاطب نوعی به تماشای نمایش نشسته ام؟ و جوهره درام که همانا شکلک(ادا دراوردن، مسخرگی کردن، شکل وشمایل فردی مشخص وصاحب منصب را با لودگی و لوندگی دراوردن برای خنداندن حضار در محافل خصوصی و عام) سالهاست که در گرفتن پاسخ از چرایی این گونه زیستن،از ما بهتران برایمان شکلک در میاورند.
کنون نوبت هنرمندان اصیل استکه زر هستند نه سیم (نقره)در همه سطوح هنری ،بگویند ان چیزی را که باید بگویند. هنرمندی که دغدغه روشنگری و بصیرت برای اجتماع خاص وعام را نداشته باشد، بی شک ولگرد وادی هنر، خاصه هنر تیاتر است. نابترین میزانسن که در نمایش دیدم، آن فرم ایستادن در مقابل در توالت شریف (دانشجو، نماد قشر روشنفکر)بود، چه خضوعی داشت به سمت مستراح و هنر و هنرمندان اصیل و فرهیخته را نمی توان به اسارت گرفت حتی اگر هزار انگلهایی همچون شعبان بی مخ در راس قدرت باشند. اگر سقف تیاتر لاله زار فرو بریزند. هنرمندان دغدغه دار در کف خیابان، با معرکه، تعزیه،نقالی، پرده خوانی و تیاتر خیابانی، دست می یازند و به نا هنرمندان جیره خوار ، فرصت جولان پایدار نخواهند داد و حوضچه در نمایش، ،هم نماد زهدان است و هم گور، هم نماد برزخ، هم نماد معماری ایرانی. جهان متن فراتر از انست که بتوان همه جزییات و کلیات را در چند سطر باعنوان نقد و یا ادراک ویا دریافت بیان کرد. اندیشه مولف که تجربه چندین ساله نقد فیلم در کارنامه هنریش دارد در ساحت رمز گشایی آثارش منجمله این نمایشنامه چندان سهل و اسان نیست. رگه های از نظام اسطوره ای در غالب اثارش متجلی است و بیان انتقادی نقاط قوت و ضعف نمایش، بماند بوقت دگر...
دیدن نمایش توصیه میشود.
(علیرضا روح نواز)

