شک یا واقعیت نگاهی به نمایش شک به قلم علیرضا روح نواز
honarguilan
09 آبان 1396
افزودن به علاقمندی ها
شما وارد سایت نشدهاید
شک یا واقعیت
نگاهی به نمایش شک به قلم علیرضا روح نواز
شک یا واقعیت؟ نگاهی موجز و محتوایی به متن و اجرای,,نمایش ,, شک,,,مولف جان پاتریک شنلی, کارگردان جواد لاله دوست, بازیگران شیرین سامی(خواهر آلویشس) جوادلاله دوست(پدرفلین), مهساتیز رو(خواهرجیمز), بهاره سعیدی(خانم مولر).تاریخ و مکان اجرا ششم ابانماه, سالن وارش خاتم الانبیا رشت.وامابعد کلیت متن,در چم وخم عبور ازجاده سنگلاخی لفظ ومعنا و رسیدن به ژرفای سهمگین مفهوم دراماتیکی اش, مثل بلدوزر سنگین,باهیبت وخردکننده ودرصحرای صحنه حرکت میکرد. نگارنده بعنوان مخاطب,چنگ انداختن جان پاتریک شنلی را به چهرهای مزور و سالوس کسانیکه از دین علیه دین بشکل شنیع وخبیث استفاده نامشروع میکنند دیدم وشاهد بودم که چگونه مکاران وانسانماها جسم را فربه و روح را به شیطان یا نفس اماره در فراز و فرودوضعیتهای زندگیشان میفروشند. بانطر به کلیت متن بعقیده ام جوهره درام درامتدادرویدادهاو حوادث ظرفیت انراداشت تا ازانچکه درکم و کیف میزانسنهاوکنشهای بازیگران دیده شد,بمراتب باشکوهتر ظهور و وبروز داشته باشد.وچند گانگی چهره و جنم کاراکترهاخاصه پدر فلین و خواهر جیمز در فراز و فرود انات درام می توانست بیش ازین که دیده شدند لایه های درونی فردیت خویش را نمایان کنند.سیلاب خروشان و توفنده ونیز تازیانه های متن که دربافت و ساخت دیالوگها تنیده شده بود, انقدر ظرفیت دراماتیکی داشت تا درلحظات نفس گیر نمایش ملموس ترارایه گردد ومخاطبان شاهد نمایشی جذابتر و مهیب تر باشند.البته اجرا در حد قابل قبول تماشایی شد. مولف, با زبان رمز و کنایه ودرغالب مواردصریح و بی پروا پیامد منحوس ومنفور نظامهای استبدادی و خودمحور و توتالیتاریسم را پدیدار نمود.بنظرنگارنده اگر کار گردان(جوادلاله دوست) بازی نمیکرد و نیزشکل اجرایی رابسیاق گزاره گرایی (اکسپرسیونیسم)نمایشی میکرد,امواج ملتهب و تنش امیز موقعیتهای رعب اوروفضای دهشتناک متن, سهمگین تر بقوای ادراکی مخاطبا ن یورش میاورد تا فضای خفقان اور و تعصب کور و فناتیک یاجزمیت یا دگماتیسم اندیشه را عمیقا ادراک کنند.اگر چنین میشد بی ترید ذهن مخاطب انی از توالی وتناوب لحظه به لحظه متن فراغت نمییافت.وپایان درام مثل اغازش ذهن تماشاگران را همچنان در تصرف خود نگه میداشت.از نکات جالب متن اینکه, هم بزه کاری در لباس دین وجنبه تعلیمی واخلاقی داشت وهم نداشت؟ موضوعات متن هم به حوزه کلیسا محدود میشد.و هم غیر مستقیم جامعه فاقد منتقد را.همین تناقض و ایهام, بار دراماتیکی متن را برجسته میکرد.
چنین متنهایی بی شک از ذهن خلاق نویسندگان متبحر درام به منصه ظهورمیرسد و تاریخ مصرف ونیز ,حصار جغرافیایی و نژاد و ملیت را برنمی تابند. مثل دیوان حافظ.مثنوی معنوی, گلستان وبوستان سعدی مملو ازنکات و اشارات عمیق از کم و کیف ابعاد, پر رمز وراز روح ادمهاست. بقول حافظ (زاهدان که این جلوه در محراب و منبر میکنند,,,چون بخلوت میروند ان کار دیگر میکنند) کارگرداننا سعی داشت که لایه های درونی متن را با کنشهاو واکنشهای بازیگران نمایان کند,اما این مهم پرنگ دیده نشد.مثلا صحنه موعظه پدرفلین دراغاز نمایش,سرد,بیروح وخنثی بود ,ونیز صحنه اموزش بسکتبال انطورکه باید جذابیت درامی نداشت.علت هم مشخص است وان عدم ایجادفضای لازمه با نور و موزیک مناسب بود. همین صحنها اگربیشتر امعان نظر میشد میتوانست نگاه مدرن پدر فلین در تقابل وتعارض با بینش خواهر آویسشی و تردید و تعلیق خواهر جیمز را برجسته کند تا تفاوت نگاه کلیسای چپ گرا در تقابل با کلیسای راستگرای سنتی تماشایی شود.صحنه خواهر آلویشس با خانم مولر(بهاره سعیدی) از لحظات نفس گیر درام بود.هردو بازیگر موفق عمل کردند.دراین صحنه از نگاه خانم مولر علل وانگیز همجنس گرایی یک امر جبری وطبیعی تلقی شد.وپس ازرفتن خانم مولر,,نعره دلخراش آلویسش (شیرین سامی) سالن ومخاطبان درسکوت پرتنش فرو رفت.(اواسط سال دوهزار شانزده جناب پاپ بندکیت برای رسیدگی به فساد جنسی در کلیسا عازم امریکای لاتین شد و رسانه های فرا ملی خبرش را رسما پخش کردند.اینکه در بعضی از ممالک پیشرفته وفرامدرن مسیحی مذهب,ازدواج همجنسگرایان قانونمند شده وکلیسا هم این قانون را به رسمیت شناخته جای تعجب ندارد!) ایحال مهسا تیزرو(خواهر جیمز) در صحنه دیدابا آلویشس و استعداد بازیگریش مشاهده شد.جواد لاله دوست و شیرین سامی دراخرین صحنه دیدار خوب وجذاب ظاهر شدند.هر دو بازیگر درک درستی از موقعیت داشتند.وصحنه پایانی و اخرین دیالوگ آلویشس (شیرین سامی )که با بغض و گریه میگوید ,,خواهر جیمز,من شک دارم. از منظر معنایی مهیب ترین کلام درام است.همین صحنه کوتاه یکی از تماشایی ترین صحنه های نمایش بودبطوریکه سالن نمایش را سکوت سنگین و ملتهب فرا گرفت. نکته مهم اینکه اگرچه کلیت متن تقابل نگاه سنتی و مدرن در مدیریت کلیسا ونیر افشاگری فساد اخلاقی روحانیون مسیحی است با این وجود.چنین مولفه های در مورد نظامهای سیاسی و حکومتی نیز صدق میکند.حکومتی که فاقد منتقدان منصف باشد شک نکنید که از درون فاسد است. به تیم اجرایی خسته نباشید میگویم..


